قَ الْکَافِرِينَ) تمحيص به معناي تصفيه و يا به معناي امتحان و آزمون است و يمحق از محق به معناي از بين‌بردن و نابودكردن است.
طبري در مورد معناي آيه فوق چنين می‌گوید: تا خداوند كساني را كه با خدا صادقانه عهد بستند، بيازمايد و آنها را در راه از بين‌بردن مشركان مورد آزمايش قرار دهد و مؤمنان مخلص و واقعی، از منافقان جدا شوند(7). 
ابن‌كثير در مورد آیه (وَلِيُمَحِّصَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ) می‌گوید: يعني اگر داراي گناه هستند، گناهانشان را مغفرت نمايد و اگر داراي گناه نيستند، درجاتشان را به ميزان مصيبتي كه با آن دچار شده‌اند، بيفزايد.
آیة(وَيَمْحَقَ الْکَافِرِينَ) يعني كافران بعد از دستیابی به پيروزي، دچار سركشي و غرور مي‌شوند و اين امر موجب هلاكت، ‌نابودي و فناي آنها مي‌شود(8) . يعني یکی از دلایل شکست مؤمنان در جنگ احد این بود که خداوند، مؤمنان را از گناهان پاك و تصفيه نمايد و آنها را از منافقان جدا گرداند و از طرفي دیگر كفار را نیز به سبب غرور و تكبر آنان نابود گرداند.
خداوند حکمت شکست مؤمنان در جنگ احد را چنین بيان نموده است.
1- اظهار علم خداوند براي مؤمنان.
2- نائل گردانيدن برخي از مؤمنان به نعمت شهادت كه صاحبش را به والاترين درجات مي‌رساند.
3- پاك‌گردانيدن مؤمنان و جدا نمودن آنان از منافقان.
4- نابودي و ريشه‌كن كردن تدريجي كفار(9). 
در ادامه آيات فوق، خداوند مي‌فرمايد:
(أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنکُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ) (آل عمران، 142)
«اي كساني كه در جنگ احد شكست خورده‌ايد؛ آيا چنين مي‌پنداريد كه وارد بهشت شويد. چنانچه كساني وارد شدند كه كشته شدند و بر زخمها صبر كردند. بدون اينكه شما راه آنها را انتخاب نمائيد و بدون اينكه مانند آنها صبر كنيد. خير. چنين چيزي ممكن نيست تا اينكه خداوند مجاهدان شما و صبر پيشه‌كنندگان را شناسائي نكند.»
ابن‌كثير در تفسير اين آيه مي‌گويد: دخول بهشت براي شما فراهم نخواهد شد مگر اينكه مورد آزمايش قرار گيريد و خداوند مجاهدان و صابران در برابر دشمن را ببيند(10). 
در ادامه خداوند مي‌فرمايد: 
(وَلَقَدْ کُنتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِن قَبْلِ أَن تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ) (آل عمران، 143)
ابن كثير در ترجمه اين آيه مي‌گويد: اي مؤمنان! قبل از اين، آرزوی رویارویی با دشمن را داشتید و در اشتیاق چنین روزی بودید و دوست داشتيد در برابرشان از خود صبر و شكيبایي نشان دهيد؛ اكنون آن روز فرارسيده است و شما به مقصدتان رسيده‌ايد؛ پس در برابر دشمن ایستادگی نمایید و بجنگيد(11). 
-----------------------------------------------------------------------------------------
1) تفسیر الرازی، ج 9، ص 14.
2) تفسیر الکشاف، ج 1، ص 465.
3) تفسیر الرازی، ج 4، ص 105.
4) حدیث القرآن الکریم عن غزوات الرسول، ج 1، ص 195.
5) تفسیر القرطبی، ج 4، ص 218.
6) تفسیر ابن کثیر، ج 1، ص 408.
7) تفسیر طبری، ج 4، ص 107.
8) تفسیر ابن کثیر، ج 1، ص 408.
9) حدیث القرآن الکریم عن غزوات الرسول، ج 1، ص 199.
10) تفسیر ابن کثیر، ج 1، ص 409.
11) همان.در آستانه قرن ششم میلادی و با قرارگرفتن جهان در حالتی از هرج و مرج و بی‌بندوباری، مردمان آن قرن، منتظر ظهور پیشوایی بودند تا به این آشفتگی سامان بخشد و قوانین ابدی طبیعت و آئین چگونه زیستن را در مسیر اصلی و جاوید آن هدایت نماید و رشته‌های گسیخته نظامهای مختلف را به هم پیوند دهد و شاهراه زندگی را در مقابل خستگان وادی طلب و رهروان مستعد بگشاید بنابراین، وجود و ظهور پیامبر اکرم(ص) مستعد بود تا چنین وظیفه بزرگ و شگرفی را انجام دهد و بتواند وجود تشنگان عدل و آزادی و برادری و برابری را سیراب نماید. 
