 از آنان مترسید و از من بترسید تا نعمت خویش را بر شما تکمیل نمایم و شاید رهنمود شوید و همچنین پیغمبری را از خودتان درمیانتان برانگیختم که آیات قرآن ما را بر شما فرو می‌خواند و شما را پاکیزه می‌دارد و به شما کتاب و حکمت را می‌آموزد و به شما چیزی یاد می‌دهد که نمی‌توانستید آن را بیاموزید؛ پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و شکر مرا به جای آورید و ناسپاسی نکنید.»
الف: خداوند، قبل از تغییر قبله، از بیت المقدس به کعبه، پیامبر اکرم (ص) را از توطئه و تردیدافکنیهای یهودیان آگاه نمود و این خود بیانگر حقانیت نبوت پیامبر اکرم (ص) بود؛ زیرا خبر از امری غیبی داده بود که بعدها به وقوع پیوست. به این ترتیب خداوند، پیامبر اکرم (ص) و مسلمانان را قبل از دچار شدن آنان به توطئه‌های یهودیان با این مسئله آشنا نمود تا از نظر روحی سرزنشهای آنان، آمادگی کامل را حاصل نمایند؛ زیرا وقوع امری ناگوار به صورت ناگهانی دشوارتر و تحمل آن سخت‌تر است.(2) 
خداوند، یهودیان را به خاطر اعتراضشان به تغییر قبله و توطئه علیه پیامبر اکرم (ص) به سبک سری و بی‌خردی توصیف کرده است که با تقلید و رویگردانی از بینش و اندیشه، خود را خوار و بی‌ارزش کرده‌اند و سفیه کسی را گویند که زیاد تهمت می‌زند و به طور عمدی برعکس آنچه می‌داند، عمل می‌نماید. همچنین گفته‌اند: سفیه یعنی ستمکار و نادان و سفیهان، یهودیان هستند.(3) 
ب -(وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا)(4)
ابن کثیر می‌گوید: خداوند متعال می‌گوید: ما رخ شما را به سوی قبله ی ابراهیم علیه‌السلام برگرداندیم و آن را برایتان انتخاب کردیم تا شما را برگزیده‌ترین امتها قرار دهیم و روز قیامت شا بر دیگر امتها گواه باشید؛ چون همه به فضیلت شما اعتراف و اقرار می‌نمایند و وسط در اینجا یعنی منتخب و بهترین. همان طور که به قریش گفته می‌شود: «اوسط العرب نسباً و دارا» یعنی بهترین عربها از نظر نسب و سرزمین. همچنین پیامبر اکرم(ص)  در میان قومش، میانه و بهترین بود و «صلوه الوسطی» نیز به معنی نماز میانه است که بهترین نمازها است.(5) 
پس این امت، امتی میانه و برگزیده در ایدئولوژی و عقیده و در اندیشه و احساس و در تنظیم و ساماندهی و در ارتباطات و روابط می‌باشد و در زمین مراکز آن حجاز است(6). 
ت :(وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَکُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَکُونَ الرَّسُولُ عَلَيْکُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي کُنتَ عَلَيْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِن کَانَتْ لَکَبِيرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللّهُ وَمَا کَانَ اللّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَکُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ) (بقره، 143)
«بی‌گمان شما را ملت میانه‌رو کرده‌ایم تا گواهانی بر مردم باشید و پیغمبر بر شما گواه باشد و ما قبله‌ای را که بر آن بوده‌ای، قبله ننموده بودیم، مگر اینکه بدانیم چه کسی از پیغمبر پیروی می‌نماید و چه کسی بر پاشنه‌های خود می‌چرخد(وبه عقب بر می گردد تا ثابت قدمان بر ایمان، فرصت طلبان بي ايمان ازهم جدا شوند) و اگرچه (تغییر قبله) بس بزرگ و دشوار است، مگر بر کسانی که خدا ایشان را رهنمون کرده باشد و خدا ایمان شما را ضایع نمی‌گرداند. بی‌گمان خدا نسبت به مردم بس رئوف و مهربان است.»
