لّت اسلام . « لَمَّا » : حرف جازمه است و فعل آن محذوف است و تقدير چنين مي‌شود : لَمَّا يَتْرُكُوا . لَمَّا يُهْمِلُوا . لَمَّا يَنالُوا . همان گونه كه مي‌گويند : خَرَجْتُ وَ لَمَّا . سافَرْتُ وَ لَمّا . قارَبْتُ الْمَدينَة وَ لَمّا . برخي هم ( لَمّا ) را زائد دانسته‌اند . بسياري هم آن را در اصل ( مِنْ ما ) دانسته و ( ما ) را به معني ( مَنْ ) محسوب كرده‌اند . در اين صورت جار و مجرور را خبر ( إِنَّ ) بشمار آورده‌اند . يعني : إِنَّ كلّاً لَمِنَ الَّذِينَ ؛ يا . لَمِنْ خَلْقٍ . « اعْمَالَهُمْ » : مضاف محذوف است ، يعني جزاي اعمال ايشان .‏
 
آيه  112
‏متن آيه : ‏
‏ فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ وَلاَ تَطْغَوْاْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بنابراين ، همان گونه كه فرمان يافته‌اي ( در راه تبليغ و ارشاد و مبارزه و پيكار و پياده‌كردن تعليمات قرآن ) استقامت كن همراه كساني كه ( از كفر و شرك دست كشيده‌اند و ) با تو ( به سوي خدا ) برگشته‌اند و ( ايمان آورده‌اند ، و از حدود قوانين خدا ) تجاوز نكنيد ( و از جاده اعتدال به كنار نرويد و راه افراط و تفريط مپوئيد ) چرا كه خدا مي‌بيند چيزي را كه مي‌كنيد ( پس مواظب پندار و گفتار و كردار خود باشيد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِسْتَقِمْ » : راستاي راه حق و حقيقت و خير و صلاح را در پيش گير . استقامت و پايداري كن . « كَمَآ أُمِرْتَ » : همچنان كه دستور داده شده‌اي . به گونه‌اي كه فرمان يافته‌ايد . « لا تَطْغَوْا » : از حد اعتدال در مگذريد . در وظائف و تكاليف مقرّره افراط و تفريط مكنيد و زياده و نقصان روا مداريد .‏
 
آيه  113
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تَرْكَنُواْ إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِيَاء ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و به كافران و مشركان تكيه مكنيد ( كه اگر چنين كنيد ) آتش دوزخ شما را فرو مي‌گيرد ، و ( بدانيد كه ) جز خدا دوستان و سرپرستاني نداريد ( تا بتوانند شما را در پناه خود دارند و شر و بلا و زيان و ضرر را از شما به دور نمايند ) و پس از ( تكيه به كافران و مشركان ، ديگر از سوي خدا ) ياري نمي‌گرديد و ( بر دشمنان ) پيروز گردانده نمي‌شويد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لا تَرْكَنُوا » : تكيه مكنيد . معتمد و مستند خود مسازيد و مدانيد . « الَّذِينَ ظَلَمُوا » : كافران و مشركان حربي . « ثُمَّ » : پس از تكيه به كافران و مشركان كه دشمنان خدا و مؤمنانند . « لا تُنصَرُونَ » : ياري نمي‌گرديد . پيروز گردانده نمي‌شويد .‏
 
آيه  114
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفاً مِّنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏در دو طرف روز ( كه وقت نماز صبح و عصر است ) و در اوائل شب ( كه وقت نماز مغرب و عشاء است ) چنان كه بايد نماز را به جاي آوريد . بيگمان نيكيها ( و از جمله نمازهاي پنجگانه ) بديها را از ميان مي‌برد . بيگمان در اين ( سفارشها و قانونهاي آسماني ) اندرز و ارشاد كساني است كه پند مي‌پذيرند و خداي را ياد مي‌كنند و به ياد مي‌دارند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« طَرَفَيِ النَّهارِ » : دو طرف روز . مراد اوّل و آخر روز است كه هنگام گزاردن نماز صبح و عصر است . « زُلَفاً » : جمع زُلْفَة ، و در لفظ و معني مانند ( قُرَب ) جمع قُرْبَة است . يعني : نزديكيها و اوائل شب كه وقت نماز مغرب و عشاء است . « الْحَسَنَاتِ » : همه اعمال صالحه و از جمله ترك زشتيها و پلشتيها ( نگا : نساء / 31 ، انفال / 29 ) . « ذلِكَ » : اين سفارشها و توصيه‌ها ، از امر به استقامت تا اقامه نماز . « ذِكْرَيا » : يادآوري . تذكّر . يا اين كه به معني مذكّر است ، يعني يادآورنده و تذكّر دهنده . « الذَّاكِرِينَ » : يادآورندگان . پندپذيران . به ياد دارندگان . براي پي‌بردن به اوقات پنجگانه نماز مراجعه شود به ( طه / 130 و روم / 17 و اسراء / 78 ) .‏
 
