يز كساني كه معتقدند به تأثير ستارگان در بارندگي هستند</a></body></html>غزوه حديبيه سرشار از درسهاي عقيدتي، فقهي، تربيتي و سياسي است كه به بررسی برخي از آنهاخواهیم پرداخت:
محافظت مسلحانه مغيره بن شعبه از پیامبر اکرم(ص) هنگام گفتگو با سفير مشركان بیانگر مجاز بودن محافظت نمودن فرد يا افرادي در كنار رهبر مسلمانان هنگام ملاقات با سفيران كافر است و اين محافظت چه براي حفاظت جان و چه براي احترام وي باشد، اشكالي ندارد و با ممنوعيتي كه در حديث آمده است كه «هر كس دوست داشته باشد، مردم براي او همچون مجسمه‌هایي بايستند، جایگاه او دوزخ است(1)  کاملاً متفاوت است. 
همان گونه كه تفاخر و اظهار بزرگي در شرایط عادي جایز نيست، در وضعيت جنگي بلامانع است(2) ؛ چنانكه وقتي ابودجانه در احد به گونه‌اي متكبرانه قدم مي‌زد، پیامبر اکرم (ص) فرمود: اين راه رفتن را خدا نمي‌پسندد مگر در چنين مکانی(3).  
----------------------------------------------------------------------------
1) ابوداود، باب، شماره 5229. 
2) زاد المعاد، ج 3، ص 304. 
3) فقه السیرة، بوطی، ص 241. پیامبر اکرم (ص) در جریان صلح حديبيه که سهيل بن عمر و براي انجام مذاكره نزد ایشان آمد، آن حضرت(ص) ، آمدن او را به فال نيك گرفت و فرمود: «سهل امركم» (كار شما را آسان كرد) و اين حدیث بیانگر این است كه فال نيك گرفتن بلامانع است(1).  
پیامبر اکرم (ص) در حديثي نیکویی مي‌فرمايد: طيره (بد فالي) حقيقت ندارد و بهترين نوع آن فال است. پرسيدند فال چيست؟ فرمود: كلمه ای است كه يكي از شما آن را مي‌شنود(2).  و فرق ميان اين نوع فال با فال بد اين است كه فال نيك بر اساس گمان نيكي كه بر خدا مي‌رود، خوب بودن امری را ترجيح مي‌دهد، اما فال بد، هميشه به بد بودن و مضر بودن اشياء حكم مي‌كند(3).  
هنگامی که نزد پیامبر اکرم (ص) از (طيره) سخن گفتند، فرمود: بهترين نوع آن فال نيك است و آن هم نبايد مسلمانان را از كاري كه درصدد انجام آن بوده است، باز دارد و افزود: هر گاه يكي از شما دچار امري ناگوار گرديد، بگويد: بارالها! خير و خوبي از جانب توست و تو نیز بدی‌ها را رفع می‌نمایی و هیچ قدرت و نیرویی در برابر توانایی تو وجود ندارد(4).  
----------------------------------------------------------------------------------------------
1) زاد المعاد، ج 3، ص 305. 
2) صحیح بخاری، شماره 5756. 
3) سنن فتح الباری ج 1، ص 215. 
4) ابوداود کتاب الطب، شماره 3919. خالد جهني مي‌گويد: پیامبر اکرم (ص) نماز بامداد يكي از روزهاي حديبيه را در حالی برگزار نمود که آن شب باران، باريده بود و بعد از اتمام نماز خطاب به مردم فرمود: آیا می‌دانید خدا در مورد شما چه می‌گوید؟ خدا مي‌گويد: بندگان من در حالي صبح كردند كه گروهي مؤمن و گروهي كافر شدند. يكي گفت: خدا به ما باران داد، او به من ايمان و به ستارگان كفر ورزيد و عده‌ای که خلاف این سخن را گفتند، به من کفر ورزیدند و به ستارگان ايمان آوردند(1).  
علما در مورد اين نوع كفر گفته‌اند، این امر بستگي به اعتقاد گوينده دارد؛ اگر او معتقد است كه ستاره در ذات خود داراي چنين تاثيري است؛ پس او يقيناً كافر مي‌شود، اما اگر مي‌داند كه فاعل حقيقي خدا است، اما بر اثر آنچه بر زبانها رواج دارد، چنين مي‌گويد؛ پس اين كفران نعمت است نه كفر حقيقي. 
