 و زبير و معاويه خودداري نمود! 

عبدالله بن عباس -رضي الله عنهما- نزد حضرت علي رفت و در مورد آنچه که مغيره گفته بود، از او پرسيد! 

حضرت علي فرمود: او ديروز آمد و چنان پيشنهادي را با من در ميان نهاد و امروز پيشنهاد ديگري را مطرح کرد. 

ابن عباس گفت: پيشنهاد ديروز او خيرخواهي و پيشنهاد امروزش بدخواهي بوده است!؟ 

سخن ابن عباس صحيح و سنجيده بود، و درست همان چيزي بود که خود مغيره نيز آن را گفته بود! 

حضرت علي به ابن‌عباس فرمود: رأي تو چيست؟

بهتر اين بود که قبل يا بعد از قتل عثمان بلافاصله راهي خانه خود در مکه مي‌شدي و در آن را بر روي خويش مي‌بستي! وقتي مسلمانان ميان خود دچار پراکندگي مي‌شدند و امورشان بي‌سر و سامان مي‌گرديد و کسي به غير از تو را نمي‌يافتند، آنگاه نزد تو آمده و براي قبول مسئوليت خلافت دست به دامانت مي‌شدند! 

اما اکنون پس از همئ آنچه که پيش آمده و به دنبال کشته شدن عثمان، عده‌اي از بني‌اميه تو را به دست داشتن در توطئه‌ قتل او متهم مي‌کنند و آن را در ميان مردم شايع مي‌نمايند! 

آنان نيز از تو همين درخواستي را خواهند کرد که عده‌اي همچون طلحه و زبير خواهان آن هستند، در حالي که تو توانايي اجراي آنچه را که مي‌خواهند نداري، مي‌خو‌اهند هر چه زودتر قاتلين حضرت عثمان را محاکمه و مجازات کني! 

يا اميرالمؤمنين! من بر اين باورم که: استانداراني که از طرف عثمان تعيين شده‌اند در مقام خود باقي بگذاري و اجازه بدهي معاويه همچنان به عنوان والي شام باقي بماند، اگر چنين نکني، اين نگراني وجود دارد که از تو اطاعت نکنند و حتي عليه تو شورش نمايند و به دست داشتن در قتل عثمان متهم کنند! 

حضرت علي -رضي الله عنه-، اين پيشنهاد عبدالله بن عباس را که درست همان پيشنهاد نخستين مغيره‌بن شعبه بود، رد نمود و فرمود: بايد استانداران تغيير کنند و افراد تازه‌اي به جاي آنها گمارده شوند! 

حضرت علي همه استانداران را برکنار و واليان جديدي را براي جانشيني آنان تعيين نمود»[3]. 

هر يک از استانداران جديد عازم محل مسئوليت خود شدند، برخي از آنان بدون هيچ مشکلي کار خود را شروع کردند اما به برخي از آنها اجازه ورود به محل مأموريتشان داده نشد! 

در ممالک مختلف مردم نيز دچار چنددستگي شدند، عده‌اي با حضرت علي بيعت کردند و خود را ملزم به فرمانبرداري از او برشمردند! و عده‌اي ديگر بيعت با او را به بعد از محاکمه و مجازات قاتلان عثمان موکول کردند، و عده‌اي هم براي روشن شدن اوضاع و احوال و سرانجام کار منتظر ماندند! 

«معاويه يکي از آناني بود، که موافقت خود را با عزل خويش مشروط به مجازات قاتلان حضرت عثمان نمود![4]» 

زماني که طلحه و زبير ديدند حضرت علي در مورد مجازات قاتلان حضرت عثمان درنگ مي‌کند، از او دلخور شدند و با رأي او مخالفت نموده و ديدگاهش را ناصواب دانستند، بدين صورت زمينه جدايي آن دو از حضرت علي کم کم فراهم گرديد، تا اينکه براي رفتن به مکه براي عمره از حضرت علي اجازه خواستند و حضرت علي نيز به آنها اجازه داد، به مکه بروند! 

طلحه و زبير -رضي الله عنهم- مدينه را ترک و به قصد اداي عمره راهي مکه شدند، در آنجا با ام المؤمنين عايشه -رضي الله عنها- - که همچنان پس از اداي مناسک حج در مکه ماندگار شده بود – ملاقات کردند![5] 

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1]- تاريخ طبري: ج 4 ص 437

[2]- تاريخ طبري: ج 4 ص 437 - 438

[3]- تاريخ طبري: ج 4 ص 438 - 439

[4]- براي تفصيل بيشتر در مورد اين موضوع به تاريخ طبري: ج 4 ص 442 و 444 مراجعه شود. 

