 ميان مگذار و فرمود: حسبنا الله و نعم الوكيل. اللهم بك اجول و بك اصول(1).  
همچنين رسول خدا(ص) ، انس و مونس، (فرزندان فضاله) را نيز جهت خبرگيري از لشكر قريش فرستاد. آنها سپاه قريش را در نزديكي مدينه يافتند كه حيواناتشان در زمينهاي كشاورزي يثرب براي چرا رها شده بود. آن دو برگشتند و ماجرا را به پيامبر اطلاع دادند(2). 
رسول خدا (ص) بعد از اينكه نسبت به اطلاعات به دست آمده مطمئن گرديد، تصميم گرفت تا این اطلاعات در بین مسلمانان رواج پیدا ننماید؛ چراکه ممکن بود اين اخبار، بر روحيه مسلمانان تأثير منفي بگذارد. به همين جهت وقتي كه «ابي بن كعب» نامه عباس را خواند، آن حضرت به وي دستور داد تا موضوع را پنهان نمايد و خود به مدينه بازگشت و باشتاب به تبادل نظر با رهبران مهاجران و انصار و اتخاذ موضعگيري لازم، پرداخت؛ چنانكه سردار انصار، سعدبن ربيع، را در جريان مضمون‌نامه عباس گذاشت و به وي فرمود؛ اين مسئله را با كسي در ميان نگذارد.
بعد از اينكه رسول خدا از آنجا بيرون رفت، همسر سعد به وي گفت: پيامبر (ص) چه فرمود؟ سعد گفت: واي بر تو! اين مسئله به تو چه ربطي دارد؟ همسرش گفت: من سخنان رسول خدا (ص) را شنيدم. سعد گفت: انا لله و انا اليه راجعون وخود را به پيامبر رسانيد و گفت: اي رسول خدا! از این امر در هراسم که اين خبر در بین مردم شایع گردد؛ در حالی که شما از من خواستيد تا آن را پنهان نگه دارم. پيامبر فرمود: مشكلي نيست(3). 
اين ماجرا، براي نظاميان حاوی این نکته است كه زنانشان نباید از مأموريتها و برنامه‌هاي سري نظامي آنان اطلاع حاصل ننمايند؛ زيرا تاريخ امتها و ملتها در گذشته و حال بيانگر آن است كه بسياري از شكستها نتيجه رسيدن اسرار نظامي به دشمنان از طريق همسران خائن يا دشمنانی بوده است که به ظاهر ادعای دوستی می‌نمودند(4). 
-------------------------------------------------------------------------------------------
1) مغازی، واقدی، ج 1،ص 207 – 208.
2) السیرة النبویة، ابی شهبه، ج 2، ص 187.
3) السیرة الحلبیة، ج 2، ص 489.
4) غزوه احد، ابی‌فارس، ص 22.آن حضرت پس از اطلاع كافي از سپاه قريش، در مورد باقي‌ماندن در مدينه و يا خروج از آن و چگونگی روياروشدن با دشمن، به مشورت با اصحاب و یارانش پرداخت.
اعتقاد پیامبر اکرم (ص) بر این بود كه در مدينه بمانند و فرمود: مدینه را باغستان تسخيرناپذيري احاطه نموده است(1). 
عبدالله بن ابي بن سلول نيز همين رأي را پسنديد(2)؛ البته تعدادي از مسلمانان كه در جنگ بدر حضور نداشتند و مشتاق جهاد بودند گفتند: اي رسول خدا (ص) از مدينه بيرون برو و ما را با دشمنان روبرو بگردان.
ابن كثير مي‌گويد: «اکثر اصحاب، بيرون رفتن از مدينه و روبرو شدن با دشمن را پيشنهاد كردند و اين عده كساني بودند كه در بدر حضور نداشتند و به فضيلتي كه اهل بدر نائل شده بودند، آگاهي داشتند.»(3) 
ابن اسحاق مي‌گويد: مردم همچنان بر رویارویی مستقیم با دشمن اصرار مي‌ورزيدند، تا اينكه رسول خدا(ص)  وارد منزل خود شد و لباس جنگي پوشيد. در این هنگام قوم، به سرزنش یکدیگر پرداختند و گفتند: پيامبر اکرم (ص) بر این عقیده بود که برای رویارویی با دشمن در مدینه بمانیم، امّا شما پیشنهاد ایشان را نپذیرفتید و به حمزه گفتند: نزد رسول خدا (ص) برو و بگو: هر طور كه خود صلاح مي‌داني، عمل كن. رسول خدا (ص) به حمزه گفت: «هرگاه پيامبري لباس جنگي بپوشد، آن را بيرون نخواهد آورد مگر اينكه به جنگ بپردازد.(4)» 
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ الطبری، ج 2، ص 60.
