ره می‌نماید و مي‌گويد: «آنچه هر انسان مؤمن به خداي يگانه، چه يهودي و چه مسلمان، را مي‌آزارد، گفتگویي است كه بين برخي از يهوديان با بت‌پرستان قريش اتفاق افتاد كه در نتیجة این مذاکره، يهوديان، دين بت‌پرستي قريش را از دين پيامبر اسلام (ص) برتر دانستند.»(2) 
این دیدگاه یهودیان، اسباب خوشحالی قریش را فراهم آورد و براي جنگ آمادگي بيشتري اعلام نمود و به اتفاق گروه يهودي براي يورش به مدينه موعدي مقرر كردند(3). 
همچنين يهوديان بنی‌نضیر با سران اعراب غطفان، قرارداد نظامي متحدي علیه مسلمانان امضا نمودند كه مهم‌ترين بندهاي آن عبارت بود از:
الف - غطفان بايد شش هزار جنگجو داشته باشد.
ب - بعد از پيروزي بايد يهوديان محصول خرماي يك سال خيبر را به غطفان بدهند(4). 
بعد از امضای این پیمان‌نامه، يهوديان با ده هزار مرد جنگجو كه چهار هزار آنها از قريش و هم‌پيمانانشان و شش هزار ديگر از غطفان و هم‌پيمانانشان بودند، به قصد حمله بر مدينه به راه افتادند و نزديك مدينه اتراق كردند.
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النیویة، ابن هشام، ج 3، ص 237.
2) تاریخ الیهود فی بلاد العرب، ولفنسون، ص 142.
3) همان، ص 310.
4) غزوة احزاب، محمد احمد باشمیل، ص 141.از آنجا كه سيستم امنيتي دولت اسلام نيز همواره در حال آماده‌باش بود و تحركات دشمنان خود را زيرنظر داشت، اخبار مربوط به احزاب را پيگيري و تحركات یهودیان را از روزي كه از خيبر حركت كرده بود، كنترل مي‌نمود و حتي از جزئيات مذاكرات آنها با قريش و غطفان آگاهي يافت؛ چنانكه پیامبر اکرم(ص)  با اطلاع از اين توطئه، به فكر نقشه‌هایي جهت دفاع از پايتخت اسلام برآمد و با تشكيل جلسه‌اي اضطراري از سران اصحاب در اين مورد نظرخواهي نمود و در پايان پيشنهاد سلمان فارسي را پذيرفت كه گفت:‌ اي رسول خدا (ص)! در سرزمين ما عادت بر اين است كه اگر اسب سواران بخواهند وارد منطقه‌اي بشوند، ما پيشاپيش، در اطراف شهر خود كانالي حفر مي‌نمایيم، آيا شما دوست داريد اين كار را انجام دهید(1) ؟ آن گاه با جمعي از ياران خود بيرون شد تا مكان مناسبي از نظر دفاعي براي حفر كانال در نظر بگيرند.
واقدي مي‌گويد: آن حضرت (ص) سوار بر اسبي با جمعي از مهاجران و انصار، در اطراف مدينه به تفحص پرداختند تا ناحيه‌اي را كه بيشتر در معرض هجوم دشمن است،‌ براي حفر خندق تعيين نمايند. سرانجام تصميم بر اين گرفته شد كه كوه «سلع» به عنوان پشتوانة دفاعي در قسمت پشت قرار داده شود و از «مذاد» تا تپة ذباب و تا قلعة «راتج»(2)  كانال حفر گردد. 
حفر خندق در ناحية شمال شهر به خاطر آن بود كه اين ناحيه بيشتر از نواحي ديگر در معرض هجوم دشمن قرار داشت؛ زيرا نواحي ديگر به طريقي محفوظ بودند و دشمن به راحتي نمي‌توانست از آنجا وارد مدینه شود؛ مثلاً؛ وجود خانه‌هاي مسكوني در ناحية جنوب در كنار هم سد محكمي در مقابل دشمن محسوب می‌شد؛ همچنين در شرق و غرب مدينه دو منطقة سنگلاخ قرار داشت كه به عنوان دو حصار طبيعي به شمار مي‌رفتند و نيز قلعه‌هاي بنی‌قريظه در جنوب شرقي مدينه، پشتوانة دفاعي محكمي براي لشكر اسلام محسوب می‌گردید و علاوه بر آن بنی‌قريظه در قراردادي که با دولت اسلام منعقد کرده بودند، متعهد شده بودند كه از قلمرو جغرافیایی آنان كسي بر مدينه حمله ننمايد و هيچ دشمني را عليه پيامبر اکرم (ص) كمك نكنند(3).  
