ان رفتند. فرزندان رزمندگان نیز پیشاپیش همه به سوی پدران خود می‌رفتند. آن حضرت فرمود: بچه‌ها را در آغوش بگیرید و فرزند جعفر را به من بدهید؛ چنانکه عبدالله بن جعفر را آوردند و آن حضرت او را بر مرکب خود نشاند. مردم به سوی لشکر خاک می‌پاشیدند و می‌گفتند: شما از راه خدا فرار کرده‌اید. پیامبر اکرم (ص) فرمود: اینها فرار نکرده‌اند؛ بلکه خود برگشته‌اند(3). 
انسان از این گونه تربیت والای نبوی در شگفت می‌ماند که کودکان و نوجوانان و مردان به استقبال جنگجویان خود بروند و آنها را به خاطر اینکه در راه خدا شهید نشده‌اند، فراریان از راه خدا بخوانند و سرزنش نمایند! چه خوب بود که جوانان جوامع ما نیز که در کوچه و خیابانها با قیافة زنانه بی‌هدف می‌چرخند، از این مردانگی و غیرت ایمانی عبرت بگیرند و یقیناً امت به این درجه از عزت نفس و مردانگی نمی‌رسد مگر با تربیت صحیح اسلامی‌ای که پایه‌های آن براساس راه و منهج پیامبر اکرم (ص) استوار شده باشد(4). 
-----------------------------------------------------------------------------------------------
1) نظرة النعیم، ج 1، ص 360.
2) البدایة و النهایة، ج 4، ص 255.
3) السیرة النبویة، ندوی، ص 328 – تاریخ الذهبی، ص 491.
4) دروس و عبر من الجهاد النبوی، ص 358.نخستین مسلمانان صدر اسلام، دارای ویژگیهای بارز و مهمی بودند که این ویژگیها موجب گردید تا پیامبر خدا (ص) با گامهای استواری به سوی ساخته شدن شخصیت مسلمان قدم بردارد؛ شخصیتی که بتواند دولت اسلامی را تأسیس نماید و تمدنی جدید و پیشرفته بسازد. از بارزترین ویژگیهای این گروه می‌توان به امور ذیل اشاره نمود: 

1- پذیرش وحی و تبعیت از آن
علم و فقه صحیح و کامل در عقاید، قوانین، آداب و غیره از طریق وحی که همان قرآن و سنت است، حاصل می‌گردد و لازمة این کار به شناخت نامهای خدا و صفات و افعالش و آنچه برای خدا واجب است و صفاتی که خداوند از آن پاک است و علم به ملائکه، کتاب، پیامبران، آخرت، بهشت، جهنم، علم به قوانین مجمل و مفصل و احکام متعلق به مکلفان و علم به راه و روش صحیحی که در سایر حالات باید آن را در پیش گرفت، بستگی دارد تا در خشم و خشنودی؛ فقر توانگری، امنیت و ناامنی؛ خیر و شر؛ صلح و جنگ و خلاصه در تمامی احوال، پایبند دلیل شرعی باشد و پایبندی به دلیل شرعی روش کسانی است که از ایمان صحیح و واقعی برخوردار هستند(1). 
خداوند می‌فرماید:
(وَمِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ) (اعراف، 181)
«و در میان آفریدگانمان افرادی هستند که به حق دعوت می‌کنند و بدان دادگری می‌نمایند.» 
اصحاب رسول خدا (ص) بیشتر از دیگران پایبند دلیل و وحی بودند و بیش از همه تسلیم آن می‌شدند و این به چند دلیل بود: 
الف – دلهایشان پاک بود و از هر گرایش و خواسته و هوای نفسانی خالی بود و کاملاً برای پذیرفتن آنچه خدا و پیامبرش می‌گفتند، آمادگی داشت و به سخنان خدا و پیامبرش یقین داشتند و بدون اینکه تردید یا اینکه از آن قصد سرپیچی داشته باشند، اطاعت نمودن از خدا و رسولش را بر خود ملزم می‌دانستند.
ب – از آنجا که زندگی آنان با نزول شریعت و وحی و همراهی آنان با پیامبر اکرم(ص) مقارن شده بود بنابراین، به شأن نزول آیه و احکام از همه آگاه‌تر بودند و طبیعی است که آگاهی از محیط و احوال نزول وحی از بزرگ‌ترین اسباب فهمیدن و درک شریعت است.
