 اگر شفاعت باشد، بدين معناست كه كسيكه شايسته جهنم بوده به بهشت رفته است و اين جور و ظلم است. اهل سنت و جماعت گويند شفاعت حق خداوند است، كه با آن هر بنده اي كه لايق بداند از جهنم برهاند. خداوند با شفاعت بر ساير گناهكارن فشار بيشتري در جهنم وارد  نمي كند، بلكه آنها كه از ميان گناهكاران شايسته تر هستند، مي بخشد و آنها كه شفاعت نشده، بسته به عملشان مجازات مي شود. « آنان هرگز براي كسي شفاعت نمي كنند مگر كسي كه خدا از او خشنود است.» انبياء ــ28مناظرات ويژه اهل سنت

گردآوري:
آبتين اميريشيطانيه گويند خداوند خالق شيطان نيست. اگر خالق شيطان بود، بدين معنا كه خداوند به معصيت و گناه بندگان خود راضي بوده است. «خدا راضي نيست از كفر و گناه بندگانش» زمرــ7  اهل سنت و جماعت گويند نه شيطان و نه موجودي ديگر از خود اراده و قدرتي براي موجوديت و حيات در هستي ندارد. و هر گونه حياتي در اين دنيا از بركت اراده الهي است. و از طرفي شيطان انسان را مجبور به انجام عملي نمي كند و خود شر و بدي را بوجود نمي آورد. و در قرآن هيچگاه گفته نشده كه شيطان چنين كرد و چنان گفت، و هر چه هست از عمل نيك و بد بندگان است. شيطان تنها وسوسه گر و ياد آور لذت بدي در ذهن اسلام است، كه با وجود ايمان ديگر هيچ قدرتي نخواهد داشت. و شيطان هيچگاه مسلط بر اعمال انسانها نيست.معتليه گويند آدمي در عمل خود هيچ مجبور نيست. در حيطه اي اداره خداوند وجود دارد و در حيطه اي ديگر از هستي اراده انسان و بس. اگر غير اين بود بنده در عمل خود مجبور مي شد و روز آخرت و قضاوت الهي معنا نداشت. خداوند به حق دستور داده و خالق آنست و به شر كاري ندارد و خالق آن نيست. يعني در قسمت هستي، اراده الهي حكمفرماست و در حيطه اي ديگر هر چه هست ارده موجوديت و بندگان است و خدا دخالتي ندارد. اهل سنت و جماعت گويند خداوند مالك و آفريدگار زمين است و تصرف مالك در ملك خود ظالم نيست. مالك با اراده خود به رعيت اجازه داده تادر ملك او زندگي كنند و از نعمتهاي او بهره گيرند. و رعيت در زندگي آزادند، ولي كار او را محاسبه مي كند پس هر كه بخواهد مي بخشد و هر كس را بخواهد عذاب مي دهد. «و خداوند بر هر چيزي توانست». بقره ــ284 كيسانيه گويند ما در بيابان هستي حيران مانده ايم و تسلطي بر اعمال خود نداريم. نمي دانيم اين اعمال از ماست يا از ديگري و ندانيم عاقبت كار بندگان چيست؟ شر است يا ثواب؟ هر كس به تعبيري از خدا و هستي سخن مي گويد و ما ندانيم كه كدامين راه را برگزينيم. اهل سنت و جماعت گويند تو به اندزه اعمال و اختياري كه داري مسئول هستي و بس، و خداوند از چيزي كه اراده تو در آن نيست سؤال نخواهد كرد. اگر نيك عمل بودي ازآن بيم داشته بودي نگران ثواب آخرت خود مباش و اگر بد عمل بودي ازآن بيم داشته باش. تو به تعبير ديگران كار نداشته باش و بدان چه مي فهمي عمل كن كه خداوند از تعبير خودت سؤال خواهد كرد. وهميه گويند رفتار و قول آدمي بقايي ندارد و از بين مي رود، زيرا همه آنها وهم است. و هم داراي حساب و كتاب نيست. پس تصور آدمي ازثواب و عقوبت از روي جهل و ناداني است. اهل سنت و جماعت گويند قيامت و حساب و كتاب اعمال آدمي، وعده خداوند است و وعده خداوند حق است. و حاشا اين كه خداوند وعده اي نادرست دهد. و اگر حساب و كتاب نبود، آفرينش دنيا عبث بود و خدا كاري را در عبث انجام نمي دهد و دنيا نيازي به هزارن رسل و بيم و تهديد در كتابهاي آسماني نداشت. و اعمال انسان از بين نمي رود، بلكه در روز جزا در برابر چشمانش تجلّي مي يابد تا كار خود را در دنيا ببيند.