ر عبادت را ‫گوشزدشان کنند، زيرا بشر با اينکه بالفطره برای عالم ‫خالقي قائل است، و او را عبادت و پرستش مي‌‌کند، ولي ‫بواسطه عللي از تقاليد و تربيت آباء و غير آن از فطرت ‫خارج مي‌‌شود، و غير از خالق جهان خداياني توهم مي‌‌کند، ‫و بتهائي ميتراشد: «كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ إِلا عَلَى الْفِطْرَةِ فَأَبَوَاهُ يُهَوِّدَانِهِ أو يُمَجِّسَانِهِ أو يُنَصِّرَانِهِ»،

‫يعني (هر مولودی بفطرت توحيد متولد مي‌‌شود، سپس ‫پدر و مادرش او را يهودی يا مجوسي يا نصراني ‫مي‌گرداند). انبياء و رسل آمدند تا مردم را بفطرت اوليه ‫خود برگردانند، و به توحيد در پرستش، و تفريد در عبادت ‫دعوت کنند.

هر پيغمبری اول چيزی که بگوش مردم خواند اين بود: ‫ ﴿يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ﴾ (الأعراف/59) (ای مردم، خدا را بپرستيد، شما را خداوندی جز او نيست).

﴿وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإنْسَ إِلا لِيَعْبُدُونِ﴾ (الذاريات/56)، (جـن و انس را جز بـرای آن ‫که عبادتِ من کنند نيافريـدم).

﴿وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ(2)﴾ (النحل/36) (در هر امتي پيغمبری را مبعوث کرديم ‫که خدای واحد را بپرستيد و از طاغوت بپرهيزد).

﴿وَقَضَى رَبُّكَ أَلا تَعْبُدُوا إِلا إِيَّاهُ﴾ (الإسراء/23). (خداوند تو مقرر کرد که جز ‫او را نپرستيد).

﴿وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً﴾ (النساء/36). (خدا ‫را بپرستيد و چيزی را شريک او نگردانيد).

﴿أَنْ لا تَعْبُدُوا إِلا اللهَ﴾ (هود/26). (نپرستيد جـز خدا را).

﴿أَنِ اعْبُدُوا اللهَ وَاتَّقُوهُ وَأَطِيعُونِ﴾ (نوح/3). (خدا را بپرستيد و از او بپرهيزيد و مرا اطاعت ‫کنيد).

‫تمامي اين آيات در حقيقت دعوت بمعني و جوهر لا إله إلا الله و متحقق شدن بحقيقت پرستش واحد قيوم است، ‫نه صرف سخن و لقلقة زبان، و معني لا إله إلا الله اِفراد ‫حق است به الوهيت، و عبادت و نفي پرستش غير ‫پروردگار و بيزاری جستن از غير خداست. 

‫‫جز الف قامتش در دل درويش نيست ‫

خانة تنگ‌است دل جای يکي بيش نيست

مسلمان واقف بکتاب و سنت و آثار ائمة طاهرين (ع) ‫نمي‌تواند در اين اصل کمترين ترديدی بخود راه دهد.

اصل سوم: توحيد بر دو قسم است: توحيد ربوبيت و ‫توحيد الوهيت و عبادت. ‫

توحید ربوبیت: اقرار و اعتراف به اين است که ‫حقتعالي خالق همه موجودات و پروردگار جهان است. و به ‫اين توحيد مشرکين کامل ً اقرار و اعتراف دارند، چنانکه ‫خـداوند در قرآن مجيدش از قـول مشرکين مي‌‌فرمايد:

﴿وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ لَيَقُولُنَّ اللهُ﴾ (لقمان/25). اگر از ايشان بپرسي ‫آسمان‌ها و زمين را که خلق کرد؟ همه مي‌‌گويند خدا.

﴿وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ باللهِ إِلا وَهُمْ مُشْرِكُونَ﴾ (يوسف/106). بيشترشان ايمان ‫بخدا نمي‌‌آورند، جز اينکه آنان مشرکند.

﴿وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ﴾ (الزخرف/9). اگر از ايشان بپرسي آسمان‌ها ‫و زمين را کي خلق کرده؟ مي‌‌گويند آنها را عزيز عليم ‫آفريده است.

