براي او عقيقه ذبح كنيد و سرش را بتراشيد و نام او را انتخاب نمائيد.»
---------------------------------------------------------------------------------------
1) شذرات الذهب، ابن عماد حنبلی، ج 1، ص 10.
2) البخاری، فی الأدب، ص 286.
3) ابوداود، شماره 5105.
4) رواه الطبرانی، ج 3، ص 30 بسند حسن.
5) السیره النبویه کما جاءت فی الأحادیث الصحیحه، صویانی، ج 3، ص 106.
6) صحیح الجامع، ج 2، ص 832.خارجه بن زيد بن ثابت از زيد بن ثابت روايت مي‌كند كه رسول خدا (ص) به وي دستور داد تا زبان يهود را فراگيرد و هر وقت آنها به وي نامه مي‌نوشتند، زيد نامه‌هاي يهود را براي رسول خدا مي‌خواند(1) . زيد در مدت پانزده روز زبان آنها را فراگرفت.
در روايتي دیگر آمده است كه زید را هنگام ورود پيامبر به مدينه نزد وي آوردند و گفتند: اين پسر از بني‌نجار است و چند سورة از قرآن را حفظ دارد. رسول خدا(ص) خوشحال شد و فرمود: «اي زيد كتاب يهود را فراگير؛ چرا كه من برآنها اعتماد ندارم.» زيد مي‌گويد: من تعالیم آنها را فراگرفتم و در طی پانزده شب به طور کامل در آن مهارت پيدا كردم و بعد از آن نامه‌هاي آنها را براي رسول خدا و نامه‌هاي رسول خدا را براي آنها مي‌خواندم(2). 
از اين روايت چنین استنباط می‌گردد که سخنگوی دولت از جايگاه خاص و مهمي برخوردار است و از آنجا كه بر پيامهاي صادره و وارده اطلاع دارد، بر اسرار و رموز حكومت مطلع است بنابراين، معقول نيست تا هر فردي در چنين سمتي منصوب شود. رسول خدا (ص) نیز به دلیل حساس بودن چنین منصبی به زيد دستور داد تا زبان يهود را فراگيرد(3)  و زيد نيز در مدت پانزده روز اين امر را انجام داد كه اين امر بیانگر توانایي و حافظة وي مي‌باشد و ايشان از كساني است كه در زمان حيات رسول خدا قرآن را به طور کامل حفظ نمود و از مشهورترين كاتبان وحي شد. همچنین زید در زمان صديق اكبر به تنهایي مسئوليت نوشتن قرآن را به عهده گرفت و در زمان عثمان نيز يكي از كاتبان وحي بود و بايد توجه داشت كه اين دستور رسول خدا مبني بر فراگرفتن زبان يهود دليل آن است كه اسلام در شرایط ضرورت و نياز، مسلمانان را تشويق به جمع‌آوري اطلاعات و كسب دانش و علوم و زبان بيگانگان مي‌كند(4). 
-------------------------------------------------------------------------------
1) البخاری، کتاب الأحکام، شماره 7195.
2) سیر اعلام النبلاء، ج 2، ص 429.
3) زید بن ثابت کاتب الوحی و جامع القرآن، صفوان داوودی، ص 80-81.
4) السیرة النبویة، أبی شهبه، ج 2، ص 249.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:458.txt">مقدمه</a><a class="folder" href="w:html:459.xml">تاريخ غزوه و عوامل آن</a><a class="text" href="w:text:462.txt">دیدگاه مفسران درباره سبب نزول آية فوق</a><a class="folder" href="w:html:463.xml">هشدار به بني‌نضير و محاصره آنها</a><a class="folder" href="w:html:466.xml">درسها و نتائج اين غزوه </a></body></html>در فاصله زماني ترور كعب بن اشرف و جنگ احد كه در شوال سال سوم هجري اتفاق افتاد، يهود مدينه دچار رعب و وحشت گرديدند؛ البته شكست مسلمانان در جنگ احد، تا حدودي مشركان و منافقان را در رسيدن به اهداف و آرزوهايشان اميدوار كرده بود و دو حادثه بئرمعونه و رجیع نیز موجب کاسته‌شدن ترس و وحشت یهودیان گردید.
بنابراين، ترس و وحشت يهود، مدتی طولانی به طول نینجامید كه دوباره به شيوه‌هاي مختلف توطئه و دسيسه روي آوردند تا آنجا كه جهت حمله به مسلمانان درصدد جمع‌آوري اسلحه و استحكام قلعه‌هايشان برآمدند و نقشه ترور رسول خدا (ص) را طراحی نمودند(1). 
