 همه انسانها توصیف کرده است و فرموده است: 
(وَإِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ) (قلم، 4)
«تو دارای خوی سترگ ( صفات پسندیده و افعال حمیده) هستی.»
و او کسی است که عایشه با بزرگ‌ترین چیزی که یک انسان در توصیف یک پیامبر می‌تواند بگوید، او را توصیف کرده و گفته است: «اخلاق آن حضرت، قرآن بود.» اصحاب و یاران پیامبر اکرم(ص)  قرآن را می‌شنیدند که پیامبر آن را تلاوت می‌کردند و قرآن را می‌دیدند که با نماد پیدا کردن در اخلاق بزرگوار آن حضرت، روی زمین راه می‌رود.
(وَيُعَلِّمُکُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ)
«و کتاب و حکمت را به شما می‌آموزد.»
این وظیفة سوم آن حضرت بود که به اصحاب و یاران بزرگوارش، کتاب و حکمت بیاموزد؛ پس برای اینکه قرآن در امت تأثیرگذار واقع گردد، باید مربی آن، ربانی باشد تا به تزکیه انسانها و پاک نمودن قلوب آنان بپردازد و شریعت خدا را از خلال قرآن و سنت به مردم بیاموزد والفاظ مشکل و دشوار قرآن را برای مسلمانان توضیح دهد و اگر آنها در مسئله‌ای دچار اشتباه گردند، آن را تصحیح نماید. پیامبر اکرم (ص) به اصحاب و یاران خویش، علم می‌آموخت و آنها را تربیت می‌کرد تا آنها نیز به آموزه‌ها و دستورهای الهی آگاهی یابند و مردم را براساس برنامة الهی تربیت نمایند؛ پس صحابه از پیامبر خدا (ص) برنامة تعلیم و تربیت و شیوة دعوت و روش و شیوة رهبری را از خلال آنچه ایشان از مخالفان می‌شنید و می‌دید و ازخلال آنچه ایشان از آن رنج می‌برد و برای آن می‌کوشیدند، فرا می‌گرفت و بدین صورت توانست نسلی را به طور کامل آمده نماید و آن را برای رهبری و زعامت جامعة انسانی شایسته گرداند؛ چنانکه یاران پیامبر اکرم(ص) بعد از ایشان در حالی که حاملان تربیت قرآنی و تربیت نبوی بودند، به مناطق مختلف رهسپار شدند و گواهان تبلیغ رسالت بر مردم گردیدند.
(وَيُعَلِّمُکُم مَّا لَمْ تَکُونُواْ تَعْلَمُونَ) و چیزهایی به شما می‌آموزد که آنها را قبل از وحی و رسالت نمی‌دانستید. آنها قبل از آن در جنگ و کشمکش و جاهلیت همه جانبه به سر می‌بردند، اما بعد از بعثت پیامبر اکرم (ص) به فضل و منت و کرم الهی، امتی بزرگ شدند که دارای رسالت و هدف و زندگی بود و هدفی جز کار برای رضای خدا نداشت و عبودیت برای خدای یگانه و اطاعت از او و پیامبرش را تحقق بخشیدند و با دوری از گرایشها و انگیزه‌های فردی و هواپرستی و با ساختن دولت و تمدن به فضل خدا و منت او مستحق مدال افتخار در جهان هستی گردیدند(12)  و خداوند در حق آنان چنین فرمود: 
(کُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکِتَابِ لَکَانَ خَيْرًا لَّهُم مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَکْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ) (آل عمران، 110)
«شما بهترین امتی هستید که به سود انسانها آفریده شده‌اید؛ امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید و به خدا ایمان دارید و اگر اهل کتاب ایمان بیاورند، برای ایشان بهتر است (ولی تنها عده کمی) از آنان باایمانند و بیشتر ایشان فاسق هستند.»
