دا كرده شود. 
بعد از اينكه چنين افتخار بزرگي از او سلب گرديد و روحيه‌اش تضعيف شد، خداوند، نصیب او کرد افتخاري كه هيچ يك از ياران پیامبر اکرم (ص) مشمول این افتخار نگردیدند و آن اینکه خداوند نام او در قرآن ذکر نمود. و نام او تا قيامت در كلام خدا تلاوت خواهد شد. بدين صورت خداوند، در صدد دلجویی از زيد (رض) برآمد و در مقابل افتخار انتساب به محمد(ص)  او را از افتخار ديگري بهره‌مند ساخت.
پیامبر اکرم (ص) هنگامی که به ابي بن كعب (رض) فرمود: خدا به من دستور داده است تا فلان سوره را بر تو بخوانم»، اشك شادي ریخت و گفت: آيا خدا نام مرا ذکر کرده است؟‌ پس چه احساسی خواهد داشت كسي كه نام او در آیات قرآنی براي هميشه در دنيا توسط مؤمنان و در بهشت توسط بهشتيان تلاوت مي‌شود؟ و خداوند نیز نام او را همیشه ذکر می‌نماید؛ زيرا قرآن، كلام ازلي خدا است كه تا ابد باقي خواهد ماند.
بنابراین، نام زيد (رض) در صحيفه‌هاي مكرم وجود دارد و توسط فرشتگان مقرب تلاوت مي‌گردد و اين ويژگي بعد از ذكر نامهاي برخي از انبياء، مخصوص زيد(رض) است(7).  
4ـ ازدواج با زينب به دستور خدا بود و خداوند او را به عقد پیامبر اکرم(ص) در آورد؛ چنانكه اين مطلب در كلام خدا تصريح شده است آنجا كه مي‌فرمايد: 
 زوجنا كها  «ما او را به عقد تو در آورديم ... .» و اين، امر براي زينب  شرافت و افتخاری عظیم محسوب می‌گردید كه همواره به آن افتخار مي‌كرد و حقاً كه شايستة این افتخار بود. چنانكه انس (رض) مي‌گويد: زينب بر ساير همسران پیامبر اکرم(ص) فخر مي‌كرد و مي‌گفت: شما را خانواده‌هايتان به عقد پیامبر اکرم (ص) در آورده‌اند ولي مرا خدا از فراز هفت آسمان به عقد او در آورده است(8) . و در روایت دیگری آمده است که زینب علاوه بر افتخار بر سایر زنان پیامبر اکرم (ص) می‌گفت: «خداوند نکاح من را در آسمان بسته است.»(9) 
و شايد اين افتخار بزرگ به خاطر آن نصيب زينب گرديد كه بدون هیچ علاقه‌ای و فقط به خاطر اطاعت از دستور پیامبر اکرم (ص) با زيد (رض) ازدواج نمود(10).  
5ـ در وليمه‌اي كه پیامبر اکرم (ص) در ازدواج با زينب تدارك ديد و صحابه (رض) را براي صرف غذا دعوت نمود، معجزه‌اي ديگر كه عبارت بود از ازدياد خوراك، آشكار گرديد. همچنين در اثناي همين وليمه، آية حجاب نازل شد و آداب ضيافت بيان گرديد.  
انس بن مالك (رض) مي‌گويد: پیامبر اکرم (ص) بعد از اینکه ازدواج نمود، به خانه‌اش رفت. مادرم، ام‌‌سليم، غذایي آميخته از خرما، روغن و كشك تهيه كرد و در ظرفي گذاشت و به من داد و گفت: اينها را نزد پیامبر اکرم (ص) ببر و سلام مرا به او برسان و بگو: اين غذاي اندكي است كه مادرم آن را براي شما فرستاده است. هنگامي که نزد پیامبر اکرم(ص)  رسيدم، فرمود: آنها را بر زمين بگذار و برو فلاني و فلاني و هر كس را كه ديدي دعوت كن. انس(رض) مي‌گويد: من كساني را كه آن حضرت (ص) آنان را نام برده بود و همچنين هر كس را كه مي‌ديدم، دعوت مي‌كردم. از انس(رض) پرسيدند: تعداد شما چند نفر بود؟ گفت: حدود سيصد نفر بوديم.