از رايزني و حساسيتي كه براي تعيين مكان خندق انجام گرفت، اهميت مكان مناسب براي استقرار نيروها و تأثير آن در رسيدن به پيروزي آشكار مي‌شود.
نقشة حفر خندق گامي مهم، پيشرفته و تازه بود كه قبل از آن اعراب با چنين شيوة دفاعي‌اي آشنایي نداشتند. بنابراين، مي‌توان ادعا كرد كه در تاريخ عرب و اسلام، پیامبر اکرم (ص) نخستين كسي بود كه در جنگ، از حفر خندق استفاده نمود و با اين حركت غافلگيرانه توانست نقشة دشمنان متحد را ناكام سازد، امّا پنهان ساختن نقشة حفر خندق و سرعت انجام کار آنان در عملي‌كردن اين پروژه توسط مسلمانان به موفقيت‌آميز بودن آن كمك زيادي كرد و در حفر خندق و اين شيوة جديد دفاعي، باعث تضعيف روحية جنگجويان دشمن و باعث پراكندگي نيروهاي آنان گرديد.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مغازی، واقدی، ج 2، ص 444 – الطبقات الکبری، ج 2، ص 66.
2) یکی از قلعه‌های یهود بود.
3) العبقریه العسکریه فی غزوات الرسول، ص 442.پیامبر اکرم (ص) در حالی که قلبش به شدت می‌تپید و نزد خدیجه بنت خویلد برگشت و گفت مرا بپوشانید! او را پوشاندند تا اینکه هراس از او دور شد. پیامبر اکرم (ص) ماجرا را به اطلاع خدیجه رسانید و گفت: بر خودم می‌ترسم و احساس خطر می‌کنم. خدیجه گفت : نه هرگز، سوگند به خدا که خداوند تورا خوار نمی‌کند؛ تو پیوند خویشاوندی را برقرار می‌داری و بینوایان را کمک می‌کنی و بار دیگران را بر دوش می‌کشی و مهمان‌نواز هستی و کسانی را که در راه حق دچار گرفتاری و مشکلات می‌شوند، یاری می‌دهی.
گفتار خدیجه بر قوت قلب او دلالت می‌نماید؛ زیرا او از شنیدن این خبر پریشان نشد و نترسید و با آرامش از ماجرای اتفاق افتاده استقبال کرد و علاوه بر این رفتن او نزد ورقه بن نوفل و بازگو کردن ماجرا برای او بیانگر قوت قلب خدیجه می‌باشد(1) . واکنش خدیجه در برابر خبر وحی بر گستردگی ادراک او دلالت می‌نماید؛ چراکه او آنچه را شنیده بود با وضعیت واقعی پیامبر مقایسه کرد و فهمید که چون محمد بر خوبیهای اخلاقی خو گرفته است، هیچ گاه خداوند او راخوار نخواهد کرد و این توصیف خدیجه در مورد پیامبر که پیوند خویشاوندی را برقرار می‌دارد بیانگر این مطلب است که هر کس چنین کند، آمادگی لازم را دارد که به سایر مردم خیر و خوبی برساند؛ زیرا رفتار انسان با خویشاوندانش آیینه‌ای برای هویدا شدن اخلاق او است. اگر در به دست آوردن و جمع نمودن خویشاوندانش با خوبی کردن به آنها موافق شود، طبیعی است که در به دست آوردن دیگران موفق‌تر خواهد بود.(2) 
ام المؤمنین خدیجه رضی الله عنها براساس فطرت و شناخت خود از سنتهای خدا در آفرینش الهی و براساس یقینی که به سرمایه بزرگ اخلاقی پیامبر اکرم (ص) داشت که هیچ انسانی در زندگی عادی خود و در برخوردبا مردم از چنین سرمایه‌ای برخوردار نیست و همچنین با الهام از سوابق محمد که مورد عنایت خداوند بود و نشان می‌داد که محمد مورد بزرگداشت خداست، ایمان آورد.(3) 
خصوصیات ذاتی و درونی پیامبر اکرم (ص) خدیجه را واداشت تا بلافاصله ایمان بیاورد؛ زیرا او یقین داشت که شوهرش دارای سرشت و خصلتهای نیک کامل است و بهترین و کامل‌ترین خصلتها آن است که موفقیت انسان را تضمین بکند. بنابراین، خدیجه از متصف بودن محمد به آن صفات و ویژگیهای کمال چنین استنباط کرد که او هرگز در معرض خواری قرار نخواهد گرفت؛ چون خداوند او را بر خوبیهای اخلاقی سرشته بود. طوری که در داشتن کمالات و خوبیهای اخلاقی ضرب المثل بود و سابقه نداشت که خ