پیمان عقبه اول و دوم نیز شب هنگام انجام شد.(7) 
2- رفتن پیامبر اکرم (ص) به محل اقامت قبیله‌ها 
پیامبر اکرم (ص) با قبیلة کلب و بنی حنیفه و بنی عامر در محل اقامتشان دیدار کرد(8)  و با این کار می‌‌کوشید تا از تعقیب قریش خود را دور بدارد و بتواند با قبیله‌ها به شیوة مناسب بدون اینکه از سوی قریش برایش مزاحمتی ایجاد شود، به گفتگو بپردازد.
3- همراه بردن معاونان با خود
ابوبکر و علی، آن حضرت را در برخی از دیدارها و گفتگوهایش با برخی قبیله‌ها همراهی می‌کردند و شاید این همراهی به خاطر آن بود که افرادی که دعوت داده می‌شدند، گمان نبرند که او تنهاست و از میان اشراف قوم و خویشاوندانش یاوری ندارد و از طرفی ابوبکر نسبهای عرب را به خوبی می‌دانست(9)  و این امر به پیامبر اکرم(ص)  در شناخت نژاد و اصالت قبیله‌ها کمک می‌کرد؛ پس پیامبر اکرم (ص) سعی می‌نمود تا به دعوت بهترین افراد بپردازد؛ چراکه در صورت پذیرش اسلام پیامدهای دعوت را بتواند برعهده بگیرد.
4- اطمینان حاصل کردن از توان قبیله 
از جوانب امنیتی مهمی که پیامبر اکرم (ص) در راستای دعوت قبایل در نظر می‌گرفت، این بود که از قدرت دفاعی و توان آنها در میان قبایل اطلاع حاصل می‌نمود و از آنها می‌خواست تا او را حمایت کنند؛ زیرا قدرت و توان دفاعی برای کسانی که دعوت را حمایت می‌نمایند؛ بسیار ضروری و مهم است؛ چراکه قبائلی که حامی دعوت اسلامی بودند، در واقع در برابر تمام نیروهای شر و باطل می‌ایستد؛ پس باید از نظر توانایی مادی و معنوی شایستگی ایفای چنین نقشی را داشته باد و بتواند دعوت را حمایت کند و پیامدهای نشر آن را تحمل نماید و موانعی را که برسر راه دعوت قرار می‌گیرند، دفع نماید.(10) 
-------------------------------------------------------------------------------------
1) الانساب، سمعانی، ج 1، ص 36.
2) امتاع الاسماع، مقریزی، ج 1، ص 30 – 31.
3) الدرر، ابن عبد البر، ص 35 – السیرة النبویه، ج 2، ص 185.
4) المحنة فی العهد المکی، ص 53.
5) همان.
6) تاریخ اسلام، نجیب آبادی، ج 1، ص 129 به نقل از الرحیق المختوم.
7) السیرة النبویه، ابن هشام، ج 2، ص 52، 44 – السیرة النبویه جوانب الحذر و الحمایه، ص 116.
8) البدایه و النهایه، ابن کثیر، ج 3، ص 140.
9) السیرة النبویه لجوانب الحذر و الحمایه، ص 116.
10) همان، ص 116 – 17.پیامبر اکرم (ص) طائفه بنی‌عامر را انتخاب نمود تا گفتگوهایی را با آنان انجام دهد. این گفتگوها براساس برنامه‌ریزی قبلی انجام می‌شد. پیامبر اکرم(ص)  و همراهش ابوبکر نه تنها می‌دانستند که بنی عامر قبیله‌ای جنگجو است و افراد زیادی دارد؛ بلکه یکی از پنج قبیله‌ای است که زنان و کودکانش هرگز اسیر دشمن نشده‌اند و از هیچ پادشاهی پیروی نکرده و خراج و مالیاتی به کسی نداده است(1)  و قبیله‌ای همانند قبیلة قریش و خزاعه است(2)  همچنین پیامبر اکرم (ص) از مخالفت دیرینة بنی عامر و ثقیف اطلاع داشت بنابراین، پیامبر اکرم (ص) در این صدد برآمد تا ثقیف را به این دلیل که از پذیرفتن دعوتش امتناع ورزیدند، از خارج آنها را تحت فشار قرار دهد.
پیامبر اکرم (ص) برای در خطرانداختن موقعیت ثقیف در این صدد برآمد تا از موقعیت بنی‌ عامر بن صعصعه استفاده نماید و پیمان قطعی با بنی‌ عامر ببندد(3). 
