ٌ)
یعنی برای آنانی که به خاطر نداشتند توشة راه نتوانسته‌اند در غزوه شرکت نمایند، نیز حرجی نیست؛ البته بعد از اینکه ( نَصَحُواْ لِلّهِ وَرَسُولِهِ) حق را بشناسند و بدان اعتراف نمایند و دوستان خدا را دوست بدارند و با دشمنانش، بغض بورزند(2). 
طبری در مورد آیة:(مَا عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِن سَبِيلٍ) می‌گوید: یعنی بر چنین کسانی که به خاطر نداشتن امکانات ویا نداشتن توانایی جسمی تخلف ورزیده‌اند، اما حق را می‌شناسند وبدان اعتراف دارند و خدا و پیامبرش را دوست دارند، جای اعتراضی نمی‌ماند.
(وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ) یعنی خداوند، گناهان این چنین متخلفانی را با مواخذه ننمودند آنان را مغفرت می‌نماید و بر آنان ترحم می‌نماید(3). 
قرطبی می‌گوید: در این آیه اصلی بیان گردیده است و آن اینکه حرجی بر کسانی که توان مالی ندارند، نیست(4). 
(وَلاَ عَلَى الَّذِينَ إِذَا مَا أَتَوْکَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لاَ أَجِدُ مَا أَحْمِلُکُمْ عَلَيْهِ تَوَلَّواْ وَّأَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَنًا أَلاَّ يَجِدُواْ مَا يُنفِقُونَ) (توبه، 92)
این جمله علاوه بر اینکه عطف است بر جملة سابق و از نوع خاص بر عام می‌باشد، بیانگر امتیاز ویژة این گروه نیز می‌باشد؛ یعنی، کسانی هستند که با وجود نداشتن امکانات مالی نزد تو آمدند و از تو درخواست کمک و به ویژه مرکب نمودند، تا در این سفر طولانی همراه تو باشند و در راه خدا جهاد نمایند و تو گفتی: من نیز امکاناتی ندارم که در اختیار شما قرار دهم(تَوَلَّواْ وَّأَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ) با شنیدن  این سخن، آنها در حالی برگشتند که از دیدگانشان اشک می‌بارید. به خاطر اینکه نه مالی و نه مرکبی به دست آوردند تا بتوانند در جهاد شرکت نمایند(5). 
2- متخلفانی که عذر شرعی نداشتند، امّا مورد مغفرت قرار گرفتند 
در مورد سرگذشت این متخلفان سه آیه در قرآن نازل شده است: 
(وَآخَرُونَ اعْتَرَفُواْ بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُواْ عَمَلاً صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللّهُ أَن يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ) (توبه، 102)
«و گروهی دیگر به گناه خود اعتراف ورزیدند. آنها عمل نیک را با عمل بد درآمیختند. امید است خدا توبة آنان را بپذیرد؛ همانا خدا بخشنده و مهربان است.»
مفهوم این آیه آن است که این جماعت بدون هیچ گونه عذری شرعی، از شرکت در غزوه تخلف ورزیدند، اما پشیمان  شدند و مانند منافقان عذرهای دروغین نتراشیده‌اند؛ بلکه توبه نمودند و به واقعیت اعتراف کردند و امیدوار عفو و بخشش الهی شدند و اینکه فرمود: عمل نیک را با عمل بد نیامیزید؛ یعنی، اینها قبل از این غزوه، دارای سوابق نیکی مانند مسلمان شدن، عمل به احکام اسلام و جهاد در راه خدا بودند که با تخلف از غزوه تبوک عمل بدی بر آن افزودند و سپس با توبه و پشیمان شدن عمل نیک دیگری انجام دادند، اما اعتراف محض بدون توبه، برای جبران گناه کافی نخواهد بود؛ مگر اینکه شخص، از عمل گذشتة خود توبه نماید و تصمیم راسخ بگیرد که در آینده مرتکب آن نشود و آیة(عَسَى اللّهُ أَن يَتُوبَ عَلَيْهِمْ) دلیل این امر است که اعتراف آنها با هدف و قصد توبه بوده است بنابراین، فرمود: امید است که خداوند توبة آنها را بپذیرد؛ زیرا او غفور و رحیم است؛ یعنی، گناهان را می‌آمرزد و بر بندگانش ترحم می‌نماید(6). 
2- خداوند می‌فرماید: 
(وَآخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَإِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَکِيمٌ) (توبه، 106)
«و گروه دیگری (از متخلفان) که به فرمان خدا واگذار شده‌اند، یا خدا آنها را عذاب می‌دهد و یا توبه آنان را می‌پذیرد و خدا دانا و با حکمت است.»
مراد از این افراد، براساس روایت صحیحین، هلال ابن امیه، کعب ابن مالک و مراره بن ربیع می‌باشد.
این افراد با وجود اینکه قصد داشتند تا به پیامبر اکرم(ص) ملحق شوند، امّا به دلیل سستی سرانجام موفق نگردیدند به سپاه  بپیوندند. بنابراین، این افراد از منافقان نبودند؛ بلکه از مسلمانان مخلص بودند و هنگامی که پیامبر به مدینه آمد، اینها نزد آن حضرت رفتند و نه همانند دیگران عذر و بهانه‌ای مطرح کردند و نه همچون ابولبابه و غیره خود را به ستونهای مسجد بستند.
براین اساس، پیامبر اکرم(ص) به مسلمانان دستور داد تا با آنها قطع رابطه نمایند؛ چنانکه تا پنجاه روز درهمین حال بسر بردند و نمی‌دانستند که نتیجه چه خواهد شد(7). 
3- خداوند می‌فرماید : 
(وَعَلَى الثَّلاَثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُواْ حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنفُسُهُمْ وَظَنُّواْ أَن لاَّ مَلْجَأَ مِنَ اللّهِ إِلاَّ إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ) (توبه، 118)
«و توبة آن سه نفری را هم می‌پذیرد که (حکم آنان) به تأخیر انداخته شد تا اینکه زمین با وجود گستردگی‌اش بر آنان تنگ آمد و جانشان به لب رسید و دانستند که هیچ پناهگاهی از خدا جز برگشت به خدا وجود ندارد. سپس خدا بدیشان پیغام توبه داد تا آنها به سوی او برگردند. همانا خدا پذیرندة توبه و مهربان است.»
این سه نفر عبارت بودند از: هلال ابن امیه، کعب ابن مالک و مرار ابن ربیع(8)  که به شرح سرگذشت آنان خواهیم پرداخت.
3- متخلفان منافق اطراف مدینه
در مورد اینها خداوند می‌فرماید: 
(وَجَاء الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الأَعْرَابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ وَقَعَدَ الَّذِينَ کَذَبُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ کَفَرُواْ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ) (توبه، 90)
«عذرخواهان اعراب آمده‌اند تا بدیشان اجازه داده شود و در خانه نشسته‌اند و به خدا و پیغمبرش دروغ گفته‌اند. به افراد کفر پیشة آنان عذاب بسیار دردناکی خواهد رسید.»
این آیه بیانگر آن است که برخی از اعراب، عذر و بهانه آوردند؛ چه حق و چه ناحق و از رسول خدا، برای شرکت ننمودن در غزوه، اجازه خواستند، اما گروه دیگری از آنان، هیچ عذری مطرح نکردند و از شرکت در غزوه خودداری نمودند و آنان منافقانی بودند که خدا و پیامبرش را تکذیب نمودند؛ سپس خداوند به آنان وعده عذاب داده و فرموده است :(سَيُصِيبُ الَّذِينَ کَفَرُواْ) یعنی برای کسانی از اعراب که با مطرح ساختن عذرهای دروغین و یا بدون مطرح کردن عذر، در جنگ شرکت نکرده‌اند، عذاب دردناکی وجود خواهد داشت. این عذاب هم عذاب دنیوی و هم عذاب اخرویرا شامل می‌گردد(9). 
همچنین در مورد اینها، این آیه نازل گردید: 
(وَمِمَّنْ حَوْلَکُم مِّنَ الأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ) (توبه، 101)
«ای مسلمانان! هوشیار باشید که در میان اعراب اطراف شما، منافقان وجود دارد.»(10) 
4- متخلفان منافق مدینه
خداوند در مورد این گروه می‌فرماید: 
(فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلاَفَ رَسُولِ اللّهِ وَکَرِهُواْ أَن يُجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ و