خدا
در این گونه وحی، خداوند بدون وساطت فرشتگان با پیامبران سخن می‌گوید، همان گونه که با موسی بن عمران سخن گفت و این مرتبه از وحی برای موسی به طور قطعی با نص قرآن ثابت است، امّا برای پیامبر اکرم (ص) از طریق حدیث اسراء به اثبات می‌رسد.(4) 
5- نزول فرشته به صورت اصلی خویش
اینکه فرشته وحی را به صورت اصلی‌اش که خداوند آن را به آن صورت آفریده است، می‌بیند و آنچه را خداوند اراده نماید، بر او وحی می‌نماید.
6- تجسم فرشته وحی نزد پیامبر اکرم (ص) در قالب یک فرد عادی و معمولی
در این گونه از وحی، آن حضرت را مورد خطاب قرار می‌دهد و او هر آنچه را که فرشته می‌گوید در می‌یابد و فرا می‌گیرد. در این مرتبه از وحی است که گاهی صحابه نیز فرشته وحی را می‌توانستند ببینند.(5) 
نزول وحی بر پیامبر خدا آغاز دوران جدیدی در حیات جامعة انسانی پس از اینکه بشر در ظلمتکده، راه را گم کرده و سرگردان شده، به حساب می‌آمد.
براساس نص حدیث نزول وحی بر پیامبر اکرم (ص) با وجود اینکه او از همه مردم دلیرتر و قوی‌تر بود، چنانکه در خلال بیست و سه سال زندگی دوران رسالت حوادث مختلفی پدید آمد که بیانگر شجاعت و قوت قلب وی می‌باشند، دشوار بود و علّت دشواری وحی این بود که کلام خدا توسط بزرگ فرشتگان بر بزرگ‌‌ترین فرد بشر نازل می‌شد. به راستی که وضعیتی ترسناک و مسئولیت بزرگی بود برای کسی که توان تحمل آن را نداشت مگر کسی که خداوند او را برای به دوش گرفتن این رسالت و رساندن آن برگزیده باشد.(6) 
چنانکه در روایتی آمده است که رسول الله فرمود : «لقد خشیت علی نفسی» بر جان خود می‌ترسم و احساس خطر می‌کنم. همچنین عایشه می‌گوید: «پیامبر اکرم (ص) بعد از نزول اولین آیات وحی در حالی برگشت که قلبش به شدت می‌تپید، نزد خدیجه آمد و گفت : «مرا بپوشانید مرا بپوشانید» آنها او را پوشاندند تا اینکه ترس و هراس از او دور شد.» و در روایتی دیگر که بخاری و مسلم از عایشه روایت کرده‌اند فرمود: «من او را دیده‌ام، یعنی پیامبر را، که در روز خیلی سرد وحی بر او نازل می‌شد و در حالی نزول وحی تمام می‌شد و از او جدا می‌گشت که از پیشانی‌اش عرق سرازیر بود.»(7) 
عباده بن صامت (رض) نیز می‌گوید: «وقتی وحی بر پیامبر اکرم (ص) نازل می‌شد از شدت آن اندوهگین و چهره‌اش متغیر می‌شد.»(8) 
-------------------------------------------------------------------------------------
1) حدیث صحیح بشواهده، زاد المعاد، ج 1، ص 79، مؤسسه الرساله.
2) همان.
3) بخاری، کتاب بدء الوحی، شمارة 2.
4) الروی و الاحلام فی النصوص الشرعیه، اسامه عبدالقادر، شمارة 10.
5) زادالمعاد فی هدی خیر العباد، ج 1، ص 33 – 34.
6) التاریخ الاسلامی مواقف و عبر، حمیدی، ج 1، ص 60.
7) البخاری، کتاب بدء الوحی، شمارة 3 - مسلم، کتاب الفضائل، شمارة 2333.
8) مسلم، کتاب الفضائل، شمارة 2334.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:511.txt">1- بشر بودن پیامبر اکرم (ص)</a><a class="text" href="w:text:512.txt">2- حد قذف (بهتان) و اهميت آن در محافظت وجهه و آبروي مسلمانان</a><a class="text" href="w:text:513.txt">3ـ عذر خواهي حسان بن ثابت از عایشه</a><a class="text" href="w:text:514.txt">4- احكامی که در غزوة بني‌مصطلق به استنباط رسید</a></body></html>حادثة افك به لطف حكمت الهي باعث بروز و پاكسازي شخصيت پیامبر اکرم(ص)  از هرگونه شائبه‌ای گرديد؛ چراکه اگر وحي مسئله‌ای شخصي و ذاتي بود، شایسته نبود که پیامبر اکرم (ص) يك ماه كامل در آن رنج و مصيبت بسر برد. بنابراين، براي همگان واضح شد كه رسول خدا (ص) بشري است كه نبي خدا است و هنگامي كه وحي الهي، شائبه‌هایي را كه در مورد عایشه به وجود آمده بود، برطرف گردانيد، رابطة صميمانة پیامبر اکرم (ص) و عایشه، همانند گذشته ادامه یافت و همه بعد از آن رنج و مصيبت جانكاه، خوشحال و شادمان شدند و يقيناً‌ اگر وحي در مورد برائت عایشه نازل نمی‌گشت، پیامبر اکرم(ص)  همچنان در مورد همسر گرامي خود متردد و آزرده خاطر مي‌ماند، امّا خواست و ارادة خداوند بر این بود تا از خلال اين حادثه، حقيقت وحي و نبوت ايشان را به مردم تفهيم نمايد(1).