[5]- تاريخ طبري: ج 4 ص 442 - 444پس از آنکه معاويه‌بن ‌ابي‌سفيان والي شام با اقدامات حضرت علي -رضي الله عنه- اعلان مخالفت نمود و بيعت با او را مشروط به قصاص قاتلان حضرت عثمان گردانيد! حضرت علي بر اين باور بود که معاويه و سربازان زير فرمان او حق دخالت در آن مورد را ندارند، زيرا بيعت با اميرالمؤمنين واجب است و مردم و مسؤلين و کارگزاران بايد فرامين خليفه را فرمانبرداري کنند و به هيچوجه نبايد سر عصيان و نافرماني را بلند نمايند! 

از آنجا که معاويه و بسياري از اهل شام موضع‌گيريشان در برابر حضرت علي بر پايه قصاص قاتلان حضرت عثمان بود، از نظر او اين کار آنان مردود و غيرقابل قبول بود، و به هر صورت بايد آنان را در زير چتر اطاعت اميرالمؤمنين قرار داد و سرکشي و نافرماني آنها را از بين برد! 

حضرت علي -رضي الله عنه- سپاهي را براي سرکوبي مخالفان در شام به رهبري معاويه – به خاطر شورش و نافرماني – بسيج نمود و از استانداران خود در بصره، کوفه و مصر خواست مردم را براي جنگ با مخالفان در شام بسيج کنند! 

حسن‌بن علي -رضي الله عنهما- نزد پدر رفت و او را به تأمل بيشتر و خودداري از اقدام به جنگ عليه اهل شام و گذشت و تسامح فراخواند! او گفت: پدر! هر گاه مشکل قصاص قاتلان عثمان حل شود، آن مردم از نافرماني دست برخواهند داشت و به شما خواهند پيوست! 

اما حضرت علي -رضي الله عنه- پيشنهاد حضرت حسن را رد نمود. همين پيشنهاد را هم زيادبن حنظله تميمي با او در ميان نهاده بود، که با او هم مخالفت کرده بود.[1]» 

اما پيش از آنکه براي جنگ با اهل شام حرکت کند، اخبار نگران‌کننده‌اي از مکه در مورد اتفاق نظر طلحه و زبير و عايشه در مورد درخواست از حضرت علي براي تسريع در مجازات قاتلان حضرت علي – که اکنون بسياري از آنها جزو لشکريان حضرت علي شده بودند – مي‌رسيد! 

طلحه و زبير و عايشه -رضي الله عنهم- از تأخير حضرت علي در اقامه حد شرعي بر قاتلين حضرت عثمان و اجراي اين تکليف ناراحت بودند و حجّت و برهان او را در مورد اسباب تأخير نمي‌پذيرفتند! 

بر همين اساس آنان بر اين باور بودند که – براي جلوگيري از تفرقه و پراکندگي بيشتر ميان مسلمانان و هشدار به آنهايي که قصد براندازي و قتل خليفه مسلمانان را دارند – هر چه زودتر اين کار بايد انجام بگيرد و مردم را براي حمايت از اين خواسته ترغيب مي‌کردند! تا فشار بيشتري را بر حضرت علي براي اجراي حکم قصاص شورشيان برانداز و قاتل و اتباع عبدالله بن سبأ وارد نمايند. 

اجتماع بزرگي از مردم مکه با حضور طلحه و زبير و عايشه تشکيل گرديد و در مورد درخواست مجازات قاتلان از حضرت علي اتفاق نظر پيد کردند و بر آن شدند که براي پيگيري اين هدف راه بصره را در پيش بگيرند! 

شتري را به نام عسکر که يعلي‌بن اميه از يمن خريداري کرده بود، براي حضرت عايشه -رضي الله عنها- آماده نمودند! اما ديگر همسران رسول خدا حاضر نشدند براي رفتن به بصره او را همراهي کنند! و حضرت عايشه و طلحه و زبير و عده‌اي ديگر بلافاصله راهي شهر بصره شدند! 

حضرت عايشه مي‌گفت: به راستي عثمان مظلومانه به شهادت رسيده و تا زماني که آن شورشيان و غوغاسالاران زمام امور را در دست داشته باشند اوضاع سر و سامان پيدا نخواهد نمود، به همين خاطر – براي سرکوبي شورشيان قاتل انتقام کشته شدن حضرت عثمان و قصاص از قاتلان او را خواستار شويد و از آنان انتقام بگيرند تا اسلام عزت 