و در جایی دیگر فرمود: 
(وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَکُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَکُونَ الرَّسُولُ عَلَيْکُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي کُنتَ عَلَيْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِن کَانَتْ لَکَبِيرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللّهُ وَمَا کَانَ اللّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَکُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ) (بقره، 143)
«و بی‌گمان شما را ملت میانه‌روی کرده‌ایم تا گواهانی بر مردم باشید و پیغمبر بر شما گواه باشد و ما قبله‌ای را که بر آن بوده‌ای، قبله ننموده بودیم، مگر اینکه بدانیم چه کسی از پیغمبر پیروی می‌نماید و چه کسی بر پاشنه‌های خود می‌چرخد و اگرچه (تغییر قبله) بس بزرگ و دشوار است، مگر بر کسانی که خدا ایشان را رهنمون کرده باشد و خدا ایمان شما را ضایع نمی‌گرداند؛ بی‌گمان خدا نسبت به مردم بس رئوف و مهربان است.»
(فَاذْکُرُونِي أَذْکُرْکُمْ وَاشْکُرُواْ لِي وَلاَ تَکْفُرُونِ) (بقره، 152)
«پس مرا یاد کنید تا من نیز شما را یاد کنم و از من سپاسگذاری کنید و ناسپاسی مکنید.»
پس این منتها و هدایا و این خوبیها، به ذکر خدا در صبح و شام و به جای آوردن شکر او نیازمند است و خداوند عزوجل آنها را به ذکر خود تشویق کرد و به کرم و فضل خدا، در جهان بالا از آنها یاد می‌شود و این در حالی است که قبلاً در بیابانها سرگردان و در اقصی نقاط جهان سرگردان و حیران بودند. حقا که می‌سزد انسان در مقابل این همه نعمت، شکر خدا را به جای آورد(13). 
و این گونه آیات کریمه، اصحاب و یاران رسول خدا را از خلال رخدادهای بزرگ و ساختن شخصیتهای قوی، تربیت کرد؛ شخصیتی که آیینی جز اسلام را نمی‌پذیرد. همچنین آنان با طبیعت و سرشت یهودیان از خلال آیات قرآن آشنا شدند و به سرشت و طبیعت فطری و حقیقی آنان به ژرف‌نگری و کاوش پرداختند و به سیما و صورت واقعی و نهایی یهودیان که بر آن تربیت یافته‌اند، از خلال قرآن کریم و تربیت نبوی پی بردند؛ چنانکه خداوند می‌فرماید: 
(وَلَن تَرْضَى عَنکَ الْيَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ الَّذِي جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَکَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ) (بقره، 120)
«یهودیان و مسیحیان هرگز از تو خشنود نخواهند شد، مگر اینکه از آئین آنها پیروی کنی. بگو: تنها هدایت الهی، هدایت است و اگر از خواسته‌ها و آرزوهای ایشان پیروی کنی، بعد از آنکه علم و آگاهی یافته‌ای، هیچ سرپرست و یاوری از جانب خدا برای تو نخواهد بود.»
-----------------------------------------------------------------------------------------------
1) بخاری، کتاب الایمان، باب الصلوه، شمارة 40.
2) تفسیر ابی السعود، ج 1، ص 171.
3) همان، ص 170.
4) پایان نامه فوق لیسانس مؤلف در مورد همین آیه است بنا به اواسطیه فی القرآن الکریم در مورد آن تقریباً هفتصد صفحه نوشته است.
5) التربیة القیادیه، ج 2، ص 492.
6) همان، ص 430.
7) تفسیر بیضاوی به نقل از الصراع مع الیهود، ج 1، ص 101.
8) الصراع مع الیهود، ج 1، ص 101.
9) تفسیر ابن کثیر، ج 1، ص 337.
10) الصراع مع الیهود، ج 1، ص 100.
11) الاساس فی السنه، ج 1، ص 140.
12) التربیة القیادیه، ج 2، ص 438 – 442.
13) التربیة القیادیه، ج 2، ص 442.با بررسی تاریخ یهودیان و مواضع آنها در برابر پیامبر اکرم (ص) به خوبی به کارهای زشت و اخلاق پستی که آنها بدان متصف بودند، پی می‌بریم.
یهودیان مدام درصدد شکنجه و آزار و اذیت پیامبر اکرم (ص) و مسلمانان بودند. قرآن، از برخی رنجها سخن گفته و کتابهای حدیث و سیره در تاریخ، سرشار از رخدادهای بزرگی است که توسط یهودیان اتفاق افتاده است. قرآن و سنت نبوی صفات زشت آنها ر