سیره‌نگاران بر این باورند که وقتی پیامبر اکرم (ص) نزد بنی عامر بن صعصعه آمد و آنها را به سوی خدا دعوت داد و اسلام را بر آنان عرضه کرد، مردی از آنها به نام بحیره بن فراس گفت: «سوگند به خدا اگر من این جوانمرد را از قریشیان بازگیرم و حمایت کنم به وسیلة او عرب را خواهم بلعید؛ سپس به پیامبر گفت: آیا اگر ما از تو پیروی کنیم و خداوند تو را بر مخالفانت پیروز گرداند بعد از تو فرماندهی و ریاست امور از آن ما خواهد بود؟ فرمود: این امر در اختیار خداوند است به هر کس که بخواهد آن را می‌دهد. او گفت: شاهرگهایمان را به خاطر دفاع از تو آماج شمشیرهای قوم عرب قرار دهیم و وقتی خدا تو را پیروز گردانید، فرماندهی برای کسانی دیگر باشد؟ ما به آئین تو نیازی نداریم(4). 
--------------------------------------------------------------------------------------------
1) اصول الفکر السیاسی، ص 182.
2) همان.
3) همان.
4) سیرة ابن هشام، ج 2، ص38.در روایت علی بن ابی طالب(ص)  آمده است: وقتی خداوند به پیامبرش(ص)  دستور داد تا دعوتش را بر قبیله‌های عرب عرضه دارد، رسول خدا به راه افتاد و من هم همراهش بودم ... تا اینکه می‌گوید: سپس به مجلسی دیگر رفتیم که مجلسی آرام بود. ابوبکر جلو رفت و سلام کرد و گفت: از کدام خاندان هستید؟ پاسخ دادند: از بنی‌شیبان بن ثعلبه. ابوبکر رو به سوی پیامبر خدا (ص) نمود و گفت: پدر ومادرم فدایت باد؛ اینان سرآمد خاندان خود و سرآمد مردمند. در میان آنها فردی به نام مفروق بود که از همه سخنگوتر و زیباتر بود. ابوبکر گفت: قبیلة شما چند نفر است؟ مفروق گفت: ما بیش از هزار تن نیستیم و گروهی که هزار نفر باشند هرگز از کاستی افراد خود شکست نمی‌خورد. ابوبکر گفت: توان دفاعی شما چگونه است؟ مفروق گفت: ما به هنگام رویارویی با دشمن به شدت خشمگین می‌شویم و وقتی خشمگین می‌شویم، به شدت در می‌افتیم؛ ما جنگ را بر زن و فرزند و شمشیر را بر همبستری با همسران خویش ترجیح می‌دهیم و پیروزی به دست خدا است؛ گاهی ما بر دیگران پیروز می‌گردیم و گاهی دیگران بر ما پیروز می‌گردند. آن گاه رو به پیامبر اکرم (ص) کرد و گفت: شاید تو از قریش هستی؟ ابوبکر گفت: اگر به شما رسیده که او رسول خداست، اینک این همان مرد است.
مفروق گفت: ای برادر قریشی! ما را به چه چیزی فرا می‌خوانی؟ پیامبر اکرم(ص) فرمود: شما را به اینکه گواهی دهید که هیچ معبودی جز الله نیست و او یگانه است و شریکی ندارد و من بنده خدا و پیامبرش هستم و از شما می‌خواهم که مرا کمک نمایید و یاری‌ام کنید؛ زیرا قریش در مقابل امر الهی همدست شده‌اند و رسول خدا را تکذیب کرده‌اند و خود را به وسیلة باطل از حق بی‌نیاز دانسته‌اند در حالی که خداوند بی‌نیاز و ستوده است. مفروق گفت: آیا به چیزی دیگری هم دعوت می‌دهی؟ آن گاه گفت: به خدا سوگند که سخنی بهتر از این را نشنیده‌ام. آن گاه پیامبر اکرم (ص) این آیات را تلاوت نمود: 
(قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَيْکُمْ أَلاَّ تُشْرِکُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَکُم مِّنْ إمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ) (انعام، 151)
«بگو: بیائید تا آنچه را که پروردگارتان حرام کرده است، بخوانم. اینکه با او چیزی را شریک قرار ندهید و با پدر و مادر به نیکی رفتار کنید و فرزندانتان را از ترس فقر مکشید. ما به شما و به آنها روزی می‌دهیم و به کارهای زشت چه ظاهر باشند، چه باطن، نزدیک مشوید و هیچ کس را که خداوند کشتن او را حرام کرده است، م