 و با ) آرزوهاي ( آنان سازگار است ) نميدانند ، و تنها به پندارهايشان دل بستهاند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أُمِّيُّونَ » : كساني كه نميتوانند بخوانند و بنويسند . بيسوادان . « الكِتَابَ » : مراد تورات است . « أمَانِيَّ » : جمع أُمْنِيَّة از ماده ( مُنيا ) آرزوهاي ناروا و نادرست . دروغهاي به هم بافته ( نگا : بقره / 111 ، نساء / 123 ، حديد / 14 ) . « إِنْ » : حرف نفي است .‏
 

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1101.txt">آيه  143</a><a class="text" href="w:text:1102.txt">آيه  144</a><a class="text" href="w:text:1103.txt">آيه  145</a><a class="text" href="w:text:1104.txt">آيه  146</a></body></html>آيه  143
‏متن آيه : ‏
‏ ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ مِّنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْمَعْزِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الأُنثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الأُنثَيَيْنِ نَبِّؤُونِي بِعِلْمٍ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( خداوند از هر نوعي از چهارپايان ، يعني : شتر و گاو و بز و گوسفند ، نر و ماده آفريده است كه رويهم ) هشت جفت آفريده است : از گوسفند دو جفت و از بز دو جفت .  ( اي محمّد : به كساني كه از پيش خود در تحليل و تحريم چهارپايان به ميل خود سخن مي‌رانند ) بگو : آيا خداوند نرهاي آنها را حرام كرده است‌ ؟  ( كه چنين نيست‌ ؛ زيرا گاهي نرها را حلال مي‌دانيد ) يا ماده‌هاي آنها را ؟  ( كه چنين هم نيست‌ ؛ چه گاهي ماده‌ها را حلال مي‌دانيد ) يا اين كه آنچه ماده‌ها در شكم دارند ؟  ( كه چنين هم نيست‌ ؛ زيرا كه شما هميشه جنينها را حرام نمي‌دانيد ! پس اين چه تحليل و تحريمي است كه مي‌انگاريد و هردم به گونه‌اي بيان مي‌داريد ؟ ! ) اگر ( در تحليل و تحريم خود مستند و دليلي داريد و ) راست مي‌گوئيد مرا از روي علم و دانش ( از آن حجّت و برهان ) بياگاهانيد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ » : هشت صنف . مراد چهار نوع حيوان نر و چهار نوع حيوان ماده از ميان چهارپايان اهلي : گاو و شتر و بز و گوسفند است . « الضَّأْنِ » : جمع ضائِن و ضائِنَة ، گوسفندان . « الْمَعْزِ » : جمع ماعِز ، بزها . « ءَآلذَّكَرَيْنِ » : آيا دوتا نر . فراهم آمده است از :  ( أَ ) همزه استفهام ، و ( الذَّكَرَيْنِ ) . « نَبِّئُونِي‌ » : مرا باخبر سازيد ، مرا آگاه كنيد .‏
 
آيه  144
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنَ الإِبْلِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْبَقَرِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الأُنثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الأُنثَيَيْنِ أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ وَصَّاكُمُ اللّهُ بِهَذَا فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِباً لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( خداوند آفريده است ) از شترانْ ، نر و ماده را و از گاوْ ، نر و ماده را . بگو : آيا خداوند دو نر را حرام كرده است‌ ؟  ( كه چنين نيست‌ ؛ زيرا گاهي نرها را حلال مي‌دانيد ) يا دو ماده را ؟  ( كه چنين هم نيست‌ ؛ چه گاهي ماده‌ها را حلال مي‌دانيد ) يا اين كه آنچه در شكم ماده‌ها است‌ ؟  ( كه چنين هم نيست‌ ؛ زيرا كه شما پيوسته جنينها را حرام نمي‌دانيد . شما گمان مي‌بريد كه اين تحليل و تحريمِ خاصّ شما به فرمان ايزد بوده است ! ) آيا شما بدان هنگام ( كه فرمان خدا درباره اين تحريم صادر شد ) حاضر بوديد ( و با گوش خود شنيديد ) كه خداوند آن را به شما سفارش كرد ؟  ( هرگز چنين نبوده است . پس از اين كارهاي ناشايستي كه مي‌كنيد دست بكشيد ؛ چرا كه ظلم است ) و چه كسي ظالم‌تر از كسي است كه بر خدا دروغ بندد تا مردمان را از روي جهل گمراه سازد ؟ خداوند هيچ گاه ستمكاران را ( به راه راست و به سوي چيزي كه خير و صلاح دنيا و آخرتشان در آن باشد ) هدايت نخواهد كرد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الإِبِلِ » : شتران . از لفظ خود داراي مفرد نيست . « الْبَقَرِ » : گاو . اسم جنس است و يكي از آن را ( بقرة ) مي‌گويند . اين واژه شامل گاو ميش نيز مي‌گردد .‏
 