2) غزوة احد دراسة دعویه، ص 82.
3) البدایة و النهایة، ج 4، ص 14.
4) السیرة النبویة، ابن هشام، ج 3، ص 71.1- در بيعت عقبة دوم انصار به پيامبر تعهد داده بودند كه از وي حمايت خواهند كرد. بنابراين، برای آنان ماندن در مدينه نوعی شکستن عهد و پیمان و بی‌وفایی محسوب می‌گردید.
2- عده‌ای از مهاجران معتقد بودند كه آنها در دفاع از پيامبر و تهاجم قريش و اخراج آنان از زمينهاي كشاورزي انصار، بر ديگران حق تقدم دارند.
3- كساني كه به دلايلي نتوانسته بودند در جنگ بدر شركت نمايند، علاقه زيادي به جنگيدن در راه خدا و شهادت داشتند.
4- آنها محاصره مدينه توسط قريش را نوعي پيروزي براي دشمن و شكست براي خود تلقي مي كردند(1).  
------------------------------------------------------------------------------
1) غزوه احد، احمد عزالدین، ص 51 – 52.1- محاصره مدينه توسط سپاه دشمن به دلیل نبود اتحاد بین آنان به طول نخواهد انجامید.
2- يورش بر شهرهايي كه مصمم به دفاع از خود هستند كه از تجهيزات مساوي برخوردار باشند، فایده‌ای در بر نخواهد داشت.
3- مدافعين اگر در جمع خانواده‌هايشان باشند، به خاطر دفاع از فرزندان و زنان و دختران خود چاره‌اي جز استقامت و تلاش بيشتر جهت شكست دشمن نخواهند داشت.
4- شركت فرزندان و زنان در جنگ باعث ازدياد جنگجويان مي‌شود.
5- امکان استفاده از سلاحهاي سنگين نيز در شهر بهتر مناسب‌تر خواهد بود(1). 
مهم‌ترین عامل علاوه بر موارد ذکر شده، انتخاب رأي و آزادي انديشه است كه رسول خدا (ص) اصحاب و يارانش را براساس آن تربيت كرده بود؛ چراکه در این مورد مشورت درباره مسئله‌ای صورت می‌گرفت كه درباره آن نصی شرعي وجود نداشت. بنابراين، آنان در بیان نظريات خود هیچ گونه محدودیتی نداشتند؛ زیرا اظهارنظر زمانی مفید خواهد بود که به طور آزادانه صورت گیرد.
از طرفي هيچ گاه پيامبر خدا (ص) كسي را به خاطر اشتباه در اجتهاد و يا نداشتن توافق‌نظر وي با نظر ايشان، سرزنش نكرده است؛ زيرا خداوند او را به مشورت با اطرافیان موظف ساخته است؛ چنانكه مي فرمايد:
(وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِينَ) (آل عمران، 159)
«با آنان در قضيه، مشورت كن و چون عزم جزم نمودي، پس برخدا توكل كن. همانا خدا، متوكلين را دوست مي دارد.» 
فلسفة اين دستور آن است که رسول خدا (ص) به مشورت كردن در امور بپردازد و به دلیل چنین دیدگاهی بود كه شعور سياسي اصحاب رشد نمود؛ چراکه آنان حق اظهارنظر داشتند، امّا هیچ وقت در این صدد برنیامدند که دیدگاه خویش را بر پیامبر اکرم(ص) اعمال نمایند؛ بلکه آنان فقط نظريات خود را ابراز مي‌نمودند و تصمیم‌گیری نهایی را به پیامبر اکرم (ص) واگذار می‌نمودند. 
آنان بعد از اينكه بر خروج از مدینه اصرار ورزيدند و پيامبر نيز به سبب اصرار آنها ارادة خروج نمود به سوي وي بازگشتند و معذرت‌خواهي نمودند، اما رسول خدا(ص) به آنها درس ديگري داد كه ويژگي يك فرمانده موفق است و آن مديريت بحران و ترديد به خود راه ندادن بعد از اراده نهایی مي‌باشد؛ زيرا ترديد در چنين شرایطي پايه‌هاي اعتماد را متزلزل می‌سازد و باعث ايجاد هرج و مرج مي‌گردد(2). 
بر این اساس، پيامبر اكرم (ص) تصميم گرفت تا مدینه را ترک نمایند و وضعيت را اضطراري اعلان نمود و در فراخوانی عمومي همه را به جنگ بسیج نمود. و در آن شب همه با سلاح و در وضعيت نظامي به سر بردند.
رسول خدا(ص)  در آن شب پنجاه مرد 