انس(رض) مي‌گويد: پیامبر اکرم(ص)  فرمود: انس! ظرف را بياور. آن گاه طبق دستور پیامبر اکرم(ص) دسته‌هاي ده نفري يكي بعد از ديگري مي‌آمدند و در اطراف ظرف حلقه مي‌زدند و غذا مي‌خوردند تا سير مي‌شدند و با اين ترتيب همه غذا خوردند. آن گاه پیامبر اکرم(ص) به من گفت: ظرف را بردار. انس(رض) مي‌گويد: نمي‌دانستم اكنون كه آنرا برداشته‌ام، غذاي بيشتري داشت يا قبلاً كه آن را گذاشته بودم؛ سپس برخي از كساني كه غذا خوردند، همچنان در خانة پیامبر اکرم (ص) نشستند و مشغول گفتگو بودند. آن حضرت (ص) نيز تشريف داشت و عروسش نيز رو به ديوار نشسته بود. آنها با اين كار، براي پیامبر اکرم (ص) ايجاد مزاحمت كردند آن حضرت(ص)  برخاست و بيرون رفت و از خانه‌های دیگرش سرکشی نمود و برگشت و آنها همچنان نشسته بودند. آن گاه آنها احساس كردند كه براي پیامبر اکرم (ص) مزاحمت ايجاد نموده‌اند، بنابراين فوراً از آنجا برخاستند و رفتند. بعد از این موضوع، آیه حجاب نازل گردید: 
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَن يُؤْذَنَ لَکُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَکِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِکُمْ کَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنکُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا کَانَ لَکُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَن تَنکِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِکُمْ کَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمًا) (احزاب، 53)
«اي مؤمنان! به خانه‌هاي پيامبر، بدون اينكه به شما اجازه داده شود، داخل نشويد. وقتي وارد شويد كه براي صرف غذا به شما اجازه داده شود. آن هم مشروط به اينكه به موقع وارد شويد. نه اينكه از مدتي قبل بيائيد و در انتظار پخت غذا بنشينيد. ولي هنگامي كه دعوت شديد، وارد شويد و زماني كه غذا مي‌خوريد پراكنده گرديد. و به گفتگو ننشينيد. اين كار شما پيغمبر را آزار مي‌داد ‌اما او شرم مي‌كرد، ولي خدا از بيان حق شرم نمي‌كند. هنگامي كه از زنان پيامبر چيزي از وسایل منزل به امانت خواستيد از پس پرده از ايشان بخواهيد، اين كار براي پاكي دلهاي شما و آنان بهتر است. شما حق نداريد پيغمبر خدا را آزار دهيد و هرگز حق نداريد كه بعد از مرگ او همسرانش را به همسري خويش در آوريد. اين كار نزد خدا(گناهي) بزرگ است.» 
با نزول آية حجاب، پیامبر اکرم (ص) همسرانش را به التزام و رعايت حجاب دستور داد.
نزول حكم حجاب اعلان موافقت با رأي عمر بن خطاب (رض) بود، چنانكه انس بن مالك (رض) مي‌گويد: عمر بن خطاب(رض)  به پیامبر اکرم (ص) گفت: اي پیامبر اکرم(ص) به خانة تو هر انسان نيكوكار و بد كار مي‌آيد. بنابراين، اگر شما همسران خود را امر به حجاب مي‌نموديد، بهتر بود. آن گاه آية حجاب نازل گرديد(11). 
با نازل شدن اين آيه، حجاب بر همسران پیامبر اکرم (ص) مشروع گرديد و هدف از حجاب، پوشانيدن جسم در مقابل بيگانگان و گفتگو ننمودن با آنان است و اگر كسي به خاطر ضرورتي مي‌خواهد با آنها سخن بگويد، اين كار را از پشت پرده انجام دهد.
پس از نزول اين آيه، پدران، فرزندان و محارم زنان گفتند: اي پیامبر اکرم (ص) آیا اين حكم شامل ما هم مي‌گردد؟ خداوند در پاسخ آنها، اين آيه را نازل كرد: 
(لَّا جُنَاحَ عَلَيْهِنَّ فِي آبَائِهِنَّ وَلَا أَبْنَائِهِنَّ وَلَا إِخْوَانِهِنَّ وَلَا أَبْنَاءِ إِخْوَانِهِنَّ وَلَا أَبْنَاءِ أَخَوَاتِهِنَّ وَلَا نِسَائِهِنَّ وَلَا مَا مَلَکَتْ أَيْمَانُهُنَّ وَاتَّقِينَ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَى کُلِّ شَيْءٍ شَهِيدًا) (احزاب، 55)
«بر آنان گناهي نيست كه با پدران، فرزندان،‌ برادران، فرزند