 آنها را از جایی که در آن بودند، بیرون نمود.
اصحاب و یاران پیامبر اکرم (ص) از اشتباه آدم به دشمنی سرسخت شیطان با انسان پی بردند و ترس و هراسی از او در دلشان ایجاد شد که این عامل، آنان را براساس برداشت آنان از مضامین قرآنی به پناه بردن همیشگی و توکل نمودن و کمک خواستن از خداوند در مقابل این شیطان رانده شده که فکر و هدفی جز گمراهی کردن و کشاندن انسان به گناه ندارد، سوق داد. خداوند متعال در این باره می‌فرماید: 
(إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَکَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ وَکَفَى بِرَبِّکَ وَکِيلاً) (اسراء، 65)
«بی‌گمان سلطه‌ای بر بندگان من نخواهی داشت و همین تو را کافی است که پروردگارت حافظ و پشتیبان است.»
پس شیطان به کسانی که، ایمانی عمیق به خداوند در دلهایشان وجود دارد و به سوی خدا روی می‌‌آورند و اعضایشان در اطاعت الهی به حرکت در می‌آیند و توکل و اعتمادشان بر او است، سلطه و قدرتی ندارد و آنان با آرزوها و خیالات باطل شیطان، مبارزه می‌نمایند و آنچه را که در دلهایشان می‌افکند، از بین می‌برند؛ چون ایمانی که به خدا دارند به آنها نور می‌بخشد و از زشتی پرده بر می‌دارد و توکل بر خدا، اعتمادشان را تقویت می‌نمایدو شیطان، ضعیف و ناتوان می‌شود و در برابر قدرت ایمان به خدا و توکل بر او، خوار و زبون می‌گردد.(5) 
5- ضرورت توبه و طلب آمرزش
اصحاب و یاران پیامبر اکرم (ص) از این داستان آموختند که هنگام مرتکب شدن گناه یا معصیت باید توبه و طلب آمرزش نمایند؛ چون آدم و همسرش وقتی مرتکب معصیت گردیدند، خیلی زود و شتابان به مغفرت و طلب رحمت از پروردگار بزرگوارشان روی آوردند: 
(فَدَلاَّهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَاتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَکُمَا عَن تِلْکُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّکُمَا إِنَّ الشَّيْطَآنَ لَکُمَا عَدُوٌّ مُّبِينٌ(22) قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ(23)) (اعراف، 22 – 23)
«پس آرام آرام آنان را با مکر و فریب کشید. هنگامی که از درخت چشیدند، عورات خویش بدیدند و شروع به جمع‌آوری برگهای بهشت کردند و آنها را بر خود افکندند. پروردگارشان فریادشان زد که آیا شما را از آن درخت نهی نکردم و به شما نگفتم که اهریمن، دشمن آشکار شما است؟ گفتند: پروردگارا! ما بر خویشتن ستم کرده‌ایم و اگر ما را نیامرزی و بر ما رحم نکنی از زیانکاران خواهیم بود.»
این اعترافی سریع به گناه همراه پشیمانی شدید بود؛ چنانکه گفتند:(ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا) و توبه‌ای خالص بود که به پذیرفته شدن آن کمک کرد تا از هلاک شدن و خسارت ابدی نجات یابند؛ چنانکه گفتند:(وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ) «اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود» پس وقتی آدم و همسرش با وجود جایگاه والایشان از توبه کردن و طلب آمرزش بی‌نیاز نبودند، پس دیگران به طریق اولی نیازمند توبه طلب آمرزش هستند(6). 
6- پرهیز از حسد و تکبر
حسد و تکبر باعث گرفتاری ابلیس به این مصیبت گردید. پس نخستین گناهی که در دنیا اتفاق افتاد، تکبر بود. بنابراین، در شریعت اسلام، از تکبر بر حذر داشته شده و به متکبران وعید داده شده است؛ چنانکه پیامبر اکرم (ص) فرمود: «کسی که در دلش به اندازه دانه خردلی تکبر باشد، به بهشت راه نخواهد یافت(7) .» و در کتاب خدا آیه‌های زیادی در نکوهش تکبر و متکبران و سرانجام بد آنها در روز قیامت وجود دارد.
