ی محسوب می‌گردید، فرض نمود. این امر بعد از ماه رمضان و بعد از وضع شدن زکات فطر انجام گرفت و زکات فطر نیز بعد از فرض شدن روزه وضع شده است و آنچه امام احمد و ابن خزیمه و نسائی و ابن ماجه و حاکم از حدیث قیس بن سعد بن عباده (رض) روایت نموده‌اند بر این امر دلالت می‌نماید. ایشان می‌گوید: «پیامبر اکرم (ص) ما را به پرداختن صدقه فطر قبل از اینکه فرض بودن زکات نازل شود، فرمان داد؛ سپس فریضة زکات نازل شد؛ پس ما را به دادن فطر امر نکرد و ما را نیز از پرداختن آن نهی نکرد و ما آن را می‌پرداختیم.»(71) 
حافظ ابن حجر گفته است: سند آن صحیح است(72)  و جمهور علمای سلف و خلف بر این باورند که زکات در مدینه در سال دوم هجرت فرض شده است.(73) 
پرداخت زکات در دوران مکی، شرایط و حدودی نداشت؛ بلکه به ایمان افراد و میل و احساس آنها به وظیفه برادری نسبت به برادران مؤمنشان وابسته و محول شده بود و در آن وقت مال اندکی کفایت می‌کرد و گاهی نیاز اقتضا می‌نمود تا آنچه در توان دارند، در راه خدا صرف نمایند.(74) 
آیه‌های مکی به تربیت و توجیه اهمیت می‌داد و مسلمانان را با شیوه‌های گوناگون به یاری و نصرت فقرا و بینوایان فرا می‌خواند؛ چنانکه در سوره مدثر که از اولین سوره‌هایی است که نازل شده است، قرآن کریم به ارائه صحنه‌ای از صحنه‌های آخرت می‌پردازد و محل حضور مؤمنان سعادتمند را در باغهایشان که از حالت مجرمان کافر جویا می‌‌شوند، در حالی که کافران را آتش فرا گرفته است بیان می‌دارد؛ پس مؤمنان از کافران می‌پرسند که چه چیزی آنها را به عذاب گرفتار کرده است و آنان یکی از اسباب موجبات عذاب را ندادن حق فقیر و رها کردن او در مقابل گرسنگی و بی‌پوشاکی، بیان می‌کنند.(75) 
خداوند متعال می‌فرماید: 
(کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ رَهِينَةٌ(38) إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِينِ(39) فِي جَنَّاتٍ يَتَسَاءلُونَ(40) عَنِ الْمُجْرِمِينَ(41) مَا سَلَکَکُمْ فِي سَقَرَ(42) قَالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّينَ(43) وَلَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِينَ(44) وَکُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ(45) وَکُنَّا نُکَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ(46)) (مدثر، 38 – 46)
«هر کسی در برابر کارهایی که کرده است، گروگان می‌شود مگر یاران سمت راستی آنان که در باغهای بهشت به سر می‌برند و می‌پرسند از بزهکاران و گناهکاران چه چیزهایی شما را به دوزخ کشانده است و بدان انداخته است؟ می‌گویند از زمره نمازگزاران نبوده‌ایم و به مستمند خوراک نمی‌داده‌ایم و ما پیوسته با باطل‌گرایان فرو می‌رفته‌ایم و روز سزا و جزای را دروغ می‌دانسته‌ایم.»