ج – در اکثر اوقات نزول نصوص- قرآن و سنت- براثر گرفتار شدن مسلمانان به مشکلات فردی و اجتماعی صورت می‌گرفت، از این رو نصوص شریعت، به طور مستقیم آنها را مورد خطاب قرار می‌داد و بزرگ‌ترین اثر را در آنها می‌گذاشت؛ چون نصوص به حوادثی می‌پرداخت که تازه رخ داده بود و از طرفی دیگر آنها از هر نظر آمادگی کامل را برای پذیرش نص و متأثر شدن از آن را داشتند و مانند بارانی بود که بر زمین خشک و بی‌آب و علف فرود می‌آمد.
د – هم عصر بودنشان با پیامبر اکرم(ص)  آنان را از کوششی که بعدها برای تشخیص نصوص و تمیز دادن صحیح از ضعیف به آن نیاز پیدا کردند، بی‌نیاز کرده بود. بنابراین، آنها نیازی به شناسایی سلسله اسناد و شناخت رجال و علتها و غیره نداشتند و تشخیص و شناسایی نصوص صحیح از غیر صحیح برای آنها امری دشوار نبود. بنابراین، در ثبوت نص دچار تردید نمی‌شدند.

2- تأثر روحی عمیق از وحی و ایمان
دیدگاه صحابه نسبت به علم صحیح این نبود که آن را فقط حقیقتی علمی و مربوط به عقل بدانند بدون اینکه با قلب و جوارح ارتباطی داشته باشد؛ بلکه علم آنها به خدا و اسماء و صفات و افعالش، محبت خداوندی و پرستش او و اشتیاق به دیدارش و بهره‌مندی از نگاه کردن به چهرة الهی در بهشت را در آنان ایجاد می‌کرد و به دنبال آن تعظیم خداوندی و ترسیدن از او و پرهیز از عذاب و مؤاخذی او را در وجودشان احیاء می‌نمود و آنان را به پاداش‌هایی نزد خدا و به بهشت و رضوان خدا امیدوار کرده بود و گمانشان را نسبت به خدا نیک می‌نمود. پس آثار علم به خدا و ایمان به او نزد آنها کامل گردید که عبارتند از : محبت، بیم و امید. و علم آنها به بهشت و دوزخ، آنان را به نعمتهای جاودانگی بهشت، علاقمند نمود و از عذابهای وحشتناک دوزخ بیمناک ساخت. پس دلهایشان در میان نعمتی که امید آن را داشتند و برای از دست رفتنش می‌ترسیدند و عذابی که از آن پرهیز می‌کردند و از گرفتار شدن به آن می‌هراسیدند قرار داشت. بنابراین، دلهایشان، با ترس و امید، به آخرت وابسته بود. گویا با چشمان خود رستاخیز، صحرای قیامت، ترازو، صراط، بهشت و جهنم را می‌دیدند و علم آنها به تقدیر باعث شد که توکل بر خدا، توکل نکردن بر اسباب، شادمان نشدن به آنچه داده شده‌اند، تأسف نخوردن بر آنچه از آن محروم مانده‌اند و زیبا خواستن از خدا، در وجودشان ریشه بدواند. همچنین به خاطر علم به تقدیر، نهال شجاعت و اقدام در نفوسشان کاشته شد و علم به مرگ و ایمان به آن باعث گردید که از دنیا رویگردان و به آخرت روی بیاورند و همواره حریص به انجام دادن اعمال صالح باشند؛ چون مرگ به انسان نزدیک است و نمی‌داند مرگش چه هنگام فراخواهد رسید و این مفاهیم روحی، بزرگ‌ترین هدف در تحصیل علم به شمار می‌روند و هرگاه علمی فاقد این مفاهیم باشد، آن علم نه تنها فایده‌‌ای در دنیا و آخرت نخواهد داشت؛ بلکه زیان‌آور خواهد بود.(2) 
اصحاب از این مفاهیم روحی بهرة بزرگی داشتند؛ زیرا ایمان آنها از ایمان دیگران ریشه‌دارتر و کامل‌تر بود و آنها این ایمان تازه را که گرد و غبار هواهای نفسانی و غفلت بر آن ننشسته بود، از پیامبر اکرم (ص) فرا گرفته بودند(3). 
اصحاب رسول خدا، سوارکاران روز و عبادتگزاران شب بودند. علم، ایمان حقیقی و فروتنی برای خدا، آنان را از پرداختن به کارهای دنیوی از قبیل : معاملات، کشاورزی، ازدواج، پرداختن به امور خانواده و فرزندان و دیگر نیازهایی که داشتند باز نمی‌داشت و وجود آنان عاری از کبر و خودپسندی بود، امّا متأسفانه این بیماری گریبانگیر بسیاری از مسلمانان شده است، به گونه‌ای ک