از آن زمان تاکنون مؤلفان و صاحب‌نظران زیادی در سیرة پیامبر اکرم(ص)  قلم‌فرسایی نموده‌اند و هر یک به گونه‌ای توانسته‌اند در برابر این اسوة پرهیزگار به ادای مسئولیت بپردازند، امّا اهمیت ترجمة این کتاب که توسط استادگر گرانقدر جناب‌آقای دکتر علی محمد صلابی به رشته تحریر درآمده است و توسط هیئت علمی انتشارات حرمین یعنی آقایان عبدالله ریگی احمدی، عبدالحکیم عثمانی و محمدگل گمشادزهی ترجمه گردیده است، از این جهت است که مؤلف کوشیده است تا برخلاف سایر کتابهای سیره که به طور مختصر به بررسی سیره پیامبر پرداخته‌اند، به طور مفصل به بررسی حوادث سیره بپردازد و در پرداختن به هر یک از این حوادث، اهمیت آن را برای تمامی قشرهای جامعه از جمله: دعوتگران، مربیان، فرماندهان نظامی، سیاستمداران، علما، تاجران و ... بیان نماید و شرایط تحقق جامعه‌ای ایده‌آل و نمونه وامتی مؤمن و نمونه را بیان نماید؛ به عبارتی دیگر مؤلف درصدد آن است تا به این مسئله بپردازد که پیامبر اکرم (ص) چگونه توانست از عربهای صحرانشین و بدوی که راه‌جویی به سینة پرکینه آنان دشوار بود و با هر تپش قلبشان، نفرت از محمد (ص) را متذکر می‌گردیدند و عاطفه را به کشتارگاه فاجعه می‌بردند، امتی ساخت که در روز رحلت ایشان یک دریا اشک به چشم داشتند و یک دنیا غم به دل و بعد از رحلت آن حضرت نیز در راستای اعتلای دین اسلام از هیچ کوششی دریغ نورزیدند.
امید است که خداوند این عمل را خالص در جهت رضای خویش بگرداند و گامی باشد در راستای هدایت جامعة بشری از ظلمت و انحرافی که در آن به سر می‌برد.

انتشارات حرمین
بهار 85خدیجه، زنی بیوه و ثروتمند بود. وقتی راستگویی و امانتداری و آوازة اخلاق نیک محمد به گوش وی رسید، به ایشان پیشنهاد کرد که همراه کاروانهای تجاری به نمایندگی از وی به شام برود و برای او مزدی بیشتر از دیگران در نظر گرفت. محمد با میسره، غلام خدیجه، عازم شام شدند. در نتیجه در این سفر سود کلانی نصیب خدیجه گردید و علاوه بر آن رسول الله (ص) ازشهرهای زیادی از جمله مدینه، که بعداً مرکز دعوتش قرار گرفت، دیدن کرد و با آنها آشنا گردید. همچنین این سفر مقدمه‌ای برای ازدواج رسول الله با خدیجه گردید. میسره با خدیجه از اخلاق نیک و صداقت و امانت وی سخن گفته بود(1) ، خدیجه گمشده‌اش را یافته بود. او راز خود را با نفیسه، دختر منبه، در میان گذاشت(2) . نفیسه از این موضوع پیامبر اکرم(ص)  را آگاه نمود و سرانجام وی به اتفاق عمویش، حمزه، به خواستگاری خدیجه رفت و پیامبر اکرم (ص) مهریة خدیجه را بیست ماده شتر جوان قرار دادند. خدیجه، نخستین زنی بود که پیامبر با او ازدواج کرد و با زنی دیگر تا خدیجه رضی الله عنها از جهان چشم فروبست، ازدواج ننمود(3) . پیامبر اکرم(ص) از خدیجه صاحب دو پسر و چهار دختر شد. پسران او قاسم و عبدالله نام داشتند که کنیه پیامبر به نام قاسم بود و طاهر و طیب لقبهای عبدالله می‌باشند.
فرزندان پسر پیامبر (ص)، قاسم و عبدالله، در کودکی وفات نمودند، امّا دختران پیامبر اکرم(ص) زینب، رقیه، ام کلثوم و فاطمه همگی دوران اسلام را درک نمودند و به مدینه هجرت نمودند و ازدواج کردند و همگی آنان در ط