چنین عقیده داشتند: 
لایسالون اخاهم حین یندبهم
		فی النائبات علی ما قال برهانا

«آنان از برادرشان که به هنگام مصیبت از آنها یاری بطلبد، دلیلی نمی‌خواهند.»
نظریة فرد به تنهایی دارای ارزش نبود؛ بلکه می‌بایست به نظریه‌های قبیله احترام می‌گذاشت و تبعیت از نظریه‌های قبیله بر او الزامی بود؛ چنانکه درید بن الصمه می‌گوید: 
و هل انا الا من غزیه إن غوت
		غویت و إن ترشد غزیه ارشد(3) 

«آیا من از طائفة غزیه نیستم که اگر به انحراف برود، منحرف می‌شوم و اگر هدایت شود، من هم هدایت می‌شوم.»
هر قبیله، دارای شخصیتی سیاسی بود که با توجه به این وضعیت با قبیله‌های دیگر، پیمان می‌بست و یا با آنها می‌جنگید. شاید از معروف‌ترین پیمانهایی که میان قبیله‌های عرب منعقد شد، پیمان «حلف الفضول» یا «حلف المطیبین» باشد.(4) 
گاهی میان قبایل عرب، به خاطر چیزهایی بی‌ارزش، جنگ و نزاع در می‌گرفت. یکی از معروف‌ترین این جنگها، جنگ فجار بود(5) . علاوه بر جنگهای بزرگ، درگیریهای فردی بر اثر انگیزه‌های شخصی یا به دلیل تأمین مایحتاج زندگی نیز میان قبیله‌ها صورت می‌گرفت؛ چراکه برخی از قبایل عرب، نیازهای خود را از راه جنگ و با شمشیر، تأمین می‌کردند. بنابراین، هیچ قبیله‌ای از اینکه قبیله‌ای دیگر چهار پایان و دارایی او را به یغما ببرد و خانه‌هایش را ویران نماید در هیچ لحظه‌ای در امان نبود.(6) 
----------------------------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النبویه فی ضوء القرآن و السنه، ج 1، ص 80.
2) مکه و المدینه فی الجاهلیه و عصر الرسول، ص 31.
3) السیرة النبویه، ابی شهبه، ج 1، ص 61. 
4) دراسة تحلیلیة لشخصیة الرسول، دکتر محمد قلعجی، ص 31.
5) همان، ص 33 - 35.
6) همان، ص 35.سورة عنکبوت از آخرین سوره‌هایی است که در دوران مکی نازل شده است. بیشتر مضامین این سوره در مورد سنت الهی در دعوتها است که همان گرفتار شدن به مشکلات و آزمونها می‌باشد؛ چنانکه خداوند می‌فرماید: 
(الم(1) أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَکُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ(2) وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْکَاذِبِينَ(3) أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ أَن يَسْبِقُونَا سَاءَ مَا يَحْکُمُونَ(4)) (عنکبوت : 1 - 4)
«آیا مردم گمان برده‌اند همین که گفتند: ما ایمان آورده‌ایم، رها کرده می‌شوند، در حالی که مورد آزمایش قرار داده نشده‌اند. همانا ما آنهایی را که قبل از ایشان بوده‌اند آزموده‌ایم. پس خدا باید راست‌گویان را از دروغگویان بشناسد. آیا کسانی که مرتکب اعمال بد می‌شوند، گمان کرده‌اند که بر ما پیشی می‌گیرند؟ چه بد قضاوت می‌کنند.»
در سوره عنکبوت سه چیز توجه انسان را به خود جلب می‌نماید که عبارتند از: 
1- سخن از منافقان به میان آمده است و نفاق وقتی صورت می‌گیرد که مسلمانها در جامعه مغلوب باشند. آن گاه بعضی از مردم به خاطر ترس از اینکه منافع آنها از دست می‌رود به ظاهر اسلام می‌آورند، ولی در باطن کفر را پنهان می‌دارند در حالی که جامعة مکه، جامعه‌ای جاهلی بود و مشرکان بر آن سیطره و قدرت داشتند و حاکمیت از آن آنها بود؛ پس سخن از منافقان در این سوره چه مناسبتی دارد که خداوند فرموده است: 
(وَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْمُنَافِقِينَ) (عنکبوت، 11)
«تا خداوند، مؤمنان را بشناسد و همچنین منافقان را بشناسد.»
