‌گويد، در پاسخ اين سئوال فرمود: 
«ما يجد الشهيد من مس القتل الا كما يجد أحدكم من مس القرصة»(4) 
«ضربه‌اي كه باعث مرگ شهيد مي‌شود، بيش از نيش حشره‌اي دردآور نيست.»
شهيد نزد خدا داراي جايگاه والايي است. خداوند عادل پاداش روح شهيد را كه به خاطر خدا تقديم كرده است، ضايع نمي‌گرداند؛ بلكه به وي شش پاداش عنايت مي‌نمايد كه هر كدام فزون‌تر از دنيا و آنچه در آن وجود دارد، مي باشند؛ چنانكه از مقدام بن معد يكرب روايت است كه رسول خدا (ص) فرمود:
«براي شهيد نزد خداوند شش نعمت در نظر گرفته شده است كه عبارت‌اند از:
1- با اولين قطره خونش، تمام گناهانش بخشيده مي‌شود. 
2- جايگاهش را در بهشت مشاهده مي‌كند.
3- از عذاب قبر درامان مي‌ماند.
4- از فزع اكبر (بازخواست قيامت) درامان مي‌شود.
5- لباس ايمان به تنش در مي‌آيد.
6- با حور عين ازدواج مي‌كند و براي هفتاد تن از بستگانش شفاعت مي‌نمايد.»(5) 
اين پاداش علاوه بر آن افتخاري است كه روز قيامت نصیب آنان خواهد گشت؛ چراکه آنان در حالي حشر مي‌شوند كه زخمشان تازه و با رنگ خون و بوي مشك خواهد بود(6) . لازم به ذکر است كه زندگي شهيد با مردن پايان نمي‌پذيرد؛ بلكه نزد خدا به وي روزي و نعمت داده مي‌شود؛ چنانچه خداوند مي‌فرمايد: 
(وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ) (آل عمران، 169)
«كساني كه در راه خدا كشته شده‌اند، آنها را مرده مپندار؛ آنها زنده‌اند و نزد خدا روزي داده مي‌شوند.»
----------------------------------------------------------------------------------------------
1) بخاری، مغازی، شماره 4091.
2) التاریخ الإسلامی، حمیدی، ج 6، ص 50.
3) السیره النبویه، ندوی، ص 243-244 – ابن هشام، ج 3، ص 207.
4) صحیح سنن ترمذی، البانی، ج 2، ص 33.
5) همان، ص 129.
6) همان، ص 128.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:45.xml">فصل اول : نزول وحی بر پیامبر اکرم (ص)</a><a class="folder" href="w:html:56.xml">فصل دوم: دعوت پنهانی</a><a class="folder" href="w:html:83.xml">فصل سوم: ساختار عبادی و اخلاقی در دوران مکی</a></body></html>حوادث بئرمعونه، رجيع و غيره بيانگر آن است كه رسول خدا (ص) از امور غیبی اطلاعی نداشت چنانچه آيات قرآن نيز شاهد اين مطلب هستند و مي‌فرمايد:
(قُل لاَّ أَمْلِکُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ وَلَوْ کُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَکْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَاْ إِلاَّ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ) (اعراف، 188)
«بگو من در حق خودم مالك هيچ نفع و ضرري نيستم. مگر آنچه خدا بخواهد و اگر من غيب مي‌دانستم، براي خود خير فراوان جمع مي‌نمودم و هيچ گزندي به من نمي‌رسيد. من بيم‌دهنده و مژده‌دهنده‌اي بيش نيستم براي ملتي كه ايمان بياورد.»
پس تنها خدا عالم به علوم غيب است و كسي ديگر از انبياء و فرشتگان جز مقداري كه خدا از علم غيب را به آنها آموزش داده است، نمي‌دانند؛ چنانكه مي‌فرمايد:
(عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا)عمرو بن اميه ضمري در جريان بئرمعونه اسير شد. عامر بن طفيل با اطلاع از این موضوع كه او از بني‌ضمر است، او را آزاد كرد.
عمرو بعد از اينكه آزاد شد و به سوي مدينه رهسپار گرديد در اثناي راه با دو نفر از بني‌عامر كه با رسول خدا پيمان بسته بودند، برخورد نمود و بدون اينكه از پيمان آنها با رسول خدا آگاهي داشته باشد، بعد از اينكه آنها به خواب رفتند، آن دو را به انتقام مسلماناني كه توسط طایفه بني‌عامر به شهادت رسیده كشت. زماني كه نزد رسول خدا آمد و جريان را براي ايشان تعريف كرد، رسول خدا(ص)  فرمود: خونبهاي این دو نفر که آنان را به قتل رسانده‌ای، بر عهده من مي‌باشد. آن گاه پيامبر خدا، خون آن دو عامري را به خاطر رعايت پيماني كه با آنها بسته بود، پرداخت نمود، هر چند كه برخي از بني‌عامر با خيانتي كه نسبت به ياران رسول خدا روا داشته بودند، در واقع آن پيمان را شكسته بودند و اين عملكرد آن حضرت، بيانگر والاترين درجة وفاء به عهد و پيمان مي‌باشد.
هرچند پیامبر اکرم (ص) می‌توانست به دلیل خیانتی که بنی‌عامر انجام داده بودند، عمل عمرو بن اميه را نوعي انتقام از بني‌عامر تلقي نمايد اما از آنجا كه در شريعت اسلام هيچ كس به خاطر گناهي كه كسي ديگر مرتكب شده است، مجازات نمي‌شود، رسول خدا(ص) به پرداخت خونبهاي آنها اقدام نمود.
توجيهات ارزشمند اسلام، رسول خدا و سایر مسلمانان را موظف به رعايت اخلاقي گردانيده بود كه در دنيا نظيرش وجود ندارد(1). 
-----------------------------------------------------------------------------------------
1) التاریخ الإسلامی، حمیدی، ج 6، ص 50.بعد از كشته‌شدن صحابه در بئر معرفه و اسارت عمرو بن اميه ضمري، عامر بن طفيل خطاب به عمرو در حالي كه به يكي از شهدا اشاره مي‌كرد، گفت: اين فرد كيست؟ عمرو بن اميه گفت: او عامر بن فهيره است.
عامر بن طفيل گفت: بعد از كشته‌شدنش ديدم كه او را به سوي آسمان بلند كردند تا جایي كه او را در وسط آسمان و زمين يافتم؛ سپس به زمين بازگردانيده شد(1). 
----------------------------------------------------------------------------------------------
1) بخاری، مغازی، شماره 4093.حسان بن ثابت از افراد مهم پايگاه تبليغاتي اسلام بود كه همواره عليه دشمنان، جنگ رواني به راه مي‌انداخت؛ البته افرادي چون كعب بن مالك و عبدالله بن رواحه نيز وي را همكاري مي‌نمودند. آنها در تمام رويدادهاي سيرت در رد غزليات دشمن اشعاري سرودند که بازتاب اشعار حسان بن ثابت را در طرد كعب بن اشرف يهودي توضیح دادیم.
رسول خدا (ص) نيز شاعران دولت اسلامي را مورد تفقد قرار مي‌داد و در ادامه جهادي كه آنها در آن تخصص داشتند، تشويقشان مي‌نمود.
شایسته است كه امروز نيز رهبران، فرماندهان، علما، فقها و اقشار مختلف دولتهاي اسلامي به جايگاه شعرای اسلامي اهميت قائل باشند و آنها را در جهاد بزرگي كه مشغول هستند، تشويق نمايند(1). 
حسان بن ثابت بعد از حادثه بئر معونه، ابياتي فراهم نمود كه در آن ربيعه بن عامر (ملاعب الأسنه) را عليه عامر بن طفيل كه امان او را ناديده گرفته بود، تحريك مي‌نمود و اين اشعار زبانزد عام و خاص گرديد:
ألا من مبلغ عنی ربیعاً
		فما احدثت فی الحادثان بعدی

ابوک ابوالفعال ابو براء
		و خالک ماجد حکم بن سعد

بنی‌ ام‌النبین الم یرعکم
		و انتم من ذوائب اهل نجد

تحکَّم عامر بأبی براءِ
		لیخفره و ما خطا کَعَمَد(2) 

«از من به ربيع برسانيد كه اين چه حادثه‌اي است كه رخ داده است. پدر و دايي‌هايت انسانهاي بزرگواري بودند. اي فرزندان مادران نيك كه شما از بزرگان نجد هستيد، آيا پيماني كه بستيد ارزش رعايت كردن را نداشت كه عامر آن را به عمد زير پاگذاشت.»
وقتي كه اشعار فوق به ربيعه بن أبي براء رسيد و زخم زبان و شعر نزد آنها از زخم تير، شمشير و سرنيزه دردناك‌تر بود، بلافاصله جهت گرفتن انتقام از عامر به پا خواست و ضربه شديدي براو وارد نمود، امّا از آن ضربه وفات ننمود. قوم عامر از 