-------------------------------------------------------------------------------------
1) بخاری، کتاب الاذان، ص 846.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:609.txt">1- داستان كعب بن عجره و نزول آيه فديه</a><a class="text" href="w:text:610.txt">2- مشروعيت خواندن نماز در منزل</a><a class="text" href="w:text:611.txt">3- قضا شدن نماز صبح در بازگشت از حديبيه</a><a class="text" href="w:text:612.txt">4- جواز بر قراري صلح ميان مسلمانان و دشمنانشان</a><a class="text" href="w:text:613.txt">5- سخن كلي بر كليت خود باقی مي‌ماند</a><a class="text" href="w:text:614.txt">6- وجوب اطاعت از دستور پیامبر اکرم (ص) گرچه از نظر ظاهر بر خلاف قياس باشد و نفس آن را ناگوار بداند</a></body></html>كعب بن عجره مي‌گويد: پیامبر اکرم (ص) در ايام حديبيه كه ما در احرام بوديم، در كنار من ايستاد و متوجه شپشهاي سرم شد و گفت: اينها تو را اذيت مي‌كنند؟ گفتم: بلي. فرمود: سرت را بتراش. آن گاه اين آيه نازل گرديد: 
(فَمَن کَانَ مِنکُم مَّرِيضاً أَوْ بِهِ أَذًى مِّن رَّأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِّن صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ) (بقره، 196)
«پس هر كه از شما بيمار بود يا ناراحتي در سر داشت(و موهاي خود را مي تراشيد) پس فديه بدهد از روزه يا صدقه و يا گوسفندي.» 
بعد از نزول اين آيه، پیامبر اکرم (ص) به من گفت: سه روز، روزه بگير يا به شش نفر غذا بده و يا حيواني قرباني كن(1).  
اين آيه اگر چه در مورد كعب نازل شده است، اما حكم آن عام و شامل هر مُحرمي می‌گردد كه با چنين مشكلي مواجه شود. 
----------------------------------------------------------------------------------
1) همان، کتاب المحصر، ص 1815.اولین کسی که از بردگان ایمان آورد، بردة آزاد شدة پیامبر اکرم(ص)  و پسر خوانده او، زید بن حارثه کلبی، بود. وقتی پدر و عموی زید برای آزادی او به مکه آمدند، با وجود اینکه پیامبر اکرم (ص) اختیار امر را به او سپرده بود، او بردگی را به شرط در خدمت بودن پیامبر به آزادی بدون پیامبر اکرم (ص) ترجیح داد و به پیامبر اکرم(ص)  عرض کرد: من هرگز کسی را بر تو ترجیح نخواهم داد؛ چراکه تو پدر و عمو و همه کارة منی. عمو و پدرش به او گفتند: وای بر تو! بردگی را بر آزادی ترجیح می‌دهی؟ گفت: بله من چیزی از این مرد دیده‌ام که هیچ کس را بر او برنمی‌گزینم(1). 
----------------------------------------------------------------------------------
1) دراسة تحلیلیة لشخصیه الرسول، محمد قلعجی، ص 191.	ابن ماجه از ابومليح ابن اسامه چنین نقل می‌کند: در يكي از شبها در حالي كه باران مي‌باريد، به مسجد رفتم. بعد از اتمام نماز، درب خانه را زدم، پدرم پرسيد: كيست؟ گفتم: ابومليح هستم. آن گاه پدرم گفت: ما با پیامبر اکرم (ص) در حديبيه بوديم كه باران مختصري باريد، طوري كه كفشهاي ما خيس نشد، با اين حال منادی ایشان اعلام نمود كه در استراحتگاه‌های خود به ادای نماز بپردازید(1).
-----------------------------------------------------------------------------------------
1) سنن ابن ماجه کتاب اقامة الصلاة حدیث صحیحی است که سندش متصل می‌باشد و ابن حجر نیز آن را صحیح دانسته است.مدت اقامت مسلمانان در حديبيه حدود ده روز واندي به طول انجامید، اما واقدي(1)  و ابن سعد(2)  مي‌گويند: مدت اقامت آنها بيست روز بوده است. 
از ابن عائذ روايت شده كه اين غزوه يك ماه و نيم طول كشيده است(3).  
براساس دیدگاه‌های متفاوت در مورد مدت اقامت مسلمانان در حدیبیه، می‌توان اینگونه بیان نمود كه واقدي و ابن سعد مدت اقامت آن حضرت را در حديبيه بيان داشته‌اند؛ در صورتي كه ابن عائذ مدت زمانی را كه پیامبر اکرم (ص) به قصد اين غزوه، مدينه را ترک، نمود و بعد از اتمام آن به مدینه برگشت را مد نظر داشته است.
مسلمانان بعد از اينكه لباس احرام را بيرون نمودند و به سوي مدينه حرکت نمودند، شب هنگام در محلي به استراحت پرداختند و بلال را براي نگهباني بيدار گذاشتند، اما بلال را نيز خواب 