 بصره به مدينه آمده بودند، عليرغم آگاهي از طرح و توطئه و مقاصد آنها، اقدامي را انجام نداد، و آنان را براي ترک مدينه و بازگشت به محل سکونت خود آزاد گذاشت! 

اما باند سبأيه در مورد وارد شدن به اقدام عملي نهايي با هم اتفاق نظر پيدا کردند و تصميم گرفتند حضرت عثمان را مورد تهاجم قرار داده و او را بر سر دو راهي استعفا و يا کشته شدن قرار دهند! 

طرح آنان اين بود که در ايام حج از مناطق سه‌‌گانه مصر و کوفه و بصره به همراه ديگر حجاج و در لباس حاجي به مدينه بيايند. و بالاتفاق بگويند که قصد حج و زيارت دارند. و هنگامي که مردم شهر مدينه به قصد اداي مراسم حج در مکه حرکت کردند و شهر نسبتاً خلوت شد و مردم سرگرم اداي مناسک حج در مکه شدند از اين فضاي خالي مناسب به وجود آمده استفاده کرده و براي تحت فشار قرار دادن عثمان به استعفا يا کشتن، خانة او را محاصره نمايند![2]» 

باند برانداز عبدالله بن سبأ در پنهاني اين نقشة شيطاني خود را کشيدند اما با کمال تأسف مسلمانان از اين توطئه شوم آنان بي‌خبر بودند! 

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1]- براي تفصيل بيشتر به کتاب «العواصم من القواصم»: ابن العربي مراجعه شود. 

[2]- تاريخ طبري: ج 4 ص 348در ماه شوال سال سي و پنج هجري پيروان و هواداران اين گروه همراه با حجاج و در لباس حاجيان از مملکت مصر حرکت کرده و به نزديکي مدينه رسيده بودند! 

آنها به چهار گروه تقسيم شده و براي هر گروه امير و رئيسي را تعيين نموده بودند و آن چهار امير نيز داراي امير بودند، و عبدالله بن سبأ شيطان بزرگشان نيز آنان را همراهي مي‌کرد. 

چهار رئيس آنان عبارت بودند از عبدالرحمن بن عديس البلوي، و کنانه‌بن بشر تجيبي، سودان بن حمران سکوني و قتيره بن فلان‌سکوني! 

امير همة آنان نيز غافقي بن حرب‌العکّي بود! 

تعداد افراد هر چهار گروه آنان يک هزار نفر بود!

باند عبدالله بن سبأ در کوفه نيز در چهار گروه و در مجموع در تعداد يک هزار نفر به طرف مدينه حرکت کردند و رؤساي گروه‌ها عبارت بودند از: زيدبن صوحان عبدي، اشتر نخعي، زيادبن نضرحادثي و عبدالله بن اصم. و امير همة آنها را عمربن اصم بود. 

سبأيان بصره نيز به چهار گروه تقسيم شده و آنان نيز يک هزار نفر بودند و رؤساي گروه‌ها عبارت بودند از حکيم‌بن جبله عبدي، دريح بن عباد عبدي، بشر بن شريح قيسي و ابن المخرّش ابن عبدحنفي. 

رياست همة آنها بر عهدة حرقوص بن زهير سعدي بود. 

بدين ترتيب توطئه‌ برزگي توسط سبأيان تدارک ديده شده بود، اما مسلمانان از حقيقت هدف آنان بي‌خبر بودند! 

بيش از سه هزار نفر از اتباع و هواداران اين گروه برانداز در ظاهر براي اداي مناسک حج، اما در واقع با هدف برکناري ويا کشتن خليفه روانة مدينه شدند! 

عبدالله بن سبأ براي نظارت بر اجراي طرح‌هاي خود و نزديکي اجراي توطئه‌ يهودي و ابليسي‌اش آنها را همراهي مي‌کرد و از شادماني در پوست نمي‌گنجيد! 

سبأيان مصر (در ظاهر) طرفدار خلافت حضرت علي، کوفيان مي‌خواستند زبيربن عوام و سبأيان بصره مي‌خواستند طلحه بن عبيدالله را در مقام خلافت ببينند![1]» 

در حالي که آن سه صحابي بزرگوار – علي و طلحه و زبير – با آنان هيچ ارتباطي نداشتند و در مورد توطئة آنها عليه حضرت عثمان و حقيقت اهداف آنان کاملاً بي‌اطلاع بودند! 

اما سران باند فريبکار سبأيه به آن بزرگواران دروغ بسته بودند و هواداران ساده دل و بي‌خبر و آشوب طلب خود را فريب داده و گفته بودند که ما با آنان در ارتباط قرار داريم و مکاتبه نموده و به دستور آنان به اين حرکت دست زده‌ايم! 

