َّمُ نَفْسٌ إِلاَّ بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَسَعِيدٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏روزي كه اين روز فرا مي‌رسد كسي ياراي سخن گفتن و دم بر آوردن ندارد ، مگر با اجازه خدا .  ( در چنين روزي ، مردمان دو گروه بيش نيستند : ) دسته‌اي از آنان ( به سبب كفر و ضلال ، به انواع عذاب گرفتارند و ) بدبختند ، و دسته‌اي ( به سبب طاعت و عبادت ، غرق در نعمتهاي گوناگونند و ) خوشبختند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« نَفْسٌ » : فردي . كسي . « شَقِيٌّ » : بدبخت . « سَعِيدٌ » : خوشبخت .‏
 
آيه  106
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُواْ فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَشَهِيقٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و امّا آنان كه بدحال و بدبيارند در آتش دوزخ جاي دارند و در آنجا ( در دم و بازدم خود ) ناله و فرياد سر مي‌دهند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« شَقُوا » : بدبخت و بدبيار شده‌اند . « زَفِيرٌ » : صداي ناشي از بازدم و نفَس بازپس دادنِ شديد و طولاني . « شَهِيقٌ » : صداي دم و نفَس بازپس بردن شديد و طولاني .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:185.txt">آيه  142</a><a class="text" href="w:text:186.txt">آيه  143</a><a class="text" href="w:text:187.txt">آيه  144</a><a class="text" href="w:text:188.txt">آيه  145</a></body></html>آيه  107
‏متن آيه : ‏
‏ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاء رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آنان در دوزخ جاودانه مي‌مانند تا آن گاه كه آسمانها و زمين ( آنجا ) برپا است .  ( يعني تا دوزخ ، دوزخ است در آن بسر مي‌برند ) مگر اين كه خداي تو بخواهد ( و اوضاع را دگرگون كند ، و عذابي را جايگزين عذاب ديگري گرداند ) . بيگمان پروردگار تو هر كاري را كه بخواهد انجام مي‌دهد ( و چيزي نمي‌تواند جلو او را بگيرد و از انجام آن كار باز دارد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الأرْضُ » : مادام كه آسمانها و زمين‌برپا است . يعني تا دوزخْ دوزخ است . چرا كه مراد از آسمانها و زمين ، آسمانها و زمين دوزخ است و آن هر آن چيزي است كه بالاي سر و زير پاي دوزخيان قرار دارد ( نگا : ابراهيم / 48 ) . يا اين كه مراد جاودانگي و نفي انقطاع است همان گونه كه عرب مي‌گويد : لا أَفْعَلُ كَذا ما لاحَ كَوْكَبٌ . . . مَا اخْتَلَفَ الَّيْلُ وَ النَّهارُ . « إِلاّ مَا شَآءَ رَبُّكَ » : مراد تقييد سرمدي و ابدي بودن است ، نه افاده عدم عموم ( نگا : انعام / 128 ، اعراف / 188 ، يونس / 49 ، اعلي / 7 ) . يا اين كه استثناء متوجّه اهل توحيد گناهكار است . يعني : افراد بدبخت در دوزخ جاودانه مي‌مانند مگر مؤمنان بزهكار .‏
 
