م، ج 3، ص 107.رسول خدا (ص) نماز ظهر را به جهت خون زيادي كه از بدنش بيرون آمده بود، نشسته خواند و يارانش نيز نشسته به وي اقتدا نمودند. بعد از ادای نماز، رسول خدا (ص) جهت دعا و حمد و ثنا به دلیل مصيبتي كه به آن دچار گردیده بودند، به درگاه خداوند متعال روي آورد و به يارانش گفت: «صفهايتان را راست بگيريد تا ثناء خدا را به جاي آورم.» آنان پشت سر رسول خدا صف بستند و پيامبر دعاهاي ذيل را كه بيانگر عمق ايمانش مي باشد، به درگاه خداوند عرضه داشت(1) : 
«اللهم لك الحمد كله، اللهم لا قابض لما بسطت، و لا باسط لما قبضت، و لا هادي لما أضللت، و لا مضل لمن هديت، و لما معطي لا منعت، و لا مانع لما أعطيت، و لا مقرب لما باعدت، و لا مبعد لما قربت، اللهم ابسط علينا من بركاتك و رحمتك و فضلك و رز قك، اللهم إني أسألك النعيم المقيم الذي لا يحول و لا يزول، اللهم اني أسألك النعيم يوم الغلبة و الأمن يوم الخوف، اللهم عائذ بك من شر ما أعطيتنا و شر ما منعت. اللهم حبب إلينا الإيمان وزينه في قلوبنا و كرِّه إلينا الكفر و الفسوق و العصيان و اجعلنا من الراشدين. اللهم توفنا مسلمين و أحينا مسلمين و ألحقنا بالصالحين غير خزايا و لا نادمين و لا مفتونين، اللهم قاتل الكفرة الذين يكذبون رسلك، و يصدون عن سبيلك، و اجعل عليهم رجزك و عذابك، اللهم قاتل الكفرة الذين اوتو الكتاب إله الخلق(2) .» رسول خدا بعد از آن به مدينه برگشت(3) . عملكرد پیامبر اکرم (ص) بیانگر امر مهمي بود كه ایشان درصدد آن بود که آن را به امتش تعليم دهد تا آنها نصرت و توفيق را از خداوند بخواهند و بدانند كه دعا در شرایط پيروزي و شكست امری ضروری و حتمی است و دعا علاوه برآنكه مغز عبادت است از مهم‌ترين ابزار جهت دفع نابسامانيها و دست‌يافتن به مقاصد عالي است و دعا، وسیله‌ای است که انسان را با خالقش مرتبط مي‌گرداند و در نتيجه بر چنين فردي آرامش، سكون و ثبات نازل شده و خداوند وي را از قوت روحي فوق‌العاده زيادي بهره‌مند مي‌گرداند و اين فرد قله‌هاي معنويت را مي‌پيمايد.
رسول خدا (ص) در پايان جنگ با ابهت تمام، مسلمانان را در صفوف منظمي قرار داد تا با خداي خود راز و نياز نمايد. اين موضعگيري مهمي است كه حكايت از ايمان عميق دارد و از عبوديت كامل در برابر رب العالمين پرده برمي‌دارد. يقيناً اين امر از مهم‌ترين صحنه‌هاي عبوديت است كه مقام عابد و معبود در آن تجلی پیدا می‌نماید(4). 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النبویه، ابی شهبه، ج 2، ص 210.
2) مجمع الزوائد، ج 6، ص 121 – 122.
3) السیرة النبویه الصحیحه، ج 2، ص 394.
4) صور و عبر من الجهاد النبوی فی المدینه، محمد فیض‌الله، ص 132-133.رسول خدا (ص) بعد ازاينكه مشرکان، صحنه جنگ را ترك كردند،‌ علي (رض) را جهت بررسي وضعيت دشمن به تعقيبشان فرستاد و فرمود: دشمن را تعقيب كن که درصدد انجام چه امری هستند و چه هدفي را دنبال مي‌نمايند. اگر اسبها را مهار كرده و بر شتران سوار شده‌اند، بیانگر این است که آنان قصد مكه را دارند و اگر بر اسبها سوار شده‌اند و شتران را مي‌رانند، ارادة مدينه را دارند و به خدا سوگند اگر ارادة حمله به مدينه را داشته باشند در برابرشان خواهم ايستاد.
علي مي‌گويد: من به تعقيب آنان پرداختم و ديدم که اسبها را مهار كرده و شتران را سوار شده‌اند و به سوي مكه حركت نموده‌اند(1) . علی(رض)  برگشت و این خبر را به پیامبر(ص) رساند.
