منان اسلام همدست شدند. رسول خدا(ص)  نیز با آنان رفتاری متناسب با شخصیت آنها، در پیش گرفت و یهود بنی قینقاع و بنی نضیر را از مدینه بیرون راند و مردان بنی قریظه را به قتل رساند(2)  که در این مورد به تفصیل سخن خواهیم گفت. قرآن کریم به طبیعت و برخورد یهودیان با پیمانها اشاره کرده و فرموده است: 
(الَّذِينَ عَاهَدتَّ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي کُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لاَ يَتَّقُونَ) (انفال، 56)
«ای کسانی که از آنان پیمان گرفته‌ای، ولی آنان هر بار پیمان خود را می‌شکنند و از خیانت و نقض عهد پرهیز نمی‌کنند.»
منظور از عهد در اینجا پیمانها و قراردادهایی است که پیامبر اکرم (ص) با یهودیان بست که در کنار او بجنگند و علیه او کسی را یاری نکنند.
یهودیان از وسیله‌های مختلف وگوناگونی برای توطئه علیه پیامبر اکرم(ص)  استفاده کردند، اما این راهکارها موفقیت آمیز نبود و به نتیجة دلخواه آنان که از بین بردن جماعت مسلمانان و دولت آنها و وجود سیاسی آنان بود، نینجامید. امّا علت اصلی ناکام ماندن آنان با توجه به تمسک جستن به شیوه‌های گوناگون چیست؟
علّت اصلی را می‌توان این امر بیان کرد که شیوة تربیت نبوی، معانی و مفاهیم ایمان را در دلهای اصحاب و یاران رسول خدا (ص) استوار و محکم گردانیده بود، در نتیجه عبودیت خالصانه خدا را تحقق بخشید و با انواع شرک مبارزه کرد و به شاگردان خود یاد داد که از اسباب بیداری و قدرت مادی و معنوی استفاده نمایند.
پیامبر اکرم (ص) یارانش را بر عزت و افتخار و مردانگی و شجاعت و نپذیرفتن ذلت و مقاومت و در برابر ظلم و توطئه‌ها تسلیم نشدن و مقاومت در برابر آنها و از بین بردن توطئه‌ها و توطئه‌گران تربیت کرده بود؛ پس آنها در برابر انواع کیدهای آنان از پای درنیامدند و استقامت و بردباری نمودند تا اینکه بر دشمنان خود چیره شدند.(3) 
مکر و توطئه یهودیان بسیار خطرناک و به گونه‌ای بود که می‌توانست کوهها را از بیخ برکند، اما مکر وتوطئه ی آنان در برابر مسلمانان صدر اسلام ناکام ماند؛ زیرا رهبری آنها را مستقیماً رسول خدا برعهده داشت و براساس برنامة الهی پیش می‌رفت.(4) 
مسلمانان امروزی در برابر نقشه‌ها و توطئه‌های یهودیان از پای درآمده‌اند و شکست می‌خورند؛ چون مسلمانان از برنامه نبوی در تربیت امت و کیفیت تعامل و رفتار با یهودیان استفاده نمی‌کنند. امروز امت اسلام شدیداً نیاز به رهبری خداجو و فرزانه و آگاه که توفیق الهی همراه او باشد و از اخلاق و صفات یهودیان آگاهی داشته باشد، دارد تا تعامل و رفتاری آگاهانه با یهودیان داشته باشد که اصول این رفتار بر گرفته از سیاست موفق پیامبر اکرم (ص) در رفتار با این قشر منحرف جامعه بشر باشد.
در عصر حاضر دستهای پلید یهودیان در زمینه‌های مختلف زندگی ملتها و دولتها دخیل است؛ دستهایی که هدفی جز فساد و تباهی کردن در زمین ندارند و همین است تعبیر قرآنی: 
(إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِکَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ) (مائده، 33)
استعمال فعل مضارع در این جمله بر تجدد و استمرار دلالت می‌نماید؛ پس تلاش یهودیان برای فساد، در مرحلة خاصی از تاریخ نبوده و نیست؛ بلکه تا روز رستاخیز به چنین تلاشهای مذبوحانه‌ای ادامه خواهد داد و یهودیان توانسته‌اند براساس توطئه‌های حساب شده و در نبود وجود دولت اسلامی قوی بر سرنوشت ملتها، چیره شوند.