خداوند، برای بندگانش داستان صاحبان باغ را حکایت کرده است؛ آنهایی که با هم قرار گذاشتند تا میوه‌های باغ را در شب بچینند تا بینوایان و فقرا را در روز جمع‌آوری و برداشت محصول، محروم کنند، امّا عذاب زود هنگام خداوند آنها را فرا گرفت: 
(فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّکَ وَهُمْ نَائِمُونَ(19) فَأَصْبَحَتْ کَالصَّرِيمِ(20) فَتَنَادَوا مُصْبِحِينَ(21) أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِکُمْ إِن کُنتُمْ صَارِمِينَ(22) فَانطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ(23) أَن لَّا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْکُم مِّسْکِينٌ(24) وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ(25) فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ(26) بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ(27) قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّکُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ(28) قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا کُنَّا ظَالِمِينَ(29) فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ(30) قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا کُنَّا طَاغِينَ(31) عَسَى رَبُّنَا أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ(32) کَذَلِکَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَکْبَرُ لَوْ کَانُوا يَعْلَمُونَ(33)) (قلم، 19 – 33)
«شب هنگام که آنان در خواب بودند، بلای بزرگ و فراگیری از جانب پروردگارت سراسر باغ را در برگرفت و باغ همچون شب گردید. سحرگاه همدیگر را ندا در دادند، اگر می‌خواهید میوه‌های خود را بچینید، صبح زود حرکت کنید و خویشتن را به کشتزار خود برسانید. آنان پچ پچ کنان به راه افتادند. نباید امروز بینوایی در باغ پیش شما بیاید. بامدادان بدین قصد که می‌توانند جلوگیری کنند و باز دارند روان شدند. هنگامی که باغ را دیدند، گفتند: ما راه را گم کرده‌یم؛ بلکه ما محروم هستیم. نیک مردترین ایشان گفت: مگر من به شما نگفتم، جرا نباید به تسبیح و تقدیس خدا بپردازید؟ گفتند: پرودرگار ما پاک و منزه است قطعا ما ستم کرده‌ایم؛ پس به همدیگر رو کردند و زبان به سرزنش یکدیگر گشودند. گفتند: وای بر ما! مردمان نافرمان و سرکشی بوده‌ایم. امیدواریم پروردگارمان بهتر از این باغ را به ما ارزانی دارد. ما رو به سوی پروردگارمان کرده‌ایم عذاب این گونه است و قطعا عذاب آخرت سخت‌تر و بزرگ‌تر است؛ اگر مردم متوجه بوده و بدانند.»
توجه آیه‌های مکی در دعوت دادن به مهربانی با فقیر و تشویق به خوراک دادن و توجه به او و ترساندن از بی‌توجهی به آن و سختی کردن با او به این آیه‌ها متوقف نشد؛ بلکه از این فراتر رفت پس بر گردن هر مؤمنی برای فقیر حقی قرار داد که غیر از خود، دیگران را به خوراک دادن و رعایت فقیر تشویق و برانگیخته نماید و ترک تشویق و واداشتن مردم به مهربانی با فقیر را در کنار کفر ورزیدن به خدا قرار داده است و آن را باعث نارضایتی خدا و عذاب او در آخرت گردانده است. خداوند متعال درموردکسانی که نامة اعمال ایشان در دست چپ قرار دارد می‌گوید: 
(خُذُوهُ فَغُلُّوهُ(30) ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ(31) ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعًا فَاسْلُکُوهُ(32)) (حاقه، 30 – 32)
«او را بگیرید و به غل و بند و زنجیرش کشید و سپس او را به دوزخ بیندازید؛ سپس او را با زنجیر ببندید و بکشید که هفتاد زراع طول دارد.»
و این همه عذاب و خواری و رسوایی در برابر همه مردم برای چیست؟
(إِنَّهُ کَانَ لَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ(33) وَلَا يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْکِينِ(34)) (حاقه، 33 – 34)
«چراکه او به خداوند بزرگ ایمان نمی‌آورد و مردمان را به دادن خوراک به بینوا تشویق و ترغیب نمی‌کرد.»
این آیه‌ها دلهای آنان را تکان می‌داد و از عذاب می‌ترساند و آنان را چنان تحت تأثر قرار می‌داد که افرادی مانند ابی‌درداء را چنان تشویق کردند که به زنش گفت: «ای مادر درداء، خداوند زنجیری دارد که همواره از روزی که جهنم را آفریده است تا روزی که بر گردن مردم انداخته می‌شود، در دیگهای دوزخی جوش می‌خورد و خداوند از نصف آن مال را به سبب ایمان نجات داده است؛ پس بر غذا دادن بینوانان ترغیب بده و تشویق کن.»(76) 
آیه‌های مدنی بعد از اینکه مسلمانان دارای دولت و حکومت و سرزمین و وجود و قدرتی بودند، نازل گردید، بنابراین، تکالیف اسلامی صورت تازة مناسبی با این تحول به خود گرفت صورتهای تعیین و تخص