بكريه گويند چون ايمان از علم آيد، پس هر كس در طلب علم رفت و زندگي را بدين راه كنار نهاد. پس به درجه اي ازعلم قائل گردد كه تكليف و تعهدي بر او نباشد و از طاعت و عبادت معاف است. و تا آن اندازه كه احتياج داشته باشد در مال و دارايي مردم شريك است. و هر كس او را ازاين كار منصرف كند ظالم است. زيرا علماء وارثان نبوت هستند و اگر اينها عمر خود را صرف علم نمي كردند دنيا پر از كفر و جهل مي شد. پس چون علماء اقامت دين محمدي مي كنند، كفاف ايشان بر امت واجب است. اهل سنت و جماعت گويند، گويند علمي نيك است كه سبب طاعت و عبادت بيشتر شود، نه علمي كه انسان را از طاعت و عبادت دور كند. زيرا خداوند     مي فرمايد: «تنها دانشمندان و علماء شايسته از خدا مي ترسند» فاطر ــ28  زيرا عالم بدليل علمش خدارا بيشتر مي شناسد و خشوع او بهتر خواهد بود. ولي جهل مانع از شناخت صحيح خدا خواهد شد. پس طاعت بيشتر در علم و آگاهي است. و مال هر كس به خود او تعلق دارد و تصرف در مال كسي بدون اجازه او حرام است.راونديه گويند خداوند صدو چهار كتب بر پيامبران خود نازل كرد كه اطاعت از همه آنها واجب است و هيچكدام از آنهارا نبايد انكار كرد زيرا انكار آنها، انكار حكم خداست و همه آنها با هم برابر و يكسانند. اهل سنت وجماعت گويند مسلم است كه احترام كتابهاي آسماني واجب و ايكان به آنها ضروريست، ولي همه آنها با هم برابر نيستند. زيرا هر يك از آنها به مصلحت مردمان زمان حود نازل شده اند و تنها قرآن است كه به مصلحت مردم تا آخر زمان نازل گشته است. از طرفي باقي كتابها در تحريف مصون مانده اند و از آنها چيزي كاسته اند يا چيزي برآن افزوده اند و تنها قرآن است كه از اين بلاها مصون مانده است. پس تنها اطاعت از قران فرض است.	مشبهه گويند خدا صورتي زيبا و دلربا و زیبا دارد که با عظمت و جلال او سازگار است و بر فراز عرش نشسته است و ملائک بر او صف بر بسته اند و بدین گونه دنیا را پادشاهی می کند. و خداوند شبیه آدمی است، اما از همه آدم ها زیبا تر است. اهل سنت و جماعت گویند ضمیر و ظاهر صورت ،تنها متعلق به آدم است و تنها آدمی بدین شکل آفریده شده است و قالب آدم برای آفرینش چنین بوده است.ودلیل ندارد که خداوند به قالب ظاهری آدمی در آید و بدین شکل باشد. و تمام این خیالات از آنجا سرچشمه می گیرد که انسان خداوند را با جهان ماده و زیبایی های آن می سنجند.جهميه گويند انسان هيچگاه قادر نيست که خدا را بشناسد و به معرفت آن سيراب گردد، زيرا فهم ارداک آدمی جزء وهم و خيال نيست و خدا را با وهم کاری نباشد. پس هرکس بگويد به معرفت اللّه دست يافته ام او کافر و دروغگو است. و پيامبر محمد صلى الله عليه وسلم   فرموده، همه آدميان در معرفت خدای تعالی احمقند و نادان. اهل سنت و جماعت گويند شناخت و رسيدن به معرفت الهی از راه قلب و يقين ممکن است و نمی توان آن را انکار کرد، اما شناخت دقيق خدا و فهميدن تمام چيزهايی که او آنرا دربر دارد، ممکن نيست و اگر غير اين بود هيچکس از راه فهم و عقل و يقين به خدا نمی رسيد و خدا برای اثبات وجودش و قيامت اين همه دليل و برهان نمی آورد. پس عقل آدمی وهم و خيال نيست و خداوند عقل آدمی را قاضی شناخت خود و آثارش در هستی، برای انسان قرار می دهد.
 تو به قيمت و رای دو جهانی            چکنم قدر خود را نمی دانی آنها گويند هيچکس قادر نيست خدا را بشناسد، پس بر او تکليفی نيست و انسان نمی