گاه، يکروز، دستور داد که هر يک از همراهانش اسير خودش را بکشد. ابن‌عمر و همراهانش از اين فرمان خالد سرپيچي کردند. وقتي به نزد نبي‌اکرم -صلى الله عليه وسلم- بازگشتند، و ماجرا را براي آنحضرت بازگفتند، دستانشان را به دعا برداشتند و دو مرتبه گفتند:

(اللهم إني أبرأ إليک مما صنع خالد) [1].

«بارخدايا، من به درگاه تو از اين کاري که خالد کرده است برائت مي‌جويم!؟»

کساني که اسيرانشان را کشته بودند، همه از بني سليم بودند. مهاجرين و انصار هيچيک چنين کاري را نکرده بودند. رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- علي را فرستادند تا خونبهاي کشتگان بني‌جذيمه را به بازماندگانشان بپردارد، و اموالي را که از آنان غارت شده بود، به آنان بازگرداند. فيمابين خالد و عبدالرحمان بن عوف نيز بگومگو و دردسري پيش آمد. خبر به نبي‌اکرم -صلى الله عليه وسلم- رسيد. فرمودند:

(مهلاً يا خالد! دع عنک أصحابي، فوالله لو کان أحد ذهبا ثم أنفقته في سبيل‌الله ما أدرکت غدوة رجل من أصحابي ولا روحته) [2].

«دست از ياران من بدار، اي خالد! بخدