اوند یکی از بندگانش را با صفات و اخلاق نیک بیاراید، سپس او را در زندگی خوار و ذلیل بگرداند. پس چگونه با محمد که در اوج صفات کمال است، چنین می‌نماید؟!(4) 
خدیجه تنها به این اکتفا نکرد؛ بلکه نزد پسر عمویش، عالم بزرگوار ورقه بن نوفل، رفت. ورقه که عالمی نصرانی بود و از تعالیم انجیل آگاهی داشت، منتظر ظهور ایشان بود، سخنان ارزنده‌ای گفت که اثر خوبی در پا برجایی و تقویت قلب پیامبر گذاشت. همچنین ورقه پیامبر را خبر داد که رازدار بزرگ با او سخن گفته است که سفیر میان خدا و پیامبرانش می‌باشد. از اشعار ورقه نیز به این نتیجه می‌رسیم که منتظر مبعث پیامبر اکرم (ص) بوده است: 
لججت و کنت فی الذکری لجوجا
		لهمٍّ طالما بعث النشیجا

و وصف من خدیجه بعد وصف
		فقد طال انتظاری یا خدیجا

ببطن المکَّتین علی رجائی
		حدیثک ان اری منه خروجا

بما خبَّرتنا من قول قِسٍّ
		من الرهبان اکراه ان یعوجا

بان محمدا سیسود فینا
		و یخصم من یکون له حجیجا(5) 

