) همراه كساني است كه تقوا پيشه كنند و ( با دوري از نواهي ، خود را از خشم خدا به دور دارند ، و با تمام نيرو و قدرت ) با كساني است كه نيكوكار باشند و ( با انجام اوامر الهي خويشتن را به الطاف ايزد نزديك سازند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَعَ » : با . همراه . مراد همراهي معنوي و مدد الهي است .‏

آيه  185
‏متن آيه : ‏
‏ شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضاً أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( آن چند روز معيّن و اندك ) ماه رمضان است كه قرآن در آن فرو فرستاده شده است ( و آغاز به نزول نموده است ودر مدّت 23 سال تدريجاً به دست مردم رسيده است ) تا مردم را راهنمائي كند و نشانهها و آيات روشني از ارشاد ( به حق و حقيقت ) باشد و ( ميان حق و باطل در همه ادوار ) جدائي افكند . پس هر كه از شما ( فرا رسيدن ) اين ماه را دريابد ،  ( چه خودش هلال را رؤيت كند و چه با ديدن ديگران فرا رسيدن رمضان ثابت شود ) بايد كه آن را روزه بدارد . و اگر كسي بيمار يا مسافر باشد ( ميتواند از رخصت استفاده كند و روزه ندارد و ) چندي از روزهاي ديگر را ( به اندازه آن روزها روزه بدارد ) . خداوند آسايش شما را ميخواهد و خواهان زحمت شما نيست ، و ( خداوند ماه رمضان و رخصت آن را براي شما روشن داشته است ) تا تعداد ( روزهاي رمضان ) را كامل گردانيد و خدا را بر اين كه شما را ( به احكام دين كه سعادتتان در آن است ) هدايت كرده است ، بزرگ داريد و تا اين كه ( از همه نعمتهاي او ) سپاسگزاري كنيد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« شَهْرُ » : ماه . « هُديً » : هدايت بخش . راهنما . حال ( الْقُرْءَانُ ) و تقديراً منصوب است . « بَيِّنَاتٍ » : دلائل واضح و روشن . « الْفُرْقَانِ » : جداسازنده حق از باطل . مصدر ثلاثي مجرّد است و در معني اسم فاعل به كار رفته است . « شَهِدَ » : حاضر گرديد . بدان رسيد . با توجّه بدين معني ، واژه ( شَهْر ) مفعولٌفيه است . مشاهده كرد . دانست . در اين صورت ( شَهْر ) مفعولٌبه است ، و در اصل مضاف محذوف شده كه تقدير چنين است : مَنْ رَأَيا مِنْكُمْ هِلالَ الشَّهْرِ ، مَنْ عَلِمَ مِنْكُمْ هِلالَ الْشَّهْرِ . « الْيُسْرَ » : آسودگي . آساني . « الْعُسْرَ » : رنج . سختي . « لِتُكْمِلُوا » : تا اين كه تكميل كنيد . فعل مضارع منصوب است و عطف بر معطوفٌعليه مقدّري است مثل ( لِيُسَهِّلَ عَلَيْكُمْ ) و تقدير چنين است : يُرِيدُ اللهُ بِكُمُ الْيُسْرَ لِيُسَهِّلَ عَلَيْكُمْ وَ لِتُكَمِّلُوا الْعِدَّةَ .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2341.xml">صفحة (282)</a><a class="folder" href="w:html:2349.xml">صفحة (283)</a><a class="folder" href="w:html:2360.xml">صفحة (284)</a><a class="folder" href="w:html:2371.xml">صفحة (285) </a><a class="folder" href="w:html:2383.xml">صفحة (286)</a><a class="folder" href="w:html:2395.xml">صفحة (287) </a><a class="folder" href="w:html:2405.xml">صفحة (288)</a><a class="folder" href="w:html:2414.xml">صفحة (289)</a><a class="folder" href="w:html:2424.xml">صفحة (290) </a><a class="folder" href="w:html:2436.xml">صفحة (291)</a><a class="folder" href="w:html:2447.xml">صفحة (292)</a><a class="folder" href="w:html:2456.xml">صفحة (293)</a><a class="folder" href="w:html:2468.xml">صفحة (294)</a><a class="folder" href="w:html:2480.xml">صفحة (295)</a><a class="folder" href="w:html:2486.xml">صفحة (296)</a><a class="folder" href="w:html:2494.xml">صفحة (297)</a><a class="folder" href="w:html:2502.xml">صفحة (298) </a><a class="folder" href="w:html:2514.xml">صفحة (299)</a><a class="folder" href="w:html:2523.xml">صفحة (300) </a><a class="folder" href="w:html:2532.xml">صفحة (301)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2342.txt"> آيه  1</a><a class="text" href="w:text:2343.