ما را میان و ما برادران ما تقسیم کن. پیامبر اکرم (ص) نپذیرفت. انصار گفتند: شما کار کنید و ما شما را در میوه‌ها شریک می‌کنیم. گفتند: پذیرای این امر هستیم.(2) 
این حدیث بیانگر این مطلب است که انصار به پیامبر اکرم (ص) پیشنهاد کردند که اموالشان را میان آنها و برادران مهاجرشان تقسیم کند، اما پیامبر اکرم (ص) نپذیرفت و اراده نمود تا اقدامی انجام دهد که هم با مهاجران احساس همدردی نماید و هم حقی از انصار با از دست رفتن اموالشان ضایع نگردد؛ پس انصار به مهاجران گفتند: شما کار آبیاری و رسیدگی به درختان را انجام دهید و ما شما را در ثمر و میوه آن شریک می‌کنیم. وقتی این را گفتند، پیامبر اکرم (ص) این رأی را از آنجا که نیاز مهاجران را برآورده می‌نمود و هم باری از دوش انصار برمی‌داشت بنابراین، آن را پذیرفت و تأیید کرد و همه گفتند: شنیدیم و اطاعت کردیم.(3) 
به این ترتیب انصار به کار و تلاش می‌پرداختند و مهاجران را در ثمر و محصول شریک می‌نمودند و شاید هم مهاجران هنگام کار به کمک آنان می‌شتافتند، اما کار اصلی و عمده را انصار انجام می‌دادند و مهاجران از کار انصار و مواضع والای آنها در ایثارو بخشش تشکر کردند و گفتند: ای پیامبر خدا! ما مانند اینها کسانی را سراغ نداریم که کار بکنند از ما می‌گیرند و پاداش بیشتر می‌دهند؛ آنان زحمت کار را از ما برداشته‌اند، ولی در آسایش و محصول ما را شریک خود ساخته‌اند تا آنجا که بیم آن می‌رود که همة اجر و پاداش را ببرند. رسول خدا فرمود: نه تا زمانی که شما آنان را بستایید و برای آنان دعا کنید (شما هم پاداش خواهید گرفت.)(4) 
اشارة مهاجران به اجر اخروی بیانگر تصور عمیق آنها از زندگی آخرت و مسلط بودن این تصور بر اندیشة آنهاست(5)  باری پیامبر اکرم (ص) خواست تا درصدد جبران خوبیها و بزرگیهای انصار برآید، از این رو اراده کرد که درآمد بحرین را به آنان ببخشد، امّا آنها نپذیرفتند و گفتند: در صورتی آن را می‌پذیریم که همانند آنچه به ما می‌بخشی برادران انصار ما نیز از آن برخوردار گردند.(6) 
این پیمان برادری اهداف خود را محقق نمود که یکی از جمله اهداف آن از بین بردن وحشت غربت مهاجران بود؛ چراکه آنان به خاطر جدایی از خانواده و خویشاوندان خود احساس غریبی نکنند و انس بگیرند و نیز پیمان اخوت باعث شد تا آنها به حمایت ویاری یکدیگر برخیزند و یکی از اهداف تأسیس دولت این بود؛ چراکه هیچ دولتی نمی‌تواند شکل بگیرد مگر اینکه براساس و پایه وحدت ملت و انسجام آن استوار باشد و وحدت و همبستگی بدون عامل برادری و محبت دو جانبه تحقق نمی‌یابد. پس اگر علّت اصلی اتحاد هر گروهی عاملی غیر از پیوند دوستی و برادری حقیقی باشد، ممکن نیست که براساس اصل و مبدائی مشترک متحد شوند و زمانی دولت شکل خواهد گرفت که اتحاد حقیقی بین امت برقرار گردد.(7) 
-----------------------------------------------------------------------------------------
1) صحیح بخاری، کتاب الصوم، شماره 1968، ج 4، ص 209.
2) همان، المزارعه، شمارة 2325.
3) التاریخ الاسلامی، ج 4، ص 30.
4) مسند احمد، ج 3، ص 200 – 201 – ابن شیبه، ج 9، ص 68، شمارة 6561.
5) التاریخ الاسلامی، حمیدی، ج 4، ص 406.
6) صحیح بخاری، مناقب الانصار، شمارة 3794.
7) فی ظلال القرآن، ج 6، ص 3526.تاریخ بشر، رخدادی همه جانبه و یکپارچه مانند حادثه استقبال انصار از مهاجران با این محبت و با این بخشش سخاوتمندانه و با این مشارکت فعال و با این پیشی گرفتن از یکدیگر در جای دادن وبرداشت مشکلات، به خود ندیده است. بنابراین، برادری در زندگی عملی اصحاب(رض)  به وقوع پیوست و ارزش و مبدأ و اصلی تاریخی که پیامبر اکرم (ص) میان آنان ایجاد نمود، فقط یک شعار نبود که تنها بر زبانها جاری شود؛ بلکه حقیقتی عملی بود که با واقعیت زندگی و با تمامی روابط موجود میان انصار و مهاجران درآمیخت و پیامبر اکرم (ص) مسئولیتی واقعی براساس این پیمان برادری ایجاد کرد و این مسئولیت را آنها به بهترین وجه ممکن به انجام رساندند تا جایی که خداوند براساس همین اخوت قانون ارث را به جای خویشاوندان، بین آنان ایجاد نمود و این از حکمتهای تشریع بود که می‌خواست اخوت اسلامی به عنوان یک حقیقت تجلی یابد.
حکمت و فلسفه این امر این بود که علاوه بر این مسئله به این موضوع آگاهی یابند که برادری و دوستی موجود میان مسلمانان فقط یک شعار و حرف نیست؛ بلکه حقیقتی است زنده که دارای نتایج اجتماعی محسوسی است که این نتایج مهم‌ترین پایه‌های نظام عدالت اجتماعی شمرده می‌شود، اما حکمت نسخ شدن ارث ازیکدیگر براساس اخوت این است که نظام موروثی که بعد از آن حاکم گردید، براساس برادری اسلامی بود؛ زیرا دو نفر که دارای دو دین مختلف هستند، از همدیگر ارث نمی‌برند و دوران اول هجرت، انصار و مهاجران را در برابر مسئولیت خاصی از تعاون و همیاری و مهرورزی قرار داد؛ چراکه مهاجران، خانه وخانواده و اموالشان را ترک کرده بودند و مهمان برادران انصار خود در مدینه بودند بنابراین، پیامبر اکرم (ص) میان مهاجران و انصار پیمان برادری و اخوت ایجاد کرد تا این مسئولیت را تحقق بخشد و از مقتضیات مسئولیت مذکور این بود که این برادری از برادری نسبی قوی‌تر ودارای اثر بیشتری باشد، اما با استقرار مهاجران در مدینه و قدرت وگسترش اسلام، روح اسلامی تنها اصلی بود که جامعه جدید مدینه را به هم نزدیک می‌کرد.(1) 
از این رو وقتی مهاجران با فضا و محیط مدینه خوی گرفتند و راههای درآمد و به دست آوردن روزی را در آنجا شناختند و غنیمتهای زیادی در جنگ بدر به دست آوردند که نیازشان را برآورده می‌نمود، موضوع ارث بردن از یکدیگر به وضع طبیعی سابق که هماهنگ با فطرت بشری است؛ یعنی، براساس خویشاوندی نسبی برگشت و ارث بردن میان دو برادر مسلمان (مهاجران و انصار) باطل گردید؛ چنانکه خداوند متعال می‌فرماید: 
(وَالَّذِينَ آمَنُواْ مِن بَعْدُ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ مَعَکُمْ فَأُوْلَئِکَ مِنکُمْ وَأُوْلُواْ الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي کِتَابِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ بِکُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ) (انفال، 75)
«و کسانی که پس از (نزول این آیات) ایمان آورده‌اند و مهاجرت کرده‌اند و با شما جهاد نموده‌اند، آنان از زمرة شما هستند و کسانی که با یکدیگر خویشاوندند، برخی برای برخی دیگر سزاوارترند در کتاب خدا. بی‌گمان خداوند آگاه از هر چیزی است.»
بدین صورت این آیه، ارث بردن از یکدیگر را به سبب عقد اخوت و برادری اسلامی منسوخ کرد(2) . البته برادری و خیرخواهی میان کسانی که پیمان اخوت بسته بودند، همچنان به حال خود باقی ماند(3)  چنانکه دانشمند امت، ابن عباس، این مطلب را در ذیل این آیه بیان کرده است:
(وَلِکُلٍّ جَعَلْنَا مَوَالِيَ مِمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ وَالَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمَانُکُمْ فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلَى کُلِّ شَيْءٍ شَهِيدًا) (نساء، 33)
«برای هر یک (از مردان و زنان) وارثانی تعیین کردیم تا از میراث پد