وة تبوک، شماره 1707. 
2) مسلم، کتاب الایمان،باب الدلیل علی من. 
3) غزوة تبوک، ص 176-177. حرکت پیامبر اکرم (ص) و اصحاب و یارانش به سوی تبوک، دارای فوائد بی‌شماری بود که می‌توان، تمرین سخت نظامی را یکی از آنها به حساب آورد؛ زیرا آنها در شرایط بسیار طاقت‌فرسایی، سفر بسیار طولانی‌ای را پشت سر گذاشتند و گرمای خورشید نیز آزار دهنده بود و کمبود توشه باعث گرسنگی شدید و کمبود مرکب، باعث خستگی شدید گردید که افرادی همانند آنان از عهدة تحمل این گونه مشقتها بر می‌آیند؛ چنانکه استاد محمود شیت می‌گوید: امروز نیز برخی از فرماندهان نظامی، سربازان خود را با تمرین‌های سختی مانند پیاده‌روی، کم خوراکی و غیره تربیت می‌نمایند، تا این سربازان در آینده راحت بتوانند بر مشکلات و مسائل موجود، غلبه نمایند، اما مشقتی که سربازان اسلام در غزوه تبوک دچار آن گردیدند، از تمرین‌های مشقت‌باری که سربازان کنونی انجام می‌دهند، به مراتب سخت‌تر بود. 
علاوه بر موارد ذکر شده، صحابه نیز مدینه را در حالی ترک کرده بودند که فصل میوه‌های درختانشان فصل برداشت و چیدن رسیده بود، اما مسیری را که در پیش داشتند، طولانی بود و باید بیابان‌های عربستان را پیاده طی می‌کردند و گرسنگی و تشنگی شدیدی را متحمل می‌شد بنابراین، می‌توان گفت سفر به غزوة تبوک، تمرین نظامی جانکاهی بود و هدف پیامبر آماده‌سازی نیروهای لشکر اسلام نشر و گسترش اسلام به خارج مرزهای شبه جزیره عربستان بود؛ زیرا این آخرین غزوهای بود که آن حضرت در آن شرکت می‌کرد؛ پس باید قبل از آنکه دار فانی را ترک می‌نمود، از شایستگی سربازان خود برای تقبل چنین وظیفه‌ای مطمئن می‌گردید(1).  
و به حق که این تمرین نظامی بعد از وفات رسول خدا نتایج بسیار خوبی ازخود به جای گذاشت چنانکه در زمان خلفای راشدین صحابه توانستند، دیار شام و فارس را به قدرت ایمان و توکلشان بر خدا و با کمک از تجربه و تمرین‌هایی که دیده بودند، فتح نمایند. 
-------------------------------------------------------------------------------------
1) الرسول القائد، ص 281-282. یاران آن حضرت، همواره نسبت به خداوند در حالتی از خوف و رجاء به سر می‌برند؛ چون برنامة قرآنی که پیامبر اکرم (ص) براساس آن حکومت می‌نمود، تحولی شگرف و عمیق در وجود اصحاب و یاران پیامبر اکرم (ص) ایجاد نمود؛ چراکه قرآن کریم، نمایی از صحنه‌های وحشتناک روز قیامت را از قبیل جمع و پیچیده شدن آسمانها، ایجاد شکاف عمیق در زمین، از بین رفتن کوهها، طغیان دریاها و افروخته شدن آن، جنبش آسمانها و قطعه‌قطعه شدن آن، از بین رفتن روشنایی خورشید، تیره شدن ماه و از هم پاشیدن و فروریختن ستارگان را برای آنها به تصویر می‌‌کشد. قرآن کریم، علاوه بر بیان حالت کافران، ذلت و خواری، حسرت و ناامیدی و نابود شدن کارهایشان، به بیان و مجادله عبادت کنندگان و معبودان باطل و جدال ضعیفان و سرداران، مخاصمه کافر و شیطان، مجادله کافران با اعضای بدن خود و مجادله روح و جسد پرداخته است. همچنین قرآن کریم از شفاعت و سفارش و شرایط آن، از شفاعتی که پذیرفته می‌شود و شفاعتی که پذیرفته نمی‌شود، سخن گفته است و از حساب و جزا و از صحنة حساب سخن گفته و از اینکه ستمدیدگان از ستمگران قصاص می‌گیرند و کیفیت قصاص گرفتن در روز قیامت سخن به میان آورده است. همچنین خداوند در قرآن، اهمیت مسئلة ریختن خونها را بیان نموده و متذکر شده است که ترازوهایی که با آن اعمال وزن می‌شوند، نصب کرده می‌شود و رسول خدا از حوض کوثر و کسانی که می‌توانند و نمی‌توانند از آن استفاده نمایند، خبر داده است. قرآن کریم نیز از حشر شدن کافران به سوی آتش دوزخ و عبور مؤمنان بر صراط و نجات یافتن مؤمنان و هلاک شدن منافقان سخن گفته است(1). 