ماجراي فوق بيانگر نكات و درسهاي آموزنده‌اي است: نخست آگاهي پيامبر و مراقبت دقيقش نسبت به تحركات دشمن و قدرت فوق‌العاده‌اش در سنجش امور و از همه مهم‌تر قدرت عالي معنوي وي كه اگر ارادة مدينه را داشته باشند،‌ به مبارزة آنها خواهد پرداخت. نكتة ديگری که در اين ماجرا نهفته است، اعتماد پيامبر به علي(رض)  و همين طور شجاعت علي است كه در اين شرایط حساس اگر دشمن به وجود وي پي مي‌برد، قطعاً در كشتنش درنگ نمي‌كردند(2).  
رسول خدا (ص) بعد از پایان جنگ، همچنان در ميدان جنگ باقي ماند و به بررسی وضعيت زخميان و شهدا پرداخت و دستور دفن شهدا را صادر نمود. به ثنا و ستايش پروردگارش پرداخت و علي را جهت بررسي وضعيت دشمن به تعقيب آنها فرستاد. تمام اين امور بدان جهت انجام گرفت تا رسول خدا (ص) از اين طريق، پيروزي‌اي كه در اين غزوه مسلمانان به آن نائل شده بودند، حفظ نمايد و اين يكي از سنن الهي در جنگ است. خداوند متعال عوامل پيروزي و شكست را بیان نموده است که هركس، عوامل پيروزي را مورد استفاده قرار دهد و صادقانه بر خدا توكل نمايد، خدا او را پيروز مي‌گرداند. و خداوند مي‌فرمايد:
(سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا) (فتح، 23)
«اين سنت خدا است كه قبلاً ‌هم گذشته و (درآينده) شما سنت خدا را غيرقابل تغيير خواهيد ديد.»
--------------------------------------------------------------------------------------------
1) البدایة و النهایة، ج 4، ص 41.
2) غزوه احد، ابی‌فارس، ص 95 -96.	در بعضي روايات آمده است كه رسول خدا (ص) همچنان به تعقیب اخبار مشركان بعد از اينكه به مكه رسيدند، پرداخت و از اين سخن ابوسفيان كه سپاهيانش را سرزنش كرده بود که چرا كار محمد و يارانش را يكسره نكرده‌ايد، اطلاع يافت.
ابن عباس(رض)  مي‌گويد: زماني كه ابوسفيان با يارانش در بازگشت از احد به «روحاء»(1)  رسيدند، ابوسفيان گفت: نه محمد را كشتيد و نه زنانشان را اسير كرديد.
اين سخن ابوسفيان به رسول خدا (ص) رسيد و اين بيانگر آن است كه آن حضرت بعد از جنگ همچنان پيگير احوال دشمن بود(2). 
پیامبر اکرم (ص) با اطلاع از اینکه قريش قصد بازگشت به مدينه را دارند، با افرادي كه در جنگ احد شركت كرده بودند، به تعقيب دشمن پرداخت و تا حمراء‌الأسد آنان را تعقيب نمود.
ابن اسحاق مي‌گويد: غزوة احد، روز شنبه نيمه‌هاي شوال به وقوع پيوست و روز بعد، رسول خدا (ص) اعلان نمودند كه ارادة تعقيب دشمن را دارد و صرفاً كساني مي‌توانند شركت كنند كه در جنگ احد حضور داشته‌اند. جابر بن عبدالله‌ که در جنگ احد شرکت نکرده بود، امّا با اجازة پيامبر توانست شركت كند. اقدام پیامبر اکرم (ص) در جهت حرکت به این غزوه، به خاطر تهديد دشمن و اینکه بدانند كه مسلمانان ضعيف نگرديده‌اند(3) . ياران پيامبر اکرم (ص) نیز به نداي جهاد لبیک گفتند و حتي مجروحان نيز آماده شدند.
فردي از بني عبدالأشهل مي‌گويد: من و برادرم در غزوه احد شركت نموديم و هر دو زخمي شده بوديم. وقتي كه منادي رسول خدا، تعقيب دشمن را اعلام نمود، ما به يكديگر گفتيم چگونه امكان دارد از شركت در ركاب رسول خدا محروم شويم. به خدا سوگند! ما حیوانی جهت سوارشدن نداشتيم و هر دو به شدت زخمي بوديم، اما برای جنگ خارج شدیم و من زخمم نسبت به برادرم سبك‌تر بود. هرگاه او توان راه‌رفتن را نداشت، من او را به دوش مي‌گرفتم و بدين صورت همگام با ديگر مسلمانان پيش رفتيم(4). 
رسول خدا،‌ راه حمراءالأسد را در پيش گرفت ودر آنجا سه شبانه روز اقا