آيه  145
‏متن آيه : ‏
‏ قُل لاَّ أَجِدُ فِي مَا أُوْحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلاَّ أَن يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَّسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! ) بگو : در آنچه به من وحي شده است ، چيزي را بر خورنده‌اي حرام نمي‌يابم ، مگر ( چهار چيز و آنها عبارتند از : ) مردار ،  ( همچون حيوان خفه شده ، پرت‌گشته ، شاخ‌زده ، درنده خورنده ، ذبح شرعي نشده . ) و خون روان ( نه بسته همچون جگر و سپرز و خون مانده در ميان عروق ، كه مباح است ) ، و گوشت خوك كه همه اينها ناپاك ( و مضرّ براي بدن ) هستند ، و گوشت حيواني كه ( در وقت ذبح به نام خدا سربريده نشده باشد و بلكه ) به نام ( بتي يا معبودي ) جز خدا سربريده شده باشد ( كه مايه خروج از عقيده صحيح است ) . ولي اگر كسي ( به سبب قحطي و نيافتن چيزي براي خوردن ) وادار ( به استفاده از اين محرّمات ) گردد بدون آن كه علاقه‌مند ( بدانها ) باشد و ( از سدّ جوع و اندازه ضرورت ) تجاوز كند ( گناهي براو نيست ) . چه پروردگار تو بس آمرزگار و مهربان است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَسْفُوحاً » : ريخته شده . مراد خون جاري و روان از بدن حيوان به هنگام ذبح و جز آن است . با اين قيد خون جامد ، از قبيل : سپرز و جگر ، خارج مي‌شود . « فَإِنَّهُ رِجْسٌ » : چه جميع آنها كثيف و ناپاك هستند . چه گوشت خوك كثيف و ناپاك است . مرجع ضمير مي‌تواند سه چيز مذكور بوده و ( رِجْسٌ ) وصف همه باشد ؛ يا اين كه مرجع ( لَحْم ) ، و ( رِجْس ) تنها وصف آن باشد . « فِسْقاً » : عصيان . خروج از فرمان يزدان . در اينجا مراد چيزي است كه سبب نافرماني از دستور خدا و خروج از عقيده صحيح الله مي‌گردد . « غَيْرَ باغٍ وَ لا عَادٍ » :  ( به بقره / 173 و مائده / 3 ) مراجعه شود . براي اطّلاع بيشتر از خوراكيهاي حلال و حرام در اسلام به تفسيرالمنار آيه 145 مراجعه گردد .‏
 
آيه  146
‏متن آيه : ‏
‏ وَعَلَى الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلاَّ مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُم بِبَغْيِهِمْ وِإِنَّا لَصَادِقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اين چيزهائي بود كه بر شما حرام كرده‌ايم ) و بر يهوديان هر ( حيوان ) ناخنداري ( يعني : درندگان كه داراي پنجه‌هاي قوي ، و پرندگان شكّاري كه از چنگال نيرومند برخوردارند ) حرام كرده بوديم ، و از گاو و گوسفند ( تنها ) پيه‌ها و چربيهاي آنها را بر آنان حرام نموده بوديم ، مگر پيه‌ها و چربيهائي كه بر پشت اينها يا در اندرونه ( و لابلاي احشاء و امعاء ) قرار دارد و يا پيه‌ها و چربيهائي كه آميزه استخوان گرديده است . اين هم پادافره ايشان در برابر ستمگريشان بود كه بدانان داديم ( تا 