این آیه بیان می‌دارد که نماز خواندن به سوی بیت المقدس و نیز تغییر قبله از بیت‌ المقدس به سوی کعبه یک امتحان و آزمایش الهی بود. بیضاوی در تفسیرش بر این عقیده است که «خداوند می‌فرماید: ما قبلة تو را به سوی بیت المقدس برای آن نمودیم تا کسانی را که از پیامبر اکرم(ص)  پیروی می‌کنند، از کسانی که تمایلی برای تبعیت نمودن از ایشان ندارند، مشخص نماییم؛ پس تغییر قبله برای آن بود تا مردم را بیازماییم و کسانی را که در نماز خواندن به سوی آن از تو پیروی می‌کنند، از کسانی که به علت الفت داشتن با قبله پدران خود، روی می‌گردانند مشخص کنیم و یا کسانی را که از پیامبر اکرم(ص) پیروی می‌کنند، از کسانی که از او پیروی نمی‌کنند، مشخص نمائیم.
و هر چیزی که به سبب علتی انجام شده باشد، با از بین رفتن آن، پایان می‌پذیرد. پس معنی آیه براساس نظر اول، این است که ما فقط برای این قبله را از بیت المقدس به کعبه تغییر دادیم تا آنان را که بر اسلام ثابت و پابرجا هستند از کسانی که به علت اضطراب و ضعف ایمانشان از این امر پیروی نمی‌نمایند را جدا و مشخص سازیم.»(7) 
پس نماز خواندن به سوی کعبه در ابتدای امر و سپس نماز خواندن به سوی بیت المقدس و باز دوباره روی آوردن به سوی کعبه و ادامه دادن آن چون دستور خداوند است، اشکالی ندارد؛ زیرا روی کردن به هر طرفی که خدا بخواهد، عبادت است و مردم چاره‌ای جز پیروی از دستور خداوند متعال را ندارند و باید به فرمان او ملتزم و پایبند باشند و کسی که از پیامبر اکرم (ص) پیروی می‌کند و در مورد قبله، تسلیم فرمان اوست، در امتحان و آزمون موفق شمرده می‌شود و هر کس در دل خود به حکمی از احکام شریعت، احساس نارضایتی بکند، جزو انسانهای ناموفق محسوب می‌گردد و ایمان همواره شخص را ملزم به پیروی از شریعت و مخالفت با هوا و هوس می‌نماید(8) . بنابراین، یاران رسول خدا ثابت قدم ماندند و فرمان الهی را پذیرفتند؛ چنانکه ابن عمر(رض) می‌گوید: در حالی که به هنگام صبح مردم درمسجد قبا نماز می‌خواندند، ناگهان مردی آمد و گفت: بر پیامبر اکرم (ص) آیاتی نازل شده است و فرمان داده است که در نماز رو به کعبه نمائید؛ آنان بی‌درنگ رو به کعبه کردند(9). 
ث – (وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَکُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَکُونَ الرَّسُولُ عَلَيْکُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي کُنتَ عَلَيْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِن کَانَتْ لَکَبِيرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللّهُ وَمَا کَانَ اللّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَکُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ) (بقره، 143)
این آیه کریمه علاقمندی مؤمنان نسبت به برادرانشان و خیرخواهی برای آنها را بیان کرده است. این آیات زمانی نازل گردید که مؤمنان را به تغییر قبله به سوی کعبه دستور می‌داد. مؤمنان با دلسوزی از سرنوشت عبادت برادرانشان که مرده بودند و به سوی بیت المقدس نماز خوانده بودند پرسیدند. خداوند عزوجل خبر داد که نمازشان مقبول است؛ چنانکه از ابن عباس (رض) روایت است که وقتی پیامبر اکرم (ص) رو به کعبه نمود، گفتند:ای پیامبر خدا، حالت برادرانمان که مرده‌اند و به سوی بیت المقدس نماز می‌خواندند چگونه خواهد بود؟ آن گاه خداوند این آیه را نازل می‌فرمود و خاطر نشان ساخت که مسئلة اصلی پیروی از پیامبر اکرم (ص) در هر زمان است.
(قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِي السَّمَاء فَلَن