: ﴿وَقَالُوا لا تَذَرُنَّ آَلِهَتَكُمْ وَلا تَذَرُنَّ وَدّاً وَلا سُوَاعاً وَلا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْرًا﴾ (نوح/23). (روحانيون و کاهنان بتکده به عوام و سفله ‫گفتند دست بر مداريد از پرستش خدايان خود، و از دست ‫مدهيد ود و سواع و يغوث و يعوق و نسر را). 

محققين ‫سلف گفتند که اينها اسامي پنج مرد صالح بود پيش از ‫نوح، و مردم به ايشان اعتقادی تمام داشتند، و بعد از مرگ ‫آنان بصورت ايشان از چوب و سنگ پيکرها ساختند، و آنرا ‫تعظيم مي‌‌نمودند، به مرور زمان به پرستش آنها مشغول ‫شدند، از اين آيه مبارکه معلوم شد که بت‌پرستي مبدأش ‫مرده‌پرستي بوده‌است. 

سنگ‌پرستي
چون عقايد و آراء مردم وحشي بر اساس منطق و ‫برهان نبود، لذا هر خاطره‌ای که بر نفس ايشان خطور ‫مي ‌کرد و بدان مدتي عمل مي‌‌نمودند، جزو دين و عقيدة ‫آنان مي‌‌گرديد، و اگر خلاف و بطلان آنرا هم مشاهده ‫مي ‌کردند، و به هيچ‌وجه نمي‌‌توانستند از آن منصرف کردند، ‫و بعد زمان و تکرار در عمل آن موهوم را جامه قدس ‫مي‌پوشانيد. ‫

چنانكه بيان شد انسان وحشي شخص ميت را پرستش ‫ميكرد و طعام برايش پيشكش مي‌نمود، و بسا كه مرده ‫را در خانة خود دفن ميكرد تا آن را پرستش كند، و چون ‫‌ ‫قبر را با سنگ مي‌پوشاند و خوردنيها را بر روي آن‫‌ مي‌نهاد. اين عادت به تدريج سنگ را مقدس كرد، و ‫‌ ‫بازماندگان ميت خيال كردند كه خصوصيتي در سنگ است، ‫و ندانستند كه سنگ به مجاورت مرده مقدس است، اين ‫تقدس را براي سنگ قائل شدند، و پرستش سنگ از اينجا ‫پيدا شد، و منات و لات دو سنگ بود كه عرب آن را مي ‫پرستيد.

درخت پرستي
‫اصل پرستش درختان عبادت قبور بود. چون انسان ‫اوليه به زراعت آشنا نبود، معاش او منحصر به صيد ماهي ‫و حيوانات بود، و نمي‌دانست كه زراعت و درخت را ‫‌ ‫بذريست، و از آنطرف چون معتقد بود که مرده در قبر ‫گرسنه مي‌‌شود از ميوه‌ها و حبوبات برايش غذا ‫مي‌گذاردند، [چون] پس از مدتي اين حبوبات سبز مي‌‌شد ‫و نمو مي‌‌کرد، تعليل مي‌‌نمودند که روح مرده از او راضي  ‫شده و در عوض آن تجليل، درخت و ميوه به زندگان داده ‫است، و بدين جهت تقديس درخت و پرستش آن در بشر ‫پيدا شد. 

براي حمايت توحيد مجسمه‌سازي و نقاشي حرام گرديد

‫از صنايعي كه اسلام نهي فرموده مجسمه‌سازي و ‫‌ ‫نقاشي، و احاديثي كه در فصل سابق ذكر شد شاهد بر ‫[اين] مدعي است از قبيل: «..وَلا تِمْثَالاً إِلا طَمَسْتَهُ..». و ‫حديث: «مَنْ مَثَّلَ مِثَالاً فَقَدْ خَرَجَ مِنَ الإسْلام». و نيز مثل ‫حديث «أَشَدُّ النَّاسِ عَذَابًا يَوْمَ الْقِيَامَةِ الْمُصَوِّرُونَ». ‫(معذبترين مردم فرداي قيامت مصورانند) و مثل حديث: ‫‌ ‫«كلُّ مُصَوِّرٍ في النار». (هر تصويركنندهاي در آتش است). ‫‌ 

‫سبب نهي از اين عمل اين بود: چنانكه بيان كرديم ‫بت‌پرستي مبدأش پرستش مردگان بود، و مرده را تحنيط ‫‌ ‫(موميايي) مي‌كردند تا مدتي باقي بماند و [آن را] پرستش ‫‌ ‫كنند. چون ديدند تحنيط مرده را هميشه نگاه نمي‌دارد ‫‌ ‫آمدند به صورت [آن] مرده سنگي [را] تراشيدند، و يا ‫صورت مرده را بر سنگ نقش كردند [و] پس از آن ‫پرستش نمودند، و به آن تبرك جستند، و چنانكه در عقايد ‫صابئين ذكر شد كه صوري براي روحانيون و ستارگان ‫ساختند و آنها را عبادت كردند.