سبأيي‌هاي مصر به دروغ به پيروان خود مي‌گفتند: ما به دستور علي اين تلاش‌ها و تحرکات را انجام مي‌دهيم!؟ 

سبأيي‌هاي کوفه نيز به پيروان خود مي‌گفتند: ما با هماهنگي و اطلاح زبيربن عوام به اين اقدامات دست زده‌ايم! 

همچنين سبأي‌هاي بصره به پيروان ساده دل خود گفته بودند: ما اين اقدام را به علم و اطلاح طلحه بن عبيدالله انجام مي‌دهيم! 

اما همچنان که گفته شد: دامن اصحاب بزرگوار رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- از اين اتهامات پاک بوده است. 

اتباع و هواداران گروه سبأيه در محلي به نام «ذالخشب»، سبأيان کوفه در «الأعوص» و سبأيان مصر در «ذالمروه» اردو زدند! 

رهبران و امراي آنان از آنها خواستند که همة احتياط‌هاي لازم را رعايت کنند و براي ورود به مدينه از خود شتاب به خرج ندهند! تا مردم مدينه متوجه هدف آنها نشوند و دستشان رو نشود! 

رؤسا و امراي باند سبأيه دو نفر از رهبران شاخه کوفه را به نام‌هاي زيادبن نضر و عبدالله بن اصم را مخفيانه به داخل مدينه فرستادند، تا از اوضاع و احوال داخل شهر اطلاعات لازم را کسب کنند، و از آنچه که مردم مدينه در اختيار دارند، مطلع شوند! 

آنان وارد مدينه شدند و با برخي از مردم در لباس حجاج تماس گرفتند و با حضرت علي و طلحه و زبير -رضي الله عنهم- و تعدادي از همسران رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- ملاقات نمودند! 

آنان در ملاقات‌هاي خود مي‌گفتند: ما به قصد حج بيت‌الله الحرام از کوفه و مصر و بصره آمده‌ايم و در فاصله سه شبانه روزي مدينه مستقر شده‌ايم، هدف ما از آمدن به مدينه چيزي به غير از ملاقات با عثمان و اظهار شکايت از تعدادي از واليان و کارگزاران و تقاضاي عزل آنها نيست! 

آنان از کساني که با آنها ملاقات کرده بودند، براي ورود دسته‌جمعي به مدينه اجازه مي‌خواستند! 

اما هيچيک از آنها به خاطر آنکه سرکردگان فتنه و آشوبشان مي‌دانستند، با ورود آنان به مدينه موافقت نکردند! که براي چيدن ثمر فتنه‌اي که بر زمين پاشيده بودند، آمده باشند! زيرا اگر آنان قصد حج بيت‌الله الحرام دارند چرا به طرف مکه حرکت نمي‌کنند! و در حالي که در ماه شوال قرار دارند، چرا مي‌خواهند وارد شهر مدينه شوند!؟

در عين حال مردم مدينه از حقيقت اهداف آنان در بي‌‌اطلاعي به سرمي‌بردند! 

آن دو نفر به ميان جمع اتباع سبأيه در اطراف مدينه بازگشتند و آنان را در جريان اقدامات خود قرار دادند و به آنها گفتند: که اهل مدينه از حقيقت قصد و هدف آنها اطلاعي ندارند، اما در مورد آنان دچار شک و ترديد شده و مراقبشان هستند! 

رهبران گروه عبدالله بن سباي يهودي، اوضاع و احوال جديد را در نشستي مورد برسي قرار دادند و در نهايت تصميم‌گرفتند، از هر يک از شهرهاي کوفه، بصره و مملکت مصر چند نفر را براي تماس و هماهنگي با اصحابي که گمان مي‌کردند ممکن است با آنها همکاري کنند، تماس بگيرند! 

آن چند نفري که اهل مصر بودند به ملاقات حضرت علي و کوفيان به ملاقات زبير و بصريان به ملاقات طلحه رفتند! 

هر يک از آنها با خود مي‌گفتند اگر اهل مدينه با فرد مورد نظر ما بيعت کنند، ما به هدف خود رسيده و کاري به کار آنان نخواهيم داشت و در صورتي که از بيعت با او سرباز زدند، طرح و توطئه‌هاي خود را عملي مي‌نماييم و در ميان آنها تفرقه و چنددستگي به وجود مي‌آوريم وبه دنبال آن در فرصت مناسبي بر آنها يورش مي‌بريم و با 