«نابینا شده‌ام و حافظه‌ام یاری نمی‌دهد. به خاطر اندوهی که از دیرباز اشکها را جاری می‌سازد. خدیجه مکرر توصیف نمود و انتظار من ای خدیجه طولانی شده است. برحسب گفته‌های تو من امیدوارم که در دل شهر مکه ظهور بکند. با توجه به گفته‌های تو و براساس سخن راهبان من امیدوارم که محمد به زودی سرور ما بشود و با کسانی که علیه او قیام می‌کنند، بجنگد.»
بدین صورت ورقه بن نوفل رسالت پیامبر اکرم (ص) را تصدیق نمود و پیامبر در مورد ورقه گواهی داد که در بهشت است؛ چنانکه از عایشه رضی الله عنها روایت است که پیامبر گفت: «به ورقه ناسزا نگویید، من برای او یک یا دو باغ (در بهشت) دیده‌ام.»(6) 
همچنین از عایشه رضی الله عنها روایت شده است که خدیجه رضی الله عنها از پیامبر اکرم (ص) در مورد ورقه پرسید، فرمود: «در خواب او را دیدم که لباس سفید بر تن داشت، پس چنین می‌پندارم که اگر اهل دوزخ می‌بود، لباس سفید بر تن نمی‌داشت.»
ابویعلی با سند حسن از جابر بن عبدالله روایت نموده است که از پیامبر اکرم (ص) در مورد ورقه بن نوفل پرسیدند، فرمود: «در خواب دیدم که او در بهشت است و لباس ابریشمی بر تن دارد.»(7) 
خدیجه نقش بسیار مهمی در زندگی پیامبر اکرم (ص) ایفا نمود؛ زیرا در جامعه و قومش دارای شخصیت مهمی بود و از نظر مهربانی و بردباری و فرزانگی و قاطعیت و دیگر خوبیهای اخلاقی دارای کفایت بود و حکمت خداوند در مورد ازدواج پیامبر اکرم(ص) و خدیجه این بود که پیامبر الگوی جهانیان و به ویژه سرمشق دعوتگران به سوی خدا بود، پس ازدواج ایشان و خدیجه در واقع الهامی است از جانب خداوند به تمامی حاملان دعوت اسلامی که در این زمینه به داعی بزرگ تأسی بجویند تا اهداف بلندی که آنان برای تحقق آن تلاش می‌نمایند، برایشان محقق شود.(8) 
خدیجه، نمونه‌ای زیبا و الگویی والا برای همسران داعیان دین است؛ زیرا داعیان راه خدا با سایر مردانی که از زیر بار دعوت شانه خالی می‌کنند، تفاوت دارند و هیچ گونه شباهتی بین داعیان و دیگران وجود ندارد؛ چراکه او صاحب هدف و رسالت است و از اینکه امت تباه می‌شود و فساد منتشر می‌گردد و قدرت مفسدان فزونی می‌یابد، اندوهگین می‌شود. داعی به خاطر مشکلاتی از قبیل توطئه‌های دشمنان اسلام و ستم گرسنگی و تحقیری که مسلمانان در شرق و غرب به آن گرفتاراند، اندوهگین است و از آواره شدن و شکنجه گردیدن و در تنگنا قرار گرفتن دعوتگران رنج می‌برد. داعی، صاحب پیامی است که واجب است آن را به دیگران برساند و چنین وظیفه و مسئولیتی، فرصت زیادی می‌خواهد که اوقات خواب و استراحت و اوقات همسر و فرزندانش را از او می‌گیرد. این مسئولیت، قربانی کردن مال و وقت و تمام دنیا را می‌طلبد به شرطی که دعوت در راه خدا و برای رضای خدا باشد. دعوتگر به همسری نیاز دارد که فریضة دعوت الی الله و اهمیت آن را درک کند وتمام کارهایی که شوهرش انجام می‌دهد و سختیهایی که متحمل می‌گردد و دشواریهایی که از آن رنج می‌برد را درک نماید و آن گاه با حمایت از او کارش را آسان نماید و او را در آن یاری دهد نه اینکه مانع وخاری بر سر راه شوهرش باشد(9) . زن نیک و پارسا نقش مهمی در موفقیت دعوت دارد و خدیجه(رض) نه تنها راه کمال و ترقی پیامبر اکرم (ص) را نسبت؛ بلکه خود او نیز در تمامی مقاطع مختلف و حتی از اولین لحظه‌های نزول وحی همانند بالی جهت پرواز سریع‌تر پیامبر (ص) قرار گرفت. بدون تردید زن صالح و نیکوکار که آمادگی پذیرفتن چنین رسالتی را داشته باشد، نقش بزرگی در موفقیت شوهر در رسیدن به اهدافش دارد؛ به ویژه در مسئولیتهایی که مخاطبان اصلی آنها، مردم می‌باشند. دعوت به خداوند بزرگ‌ترین باری است که انسان آن را به دوش می‌کشد، پس اگر داعی راه خدا، موفق شود با همسری نیکوکار و دارای کفایت ازدواج نماید، در رفتار با دیگران نیز موفق خواهد بود.(10) 
پس رسول الله زیبا فرموده است که: «الدنیا متاع و خیر متاع الدنیا المرأة الصالحه» «دنیا، متاع و کالایی است و بهترین متاع دنیا، زن صالح و نیکوکار است.»(11) 
-------------------------------------------------------------------------------------
1) التاریخ الاسلامی، حمیدی، ج 1، ص 61.
2) همان، ج 1، ص 64.
3) محمد رسول الله محمد، الصادق عرجون، ج 1، ص 307.
4) همان، ص 232.
5) سیره، ابن هشام، ج 1، ص 194.
6) المستدرک، ج 2، ص 609.
7) مجمع الزوائد، ج 9، ص 416.
8) التاریخ الاسلامی، حمیدی، ج 1، ص 69.
9) وقفات تربویه من السیره النبویه، البلالی، ص 40.
10) التاریخ الاسلامی، حمیدی، ج 1، ص 68.
11) مسلم، شمارة 1467، ص 1090، کتاب الرضاع.1- پیامبر اکرم (ص) با اطلاع از رسيدن دشمن به نزديكي مدينه و تصمیم مبنی بر رهسپار شدن به سوي خندق، دستور داد كه زنان و كودكان را در قلعة بنی‌حارثه گرد بياورند تا از هرگونه خطر احتمالي دشمن مصون باشند. اين عملكرد پیامبر اکرم(ص) تأثيری عمیق بر روحية سربازان اسلام گذاشت؛ زيرا آنان از ناحية زنان و فرزندانشان آسوده‌خاطر بودند و براي آنان دغدغه‌اي فكري جز نبرد با دشمن باقي نماند. در غير اين صورت طبيعي بود كه زنان و فرزندان، ذهن جنگجويان را به خود مشغول مي‌ساخت و روحية آنان را تضعيف مي‌نمود كه در نتيجه شكست لشكر اسلام قطعي بود.
2- یکی از رویدادهای زیبای این غزوه که باعث تقویت جبهة داخلی می‌شد، مشارکت پیامبر اکرم (ص) در کار حفر خندق بود؛ چنانکه ابن اسحاق می‌گوید: از براء شنیدم که می‌گفت: روز حفر خندق، پیامبر اکرم (ص) را دیدم که خاکها را از داخل خندق بیرون می‌آورد و خاک زیادی بر جسم ایشان که دارای موهای زیادی بود، نشسته بود(1). 
آن حضرت (ص) با همتی عالی که تنبلی و سستی در آن راه نداشت، همگام با یارانش در حفر خندق مشارکت نمود و آنها با الگوبرداری از این اسوة حسنه، نهایت تلاش خود را جهت تحقق این پروژه انجام دادند.
3- آن حضرت(ص)  در خوشیها و غمهای یاران خود مشارکت داشت و ترجیح می‌داد که مشکلات بزرگ را به تنهایی تحمل نماید؛ چنانکه در همین غزوه کار به جائی رسید که از شدت گرسنگی سنگ بر شکم خود بست و ب