با وجود اینکه این سوره مکی است، امّا باید گفت مؤمنان چنان امیدوار بودند که پیروزی خود را بسیار نزدیک می‌دیدند یا اینکه این آیه ، مدنی است که در سورة مکی گنجانده شده است؛ چراکه هنوز وقت نفاق فرا نرسیده بود آن گونه که برخی از مفسران گفته‌اند، از این رو این آیه را مدنی قرار داده‌اند.(1) 
2- خداوند دستور داد که با اهل کتاب به بهترین شیوه مجادله کنید گویا آنها را برای مرحلة بعدی که قرار بود مسلمانان با اهل کتاب در محیطی مشترک زندگی بکنند، آماده می‌کرد. پس آنها نباید سختی و تندروی را آغاز نمایند، لذا خداوند آنها را راهنمایی و گوشزد می‌نماید و می‌فرماید: 
(وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْکِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَقُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي أُنزِلَ إِلَيْنَا وَأُنزِلَ إِلَيْکُمْ وَإِلَهُنَا وَإِلَهُکُمْ وَاحِدٌ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ(46) وَکَذَلِکَ أَنزَلْنَا إِلَيْکَ الْکِتَابَ فَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْکِتَابَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمِنْ هَؤُلَاءِ مَن يُؤْمِنُ بِهِ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الْکَافِرُونَ(47)) (عنکبوت، 46 – 47)
«با اهل کتاب جز به روش احسن مجادله نکنید. مگر با کسانی از آنان که ظلم کرده‌اند و بگوئید ما ایمان آورده‌ایم به آنچه به سوی ما نازل شد و به آنچه به سوی شما نازل گردیده است و خدای ما و خدای شما یکی است و ما مسلمانیم.»
3- آماده کردن افراد برای هجرت در سرزمین پهناور خدا؛ چراکه بعد از بیعت عقبة اول، مدینه آمادگی پذیرش مهاجران مؤمن را داشت. از این رو سوره عنکبوت نازل شد و در آن اشارات واضحی در مورد هجرت به چشم می‌خورد وتصریح شده بود که خداوند ضامن روزی بندگانش در هر جا و هر زمان می‌باشد.(2) 
چنانکه می‌فرماید: 
(يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضِي وَاسِعَةٌ فَإِيَّايَ فَاعْبُدُونِ) (عنکبوت، 56)
«ای بندگان من! آنانی که ایمان آورده‌اید، (بدانید که) زمین من گسترده و وسیع است؛ پس فقط مرا بپرستید.»
این آیه کریمه نازل شد تا مؤمنانی را که در مکه بودند، برای هجرت تشویق نماید؛ چون باقی ماندن در سرزمین کافران که عرصه را بر مؤمنان تنگ کرده بودند، درست نبود از این رو باید عبادت خدا را در زمین خدا و در کنار بندگان صالحش جستجو می‌کردند؛ یعنی، اگر شما برای اظهار ایمان خود در مضیقه قرار دارید، پس به مدینه هجرت کنید؛ چون شرایط حاکم در مدینه برای اظهار توحید آماده و زمینه، مساعد است(3) ؛ سپس خداوند خاطر نشان ساخت که رزق و روزی، مختص سرزمین خاصی نیست؛ بلکه رزق الهی به بندگانش در هر جا و در هر شرایطی که باشند، می‌رسد؛ چنانکه مهاجران از روزی بیشتر و خوشایندتری برخوردار گردیدند(4) . بنابراین، خداوند متعال می‌فرماید: 
(وَکَأَيِّن مِن دَابَّةٍ لَا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ يَرْزُقُهَا وَإِيَّاکُمْ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ) (عنکبوت، 60)
«چه بسیارند جنبندگانی که نمی‌توانند روزی خود را (با خود) حمل کنند. خدا روزی‌رسان آنها و شما است و او بس شنوا و آگاه است.»
همچنین می‌فرماید: 
(کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنَا تُرْجَعُونَ) (عنکبوت، 57)
«تلخی و سختی مرگ را هر نفسی خواهد چشید.»
یعنی شما با مردن به مکانی انتقال داده می‌شوید که در آن جا سزا و جزا داده می‌شوید و هر کس که سرانجامی چنین دارد، چاره‌ای ن