---------------------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النبویه فی ضوء المصادر الاصلیه، ص 441.جامعة اسلامي در خلال وقايع و رويدادها، مراحل رشد و تکامل خویش را می‌پیمود؛ چنانكه با وقوع حادثة افک، خداوند احكامي را مشروع گردانيد تا به حفظ آبرو و شخصيت انسانها كمك نمايد. براي اين منظور سورة نور نازل گرديد كه در مورد زشت بودن عمل زنا و حد زناكاران و حكم زن و شوهري كه يكديگر را به زنا متهم نمايند و حد كسي كه انسانهاي پاكدامني را متهم به زنا كند و چهارگواه ارائه ننمايد، به تفصيل سخن گفت(1). 
اسلام عمل زنا را حرام قرار داده و براي زناكار نیز مجازاتی سنگین وضع نموده است و هر كردار و گفتاري را كه معمولاً به زنا مي‌انجامد، نيز حرام قرار داده است. از جمله: اشاعة فحشا و بهتان‌زدن را ممنوع كرده است. تا جامعه را از واژه‌ها و بحثهایي كه به اشاعة فحشا كمك مي‌نمايد، پاكسازي كند؛ زيرا تكرار اين سخنان و مباحث، باعث تحريك انسانهاي ضعيف‌النفس مي‌شود و به آنها جرأت گناه مي‌دهد.
بنابراين، براي كسي كه انسان پاكدامني را متهم به زنا مي‌كند، مجازاتی همانند هشتاد ضربة شلاق، در نظر گرفته است و علاوه برآن، گواهي چنين شخصي نيز پذيرفته نمي‌شود، مگر اينكه صادقانه توبه نمايد؛ چنانكه رسول خدا(ص)  پس از نزول اين آيات، بر مسطح، حسان و حمنه كه در اشاعة جريان افك شريك بودند، حد قذف اجرا كرد(2)  و در مورد حد زدن عبدالله بن ابي، چيزي روايت نشده است(3)  و روایاتی که در مورد حذف قذف عبدالله بن ابی ذکر شده‌اند، روایاتی ضعیف هستند که نمی‌توان به آن استناد نمود(4). 
ابن قيم فلسفة اجرا ننمودن حد بر عبدالله بن ابي را چنين بيان نموده است:
الف - حد، كفارة گناهان است و چنين انسان خبيثي شايسته نيست كه گناهانش تخفيف يابند. همان بس كه او در آخرت به عذاب بزرگ تهديد شده است.
ب – مي‌گويند او با هوشياري، به گونه‌اي برنامه‌ريزي كرده بود كه از او به عنوان یکی از افراد پخش‌کننده این شایعه یاد نمی‌گردید.
ج - از آنجا كه حد بدون گواه و يا اعتراف خود شخص، اجرا نمي‌شود، او نه اعتراف كرد و نه كسي از اطرافيانش عليه او گواهي داد.
د - شايد مصلحت بزرگ‌تري مدنظر بود همان طور كه در مورد قتلش در نظر گرفته شد و آن تأليف قلوب مسلماناني بود كه اقوام و خويشان عبدالله بودند.
در پايان مي‌گويد: ممكن است همة اين موارد مدنظر بود(5). 
------------------------------------------------------------------------------------------
1) حدیث القرآن الکریم، ج 1، ص 357.
2) محمد بن اسحاق، ترمذی و قرطبی بر این عقیده‌اند.
3) تفسیر قرطبی، ج 12، ص 201.
4) مرویات غزوة بنی‌المصطلق، ص 242.
5) زادالمعاد، ج 3، ص 263-264.در روايات به تصريح بيان شده كه همة كساني كه در اشاعة جريان افك شريك بودند، به جز عبدالله بن ابی، توبه نمودند. از جمله حسان كه از عایشه عذرخواهي نمود و در مدح ایشان سرود و گفت:
رایتک و لیغفرلفک الله حرة
		من المحصنات