-------------------------------------------------------------------------------
1) التاریخ السیاسی و العسکری، ص 188-189.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:460.txt">الف - تاريخ غزوه</a><a class="text" href="w:text:461.txt">ب - عوامل غزوه</a></body></html>پیامبر اکرم (ص) در چهل سالگی و حتی قبل از آن، در غار حرا به خلوت و تفکر در مورد جهان هستی و آفریدگارش می‌پرداخت. شبهای زیادی را در غار حرا با عبادت سپری می‌نمود و بعد از اینکه توشه‌اش تمام می‌شد، به خانه بر می‌گشت و برای شبهای دیگر توشه بر می‌داشت تا اینکه روز دوشنبه ماه رمضان، ناگهان برای اولین بار جبرئیل داخل غار حرا آمد؛ چنانکه بخاری در صحیح خود از عایشه روایت می‌کند که می‌گوید: «نزول وحی بر رسول الله به وسیلة خوابها و رؤیاهای راستین آغاز شد و آنچه را که در عالم رؤیا می‌دید، مانند روشنی صبح، تحقق پیدا می‌کرد. بعدها رسول خدا به عزلت و گوشه‌نشینی علاقمند گردید و در غار حرا به گوشه‌نشینی پرداخت و چندین شبانه‌روز بدون اینکه به خانه بیاید در آنجا عبادت می‌کرد و هنگامی که توشه‌اش تمام می‌شد به خانه می‌آمد و توشه بر می‌داشت. خدیجه توشة او را آماده می‌کرد. در یکی از روزها که در غار مشغول عبادت بود، فرشته‌ای نزد او آمد و گفت: بخوان. رسول الله فرمود: من خواندن بلد نیستم. می‌گوید: فرشته مرا در بغل گرفت و فشرد. سپس رهایم کرد و گفت: بخوان. گفتم: خواندن بلد نیستم. بار دوم مرا در بغل گرفت و فشرد. وقتی بار سوم گفتم: بلد نیستم، مرا در بغل گرفت و فشرد و گفت : (اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ ...) «بخوان به نام پروردگارت که انسان را از خون بسته آفرید.» بعد از آن رسول خدا در حالی که قلبش می‌تپید، نزد خدیجه برگشت و گفت: مرا بپوشانید، مرا بپوشانید. آنها او را پوشانیدند تا اینکه ترس و دلهره‌اش برطرف گردید. آن گاه جریان را برای خدیجه بازگو نمود و فرمود: من نسبت به جان خود احساس خطر می‌کنم. خدیجه گفت: خداوند هرگز تو را ضایع نخواهد کرد؛ چون تو صلة رحم را برقرار می‌کنی و به مستمندان می‌رسی و از مهمانان پذیرائی به عمل می‌آوری و در راه حق شکیبایی می‌ورزی. آن گاه خدیجه او را نزد پسر عموی خود، ورقه بن نوفل، برد. او مردی مسیحی و بزرگسال و نابینا بود. رسول الله آنچه را که مشاهده نموده بود، برای ورقه تعریف کرد. ورقه گفت: این همان فرشته‌ای است که بر موسی نازل می‌شد. ای کاش روزی که قومت تو را از شهرشان بیرون می‌کنند زنده بودم. رسول خدا گفت: مگر آنان مرا بیرون می‌کنند؟! ورقه گفت: پیامی را که تو آورده‌ای هیچ کس نیاورده است مگر قومش با او دشمنی ورزیده واو را از شهر بیرون رانده‌اند. ای کاش زنده بودم و از تو حمایت می‌کردم. سپس دیری نگذشت که ورقه از دنیا رفت و جریان وحی نیز متوقف شد.
با توجه به حدیث فوق می‌توان قضایای مهمی دربارة سیرة پیامبر اکرم (ص) استنباط نمود که از جمله می‌توان به امور ذیل اشاره کرد:مؤرخان معتقداند كه غزوة بني‌نضير در ربيع الأول سال چهارم هجري بعد از احد اتفاق افتاد. ابن قيم جوزي نظرية كساني كه معتقدند: غزوة بني‌نضير شش ماه بعد از غزوه بدر اتفاق افتاده است، می‌گويد: محمد بن شهاب زهري معتقد است كه غزوة ‌بني‌نضير شش ماه بعد از بدر به وقوع پيوست در حالي كه اين نظریه،نظریه‌ای نادرست است و واقعيت اين است كه اين غزوه بعد از غزوه احد اتفاق افتاد و غزوة بني‌قينقاع شش ماه بعد از بدر و غزوه بني‌قريظه بعد از خندق و غزوه خيبر بعد از حديبيّه اتفاق افتاد(1). 
ابن عربي مي‌گويد: واقعیت این است كه غزوة‌ بني‌نضير بعد