همچنين مشرکين مقر و معترفند بر اينکه خداوند ‫روزی‌ده و زنده کننده و ميراننده و مدبر آسمانها و زمين و ‫مالک چشم و گوش و قلب است، چنانکه خداوند مي‌فرمايد:

﴿قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالأرْضِ؟ أَمْ مَنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَالأبْصَارَ؟ وَمَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ؟ وَمَنْ يُدَبِّرُ الأمْرَ؟ فَسَيَقُولُونَ: اللهُ. فَقُلْ: أَفَلا تَتَّقُونَ؟؟﴾ (يونس/31). بگو کيست كه به ‫شما از آسمان و زمين روزی مي‌‌دهد؟ مالک چشمها و ‫گوشها کيست؟ کى زنده را از مرده و مرده را از زنده ‫درميآورد؟ کيست مدبر کارها؟ خواهند گفت خدا! پس بگو ‫آيا نمي‌‌پرهيزيد؟

﴿قُلْ لِمَنِ الأرْضُ وَمَنْ فِيهَا إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ؟ سَيَقُولُونَ: لِلَّهِ. قُلْ: أَفَلا تَذَكَّرُونَ؟؟﴾ (المؤمنون/84). بگو زمين و آنچه در آن است از ‫آن کيست؟ اگر مي‌‌دانيد، خواهند گفت از آن خداست، بگو ‫آيا متذکر نمي‌‌شويد؟؟ 

﴿قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ؟ سَيَقُولُونَ: لِـلَّهِ. قُلْ: أَفَلا تَتَّقُونَ؟؟﴾ (المؤمنون/87). بگو خداوند هفت ‫آسمان، و خداوند عرش بزرگ کيست؟ خواهند گفت ‫خداست. بگو آيا نمي‌‌پرهيزيد؟

﴿قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلا يُجَارُ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ؟ سَيَقُولُونَ: لِـلَّهِ. قُلْ: فَأَنَّى تُسْحَرُونَ؟﴾ (المؤمنون/88). بگو ملکوت هر چيز در دست ‫کيست؟ که او زينهار دهد و زينهار داده نشود بر او(3) اگر ‫مي‌دانيد؟ خواهند گفت خداست. بگو پس چرا مسحور ‫شيطان مي‌‌شويد؟‫

پس هر مشرکي معترف است به اينکه خداوند آفرينندة ‫او و همة جهان است، و همچنين اقرار دارد که حقتعالي ‫روزی دهنده و زنده کننده و ميراننده، اوست، از اين جهت ‫بود که انبياء و رسل از گفتة مشرکين بر ضد ايشان دليل مي‌آورند: ﴿أَفَمَنْ يَخْلُقُ كَمَنْ لا يَخْلُقُ؟؟﴾ (النحل/17). آيا آنکه خلق ‫مي‌کند مانند آنست که خلق نمي‌‌کند؟ ﴿إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ..﴾ (الحج/73). آنانکه جز از خدا عبادتشان ‫مي‌کنيد اگر هم اجتماع کنند نتوانند مگسي آفرينند!

توحيد الوهيّت و عبادت: 

آنست که ذات مقدس ‫ربوبي را پرستش كنند، به انواع پرستش‌‌ها – چنانکه به ‫تفصيل ذکر خواهد شد. و در اين توحيد عبادت و ‫يکتاپرستي است که بشر از برای خدا شريکي قائل شده‌‫است، و خود لفظ شريک دلالت بر اين دارد که مشرکين ‫اعتراف بخالق موجودات دارند.

‫انبياء و رسل بر تقرير و اثبات توحيد به معني اول، يعني ‫توحيد ربوبيت موظفند، چنانکه قرآن مجيد ادله متقن بر ‫اين توحيد مي‌‌آورد. ولي مورد نظر پيغمبران عموماً، و ‫توجه قرآن خصوصاً بر توحيد به معني دوم، يعني توحيد ‫عبادتست، و قطب رحي قرآن و اساس دعوت همين ‫يکتاپرستي است که قرآن بر آن دور مي‌‌زند، و معني و ‫حقيقت لا إله إلا الله‌است. خداوند در قرآن مي‌‌فرمايد:

﴿وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولا أَنِ اعْبُدُوا اللهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ﴾ (النحل/36).

بعث انبياء از ‫برای دعوت بپرستش خدای واحد است، و در هر امتي ‫رسولي مبعوث شد، و امر بپرستش خدای واحد فرمود، ‫چنانکه در کلمه في کل امه دللت صريح است بر اينکه ‫بعث رسل در ميان همه امم از برای توحيد در عبادت ‫است، نه از برای اثبات خالق در جهان، زيرا همة مشرکين ‫به اين معني معترفند.

و نيز به علت اعتراف مشرکين بخالق جهان است که ‫بعضي از آيات راجع به آفريدگار ب