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:2344.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:2345.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:2346.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:2347.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:2348.txt">آيه  7</a></body></html>سوره إسراء
سوره إسراء آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏تسبيح و تقديس خدائي را سزا است كه بنده خود ( محمّد پسر عبدالّله ) را در شبي از مسجدالحرام ( مكّه ) به مسجدالاقصي ( بيت‌المقدّس ) برد ، آنجا كه دَور و بر آن را پربركت ( از اقوات مادي و معنوي ) ساخته‌ايم . تا ( در اين كوچ يك شبه زميني و آسماني ) برخي از نشانه‌هاي ( عظمت و قدرت خداوندي ) خود را بدو بنمايانيم ( و با نشان دادن فراخي گستره جهان و بخشي از شگفتيهاي آن ، او را از بند دردها و رنجهاي زمينيان برهانيم و با دل و جرأت بيشتر به ميدان مبارزه حق و باطل روانه گردانيم ) . بي‌گمان خداوند بس شنوا و بينا است .  ( نه سخني از او پنهان و نه كاري از او نهان مي‌ماند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« سُبْحَانَ » : پاك و منزّه است از ناتوانيها و ناشايستها . تسبيح و تقديس و تعظيم و تكريم باد . اين واژه مفعول مطلق فعل محذوفي است و براي اظهار تعجّب و بيان عظمت و قدرت به كار مي‌رود . « أَسْرَيا » : شب‌رَوي كرد . در اينجا به وسيله حرف ( ب ) متعدّي شده است . يعني ، در شب برد ( نگا : هود / 81 ، دخان‌ / 23 ) . « الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ » : مسجدالحرام كه در شهر مكّه است و نقطه شروع سفر زميني رسول است . « الْمَسْجِدِ الأقْصَيا » : مسجد اقصي كه در بيت‌المقدّس است و نقطه پايان سفر زميني و مكان آغاز سفر آسماني رسول است . كوچ از مسجدالحرام تا مسجدالاقصي را إسراء مي‌نامند . و كوچ از مسجدالاقصي به برخي از كرات آسماني را معراج مي‌گويند . إسراء و معراج هر دو با هم در پاسي از يك شب انجام گرفته است ( نگا : نجم‌ / 1 - 18 ) . « بَارَكْنَا » : مبارك و پربركت گردانديم . مراد حاصلخيزي زمينهاي اطراف شهر بيت‌المقدّس و بركات معنوي خود آنجا است‌ ؛ چرا كه سرزمين انبياء و قبله‌گاه دلهاي مردان خدا است .‏
 
سوره إسراء آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ وَآتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ أَلاَّ تَتَّخِذُواْ مِن دُونِي وَكِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما به موسي كتاب ( تورات ) داديم و آن را رهنمود بني‌اسرائيل كرديم ( تا در پرتو آن از تاريكي جهل و كفر به سوي نور علم و ايمان راهياب شوند . و بديشان دستور داديم ) اين كه غير ما را تكيه‌گاه و پشتيبان خود مسازيد ( و امور خويش را جز به ما مسپاريد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« هُديً » : هدايت . راهنما . « أَلاّ تَتَّخِذُوا » : فعلي پيش از آن محذوف است و تقدير چنين است : قُلْنَا لَهُمْ لا تَتَّخِذُوا . در اين صورت حرف ( أَنْ ) زائد است . يا اين كه به معني ( أَيْ ) تفسيريّه است و تقدير چنين مي‌شود : أَيْ لا تَتَّخِذُوا . مي‌توان حرف جرّ را نيز مقدّر دانست . بِألاّ تَتَّخِذُوا . « مِن دُونِي‌ » : به غير