کوتاه سخن اینکه قرآن کریم انواعی از عذابهای جهنم را به تصویر کشیده است؛ پس مسلمانان صدر اسلام، گویا آن را با چشم مشاهده می‌کردند. از جمله آیه‌های قرآن کریم در مورد جهنم، می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد: 

1- خوراک اهل جهنم و نوشیدنیها و لباسهایشان
قرآن کریم از جمله خوراکهای اهل جهنم به ضریع (گیاه خارداری که شبرق نامیده می‌شود) و زقوم (درختی که در جهنم می‌روید) و از جمله نوشیدنی آنان به چرک و زردآبه و آب داغ و سوزان اشاره می‌نماید؛ چنانکه می‌فرماید: 
(لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٍ(6) لَا يُسْمِنُ وَلَا يُغْنِي مِن جُوعٍ(7)) (غاشیه، 6 – 7)
«آنان خوراکی جز ضریع نخواهند داشت، نه فربه خواهد کرد و نه از گرسنگی بی‌نیاز می‌سازد.»
خوردن این خوراکیها نوعی از انواع عذابها برای آنان است و از خوردن و نوشیدن آن لذت نمی‌برند و بدنشان از آن استفاده‌ای نمی‌برد.
اما در مورد زقوم فرموده است: 
(إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ(43) طَعَامُ الْأَثِيمِ(44) کَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ(45) کَغَلْيِ الْحَمِيمِ(46)) (دخان، 43 – 46)
«قطعاً درخت زقوم خوراک گناهکاران است و همچون فلز گداخته در شکمها می‌جوشد، جوششی همچون آب گرم و داغ.»
و خداوند در آیه‌ای دیگر در مورد درخت زقوم فرمود: 
(أَذَلِکَ خَيْرٌ نُّزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ) (صافات، 62)
«آیا آن (همه نعمتهای بی‌کران و جاویدانی) که بهشتیان را با آن پذیرایی می‌کنند، بهتر است یا درخت زقوم.»
و در جای دیگر می‌فرماید: 
(ثُمَّ إِنَّکُمْ أَيُّهَا الضَّالُّونَ الْمُکَذِّبُونَ(51) لَآکِلُونَ مِن شَجَرٍ مِّن زَقُّومٍ(52) فَمَالِؤُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ(53) فَشَارِبُونَ عَلَيْهِ مِنَ الْحَمِيمِ(54) فَشَارِبُونَ شُرْبَ الْهِيمِ(55)) (واقعه، 51 – 55)
«سپس شما ای تکذیب کننده، قطعاً از درخت زقوم خواهید خورد و شکمها را از آن پر خواهید کرد و روی آن، آب جوشان و سوزان خواهید نوشید و همچون نوشیدن شترانی که مبتلا به بیماری تشنگی شده‌اند، از آن خواهید نوشید.»
از این آیه چنین استنباط می‌شود که این درخت پلیدی است که در عمق جهنم ریشه دوانیده و شاخه‌هایش در گوشة جهنم امتداد یافته است و میوه‌های این درخت، منظره‌ای زشت دارند که به سرهای شیطان تشبیه گردیده است و در اذهان صحابه براساس تعالیم برگرفته شده از قرآن در مورد دوزخ تجسمی از سرهای زشت شیطان ایجاد شده بود؛ پس با وجود پلید بودن درخت و پلیدی میوه‌هایش، دوزخیان چنان گرسنه می‌شوند که راهی جز خوردن میوه‌های این درخت برای رفع گرسنگی خودشان ندارند و بعد از رفع گرسنگی، درونشان همانند آب جوش و ته‌نشین روغن جوش می‌خورد و بر اثر آن دردهای شدیدی احساس می‌نمایند تا جایی که مانند شتر بیماری که می‌نوشد و سیر نمی‌شود، از آبهای داغ می‌نوشند، آن آب داغ و سوزان روده‌هایشان را قطع می‌نماید: 
(مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيهَا أَنْهَارٌ مِّن مَّاءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِن لَّبَنٍ لَّمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِّنْ خَمْرٍ لَّذَّةٍ لِّلشَّارِبِينَ وَأَنْهَارٌ مِّنْ عَسَلٍ مُّصَفّ