‫پيامبر اسلام براي جلوگيري از بت‌پرستي و حمايت ‫توحيد و يكتاپرستي، مجسمه‌سازي و نقاشي را منع فرمود. ‫‌ ‫پس حرمت اين عمل ذاتي نيست و بلکه براي حمايت ‫خداپرستي است. ‫

عجب اينکه ما که ملت توحيد هستيم تمامي اعمال ‫بت‌پرستان را استقبال نموده، زحمات اسلام را منظور ‫نداشتيم، و فطرت توحيدی را فراموش کرديم، افتخار ‫کامل يکتا‌پرستي را برای خود نگذاشتيم، برای هر سنگ و ‫چوبي قرب و منزلت قايل شديم، و برای (نخل) که بتي‌‫است به صورت جنازه، و به شکل مهيبي ساخته شده، و ‫(علامت) که به شکل صليب نصاری است، نذر و قرباني  ‫کرديم، و به هر صورت جعلي که به بزرگان دين نسبت ‫دادند، تعظيم و تجليل کرديم، و بالنتيجه بر حقايق اسلام ‫پشت‌پا زديم، در صورتيکه به تصوير حضرت رسول (صـ) وشمايل بزرگان دين هم تعظيم و تبرّک حرام است، و ‫مقصود شارع در تحريم اين دو، همين موارد بوده‌است. 

‫ولي صد افسوس بسياری از مردمان به هر تصوير ‫اختراعي که به يکي از بزرگان دين نسبت مي‌‌دهند تبرّک ‫مي ‌جويند، حتي بعضي از مردم اين تصاوير را در اطاق ‫خود مي‌‌آويزند، و نسبت به آن به ادبي تمام رفتار مي‌‌کنند. ‫علاوه بر آنکه اين کار بت‌پرستي است، هيچ فايده‌ای هم بر ‫آن مترتب نمي‌‌باشد، در صورتيکه اگر به جای اين عکسها ‫آيه‌ای چند از پندها و مواعظ قرآن، يا از گفته‌های پيشوايان ‫اسلام در اطاق خويش آويزيم به مراتب بر آن تصاوير ‫برتری دارد، و هر دم که بيننده را بر آن کلمات چشم افتد، ‫يک پردة اخلاق از نظرش مي‌‌گذرد. ‫پس ما با بت‌پرستان و نصرانيان چه فرقي داريم، ‫بت‌پرستان به چوب و سنگ تبرک مي‌‌جويند، ما هم به نخل ‫و سنگ قدمگاه، و امثال آن تبرک مي‌‌جوئيم، نصاری به ‫صورت مسيح و مريم تبرک مي‌‌جويند، ما به تصويرهای ‫جعلي بزرگان دين تبرک مي‌‌جوئيم.

‫افتضاح اينست که صورت رسول اکرم و ائمه را هر يک ‫به خيال خويش گاهي به صورت جوان زيبا، گاهي به ‫صورت قلندر، گاهي به صورت عرب بدوی، گاهي به ‫صورت شيخي زاهد، تصوير مي‌‌کنند، و همچنين ساير ‫بزرگان دين را. رسوائي ديگر که دليل بر حماقت و ناداني ما است و رسواکنندة همة مي‌‌باشد، ذوالفقاری که در ‫دست علي تصوير مي‌‌کنند به صورت شمشيری که سر ‫آن دو شقه‌است، و نمي‌‌فهمند فايده شمشير دو شقه ‫چيست، آيا در جنگ اثری دارد؟ و ديگر آنکه چگونه اين ‫شمشير در غلاف مي‌‌رود (ذوالفقار شمشير عاص ‌بن منبه ‫بود که در جنگ بدر کشته شد، و آن شمشير را پيغمبر ‫تصرف فرمود، و به اميرالمؤمنين داد، و معني ذوالفقار ‫شمشير دانه نشان است). ‫پروردگارا اين مردم شمشير علي را نشناختند ‫مي ‌خواهند تو را بشناسند، و معرفت به حال پيغمبر و ائمة دين پيدا کرده به حقايق دين آشنا شوند. خداوندا آيا روزی ‫مي‌آيد که اين مردم به قرآن و سنت رسول آشنا گردند، از ‫مردمي که نه از توحيد خبر دارند، نه پيغمبر و علي و ائمه ‫را شناخته‌اند، نه قرآن را مي‌‌فهمند، مي‌‌شود ديگر منتظر ‫اخلاق و آداب انسانيت شد. 

‫نتيجة کلام پردة نقاشي يا مجسمه‌ای که برای ستايش و ‫عبوديت به کار رود، پاية توحيد را متزلزل گرداند، و بشر را ‫از راه خداپرستي دور نمايد، حضرت ختمي مرتبت آنرا ‫نهي فرمود. ‫ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ عَذَابِي.

 توحيد مبدء فضايل است
‫قال الله تعالى: «كلمةُ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ عَذَابِي». ‫

چون مسطورات اين کتاب را به دقت مطالعه کرديد، ‫درمي‌يابيد که حقيقت توحيد 