تکبر یعنی نپذیرفتن حق و تحقیر مردم؛ چراکه شخص متکبر، حق را نمی‌پذیرد و در برابر آن تسلیم نمی‌شود و آن را ناچیز می‌شمارد و خود را بالاتر از حق می‌داند و با آن دشمنی و عناد می‌ورزد. و «غمط الناس» یعنی تحقیر کردن و خوار شمردن مردم.(8) 
بزرگ‌ترین مظهر و نماد نپذیرفتن حق، تبعیت ننمودن از دستورات خدا و سرکشی در برابر آن است و اصحاب و یاران پیامبر اکرم (ص) از حسد، تکبر، خودستایی و پاک شمردن خود از عیب و نقص دور بودند؛ زیرا خطر این امر را از این سخن ابلیس که قرآن نقل می‌کند :( أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ ) «من از او بهترم» فهمیده بودند و همچنین مضمون واقعی این آیه را درک نموده بودند که می‌فرماید: 
(الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ کَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّکَ وَاسِعُ الْمَغْفِرَةِ هُوَ أَعْلَمُ بِکُمْ إِذْ أَنشَأَکُم مِّنَ الْأَرْضِ وَإِذْ أَنتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ فَلَا تُزَکُّوا أَنفُسَکُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى) (نجم، 32)
«همان کسانی که از گناهان بزرگ و بدکاریها، کناره‌گیری می‌کنند و اگر گناهی از آنان سر زند تنها صغیره است؛ چراکه پروردگار تو دارای آمرزش گسترده و فراخ است. خداوند از همان زمان که شما را از زمین آفریده است و از آن روز که شما به صورت جنینهای ناچیز در درون شکمهای مادرانتان بوده‌اید، از شما به خوبی آگاه بوده و هست؛ پس از پاک بودن خود سخن مگوئید؛ زیرا که او پرهیزگاران را بهتر می‌شناسد.»
همچنین اصحاب و یاران پیامبر اکرم (ص) از این سخن ابلیس که قرآن آن را نقل می‌نماید :(خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ) «مرا از آتش و او را از خاک و گل آفریده‌ای» متوجه این موضوع گردیدند که بایسته نیست که به اصل و نسب خویش افتخار نمایند؛ بلکه باید به پرهیزگاری و انجام عبادات و خوبیها به خاطر رضامندی پروردگار آسمانها و زمین افتخار کرد.
7- ابلیس دشمن آدم و همسرش و فرزندانشان است
اصحاب و یاران پیامبر اکرم (ص) از آیه‌های نازل شده در دوران مکی آموختند که شیطان به خاطر امتناع ورزیدن از سجده برای پدرشان آدم نه تنها از رحمت الهی طرد شد و خداوند او را نفرین کرد؛ بلکه اولین دشمن آنان و دشمن آدم و همسر و فرزندانش گردید و خداوند فرموده است : 
(وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ) (حجر، 43)
«و حتماً دوزخ میعادگاه جملگی آنان است.»
و خداوند متعال می‌فرماید: 
(قَالَ أَرَأَيْتَکَ هَذَا الَّذِي کَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لأَحْتَنِکَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إَلاَّ قَلِيلاً) (اسراء، 62)
«شیطان گفت: این همان است که او را بر من ترجیح داده و گرامی داشته‌ای؟! اگر مرا تا روز قیامت زنده بداری، فرزندان او را همگی جز اندکی نابود می‌گردانم.»
بدین صورت شیطان، اراده و تصمیم خود را برای گمراه کردن فرزندان آدم اعلام کرد و از خداوند خواست تا او را تا روز قیامت باقی بگذارد تا تصمیم خود را در عمل اجرا نماید و این امر بیانگر دشمنی او با آدم و فرزندانش می‌باشد. خداوند، درخواست شیطان را این گونه بیان فرمود: 
«گفت پروردگارا، اکنون که چنین است مرا تا روزی مهلت ده که در آن (مردمان بعد از مرگشان مجدداً) زن