نبوغ ومهارت یهودیان در تخریب و ویرانگری برای تمامی انسانها امری واضح و آشکار است. نقش یهودیان را در دولتها از نظر اقتصادی، سیاسی و تبلیغاتی نمی‌توان نادیده گرفت و در دو نظام جهانی یعنی سرمایه‌داری و سوسیالیزم حضور فعال داشته‌اند و در انقلابهای بزرگ جهان و سازمانهای جهانی بزرگ نقش بسزائی داشته و دارند.
آیا یک پژوهشگر آگاه چنین احساس نمی‌کند که در مورد قضیه یهود نوعی مبالغه‌گویی شده است؟
این سیمای هولناک در ذهن بسیاری از مردم مجسم است که یهودیان چرخش جهان را به دست دارند و آنها رهبران سیاسی و مفکران و مبتکران جهان‌اند و شخصیتهای مهم دیگر غیر از یهودیان، مهره‌هایی بر صفحه شطرنج بیش نیستند که دیگران آنها را حرکت می‌دهند.(5) 
کتابهایی که از یهودیان و نقش جهانی و خطرناک آنها سخن می‌گویند، در مساعد کردن زمینه برای تسلیم شدن به آنچه اتفاق افتاده است، مشارکت دارند و بشر را برای همه شکستهایی که امت با آن برخورد کرد، اعم از شکستهای فرهنگی و نظامی مهیا می‌کند.
احساس مردم به اینکه هر چیزی از سوی یهودیان یا از سوی محافل و جمعیت آنان طراحی شده است، مردم را از مقاومت و رویارویی و جهاد باز می‌دارد و آنچه در مورد یهودیان گفته می‌شود، ممکن است که در مورد هر دشمنی دیگر که سیاست ترور و ارعاب فکری و نظامی را در پیش بگیرد، گفته شود. به عنوان مثال می‌توان جماعتهای باطنی در جهان اسلام که دارای وجود قوی در مناطق و کشورهای مختلف هستند، نام برد.
به چنین جماعتهایی گاهی بیش از شأن و مقام آنها اهمیت داده می‌شود. به عنوان مثال شایع می‌شود که هر کس از این گروه افراطی منحرف سخن بگوید و یا درباره آن مطلبی بنویسد و یا مقاله‌ای ارائه دهد درآمد و زندگی‌اش مورد تهدید قرار می‌گیرد. بنابراین، همه به خاطر حفظ روزی و جان خود سکوت اختیار می‌کنند(6) . این بزرگ‌نمایی وحشتناک دشمنان یهودی ما، حقیقتی ندارد؛ زیرا مکر دوستان شیطان بسیار ناچیز و ضعیف است؛ چنانکه خداوند می‌فرماید: 
(الَّذِينَ آمَنُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ کَفَرُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِيَاء الشَّيْطَانِ إِنَّ کَيْدَ الشَّيْطَانِ کَانَ ضَعِيفًا) (نساء، 76)
«کسانی که ایمان آورده‌اند، در راه یزدان می‌جنگند و کسانی که کفر پیشه کرده‌اند، در راه شیطان می‌جنگند؛ پس با یاران شیطان بجنگید. بی‌گمان شیطان همیشه ضعیف بوده است.»
یکی از دلایل قدرت یافتن دشمنان، را می‌توان ضعف ایمان مسلمانان و دوری از برنامة پروردگار را ذکر نمود؛ چراکه در برابر ایمان واقعی و راستین سایر ترفندها و دسیسه‌ها از بین می‌رود و همة نقشه‌ها شکست می‌خورند، اما باید عنصر ترس که بسیاری از همتها را سست و غیرتها را از بین برده است، را از خود دور کرد.
هنگامی که مؤمنان با بردباری و استقامت خویش پا به میدان می‌گذارند با قیام و مقاومت خویش تمامی نقشه‌ها را اعم از نقشه‌های یهودیان و یا نقشه‌های دیگران را از هم می‌پاشند و نابود می‌کنند؛ چنانکه خداوند می‌فرماید: 
(إِن تَمْسَسْکُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْکُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُواْ بِهَا وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ لاَ