آيه  108
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُواْ فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاء رَبُّكَ عَطَاء غَيْرَ مَجْذُوذٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و امّا كساني كه ( به سبب انجام كارهاي نيكو ) خوشبخت شده‌اند ( وارد بهشت گشته و ) در بهشت جاودانه‌ مي‌مانند ، مادام كه آسمانها و زمين برپا است ، مگر اين كه خدا بخواهد ( و اهل توحيد بزهكار را وارد بهشت نسازد و به دوزخشان دراندازد و بعدها بيرونشان آورد و به بهشتشان برد . خداوند به افراد خوشبخت ) عطيّه عظيمي مي‌دهد كه گسيختني ( و كاستي پذيرفتني ) نيست .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِلاّ مَا شَآءَ رَبُّكَ » : مراد سرمديّت و ابديّت است . يا اين كه ( ما ) به معني ( مَنْ ) است و استثناء موحّدين بزهكار از ضمير ( سَعِدُوا ) است كه سالها بعد از چنين افراد خوشبختي از دوزخ خارج و به بهشت مي‌آيند . « عَطَآءً » : عطيّه . بخشش . مفعول مطلق است و تقدير چنين است : يُعْطِيهِمْ عَطَآءً . عَطاء مصدر يا اسم مصدر و به معني ( إعطاء ) است . حال مفعول مقدّر و تمييز از نسبت هم بشمار آورده‌اند . « غَيْرَ مَجْذُوذٍ » : غير مقطوع . ناگسستني . هميشگي و پياپي .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1843.txt">آيه  109</a><a class="text" href="w:text:1844.txt">آيه  110</a><a class="text" href="w:text:1845.txt">آيه  111</a><a class="text" href="w:text:1846.txt">آيه  112</a><a class="text" href="w:text:1847.txt">آيه  113</a><a class="text" href="w:text:1848.txt">آيه  114</a><a class="text" href="w:text:1849.txt">آيه  115</a><a class="text" href="w:text:1850.txt">آيه  116</a><a class="text" href="w:text:1851.txt">آيه  117</a></body></html>آيه  109
‏متن آيه : ‏
‏ فَلاَ تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّمَّا يَعْبُدُ هَؤُلاء مَا يَعْبُدُونَ إِلاَّ كَمَا يَعْبُدُ آبَاؤُهُم مِّن قَبْلُ وَإِنَّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصِيبَهُمْ غَيْرَ مَنقُوصٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! درباره قوم بت‌پرست خود ) شكّ و ترديدي به خويشتن راه مده كه اينان همان چيزهائي را مي‌پرستند و همان عبادتي را مي‌كنند كه پدران ايشان در گذشته آنها را مي‌پرستيدند و بدان گونه پرستش‌ مي‌نمودند .  ( سرنوشت دنيا و آخرت بت‌پرستان و منحرفان پيشين را هم برايت روايت كرديم و دانستي كه بر سرشان چه آمد و چه مي‌آيد ) و ما بهره ( استحقاقي جزا و سزاي ) اينان را نيز بي‌كم و كاست خواهيم داد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مِرْيَة » : شكّ و ترديد . « مِمَّا » : از چيزهائي كه . درباره پرستشي كه .  ( ما ) مي‌تواند مصدريّه بوده ، و يا موصوله باشد و مضاف حذف شده باشد ؛ يعني درباره پرستشگران بتان . « غَيْرَ مَنقُوصٍ » : بي كم و كاست . به تمام و كمال .  ( غَيْرَ ) حال مؤكّده ( نصيب ) است .‏
 
آيه  110
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَلَوْلاَ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما كتاب ( آسماني تورات ) را به موسي داديم و سپس درباره آن ( از سوي پيروان در تفسير و معني آن بر حسب اهواء و شهوات ايشان ) اختلاف شد ( و بسياري از حق به دور گشتند و دسته دسته و پراكنده شدند ) و اگر سخن پروردگارت از پيش بر اين نرفته بود ( كه عذاب كافران و مجازات شديد مبطلان تا روز رستاخيز به تأخير انداخته شود ) درباره چيزي كه در آن اختلاف پيدا كرده بودند ( با تمييز حق از باطل ، و برجاي داشتن محِقّ و نابودكردن مبطِل ) داوري مي‌شد ( و مسأله كفر و نفاق خاتمه مي‌يافت ، چرا كه از ترس نابودي آني ، اختيار كه رمز تكامل و پيشرفت است از ميان برمي‌خاست و جبر مطلق بر جامعه حاكم مي‌شد . امّا چون مجازات آني مخالف سرشت انساني است ، خدا چنين نكرد ) . آنان ( كه تورات را از پدران خود به ارث برده‌اند ) درباره كتاب ( آسماني خود ) به شكّ و ترديد شگفتي گرفتار آمده‌اند ( و از حقيقت فرسنگها به دور افتاده‌اند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ . . . » :  ( نگا : يونس / 19 ) . « لَفِي شَكٍّ . . . » :  ( نگا : هود / 62 ) .‏
 
آيه  111
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّ كُلاًّ لَّمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمْ رَبُّكَ أَعْمَالَهُمْ إِنَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پروردگارت حتماً ( پاداش و پادافره ) اعمال همگان را بي‌كم و كاست مي‌دهد و او آگاه از هر آن چيزي است كه مي‌كنند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« كُلاًّ » : همه مؤمنان و كافران . همه كفّارِ 