آيه  115
‏متن آيه : ‏
‏ وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( در برابر سختيهاي چيزهائي كه به تو دستور داده شده است ) شكيبائي كن كه خداوند پاداش نيكوكاران را ضائع نخواهد كرد ( و رنج آنان را در دنيا و آخرت هدر نخواهد داد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَإِنَّ اللهَ . . . » : اين جمله تعليل ( إِصْبِرْ ) است .‏
 
آيه  142
‏متن آيه : ‏
‏ سَيَقُولُ السُّفَهَاء مِنَ النَّاسِ مَا وَلاَّهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُواْ عَلَيْهَا قُل لِّلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏نابخردان مردم خواهند گفت : چه چيز ايشان را از قبله خود كه بر آن بودند برگرداند ؟ بگو : خاور و باختر ( و همه جهات ديگر ) از آن خدا است . هر كه را بخواهد به راه راست رهبري مينمايد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« السُّفَهَآءُ » : جمع سفيه ، كمخردان . نابخردان . « وَلاّهُمْ » : روگردان كرد . منصرف ساخت .‏
 

آيه  116
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَوْلاَ كَانَ مِنَ الْقُرُونِ مِن قَبْلِكُمْ أُوْلُواْ بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِي الأَرْضِ إِلاَّ قَلِيلاً مِّمَّنْ أَنجَيْنَا مِنْهُمْ وَاتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مَا أُتْرِفُواْ فِيهِ وَكَانُواْ مُجْرِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏چرا نمي‌بايست كه در ميان ملّتهاي ( گذشته ) پيش از شما فرزانگاني باشند كه از فساد در زمين نهي كنند ( تا ديگران را از گرفتار آمدن به عذاب و نابود شدن رهائي بخشند ؟ ) مگر مردمان كمي كه ( به وظيفه امر به معروف و نهي از منكر عمل كردند و ) ما نجاتشان داديم ، و ( امّا در همان حال ) كافراني مي‌زيستند كه از خوشگذراني و تنعّم و تلذّذي پيروي مي‌كردند كه آنان را مغرور و فاسد كرده بود ، و دائماً گناه مي‌ورزيدند ( و هيچ وقت به دعوت پيغمبران و خيرخواهان گوش نمي‌دادند و از فساد و تباهي دست نمي‌كشيدند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْقُرُونِ » : جمع قَرْن ، مردمان يك عصر و زمان . مراد ملّتهاي پيشين است . « أُولُوا بَقِيَّةٍ » : صاحبان فضل . خيرخواهان . خردمندان خويشتندار . « بَقِيَّة‌ » : عقل و فضل . خير و نيكي . « إِلاّ قَلِيلاً . . . » : ليكن گروه اندكي . مستثني منقطع است . « مَآ أُتْرِفُوا فِيهِ » : خوشگذراني و مال‌اندوزي و شهرت‌طلبي گذرائي كه درآن غوطه‌ور گشتند و مايه غرور و سركشي ايشان شد . مي‌گويند : أَتْرَفَتْهُ النِّعْمَةُ : يعني نعمت او را به سركشي و خوشگذراني كشاند . مُتْرِف به معني غرق در شهوات ، از اين ريشه است .‏
 
آيه  117
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( سنّت و عادت ) پروردگارت چنين نبوده است كه شهرها و آباديها را ستمگرانه ويران كند ، در حالي كه ساكنان آنجاها ( متمسّك به حق و ملتزِم به فضائل بوده و ) درصدد اصلاح ( حال خود و ديگران ) برآمده باشند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« 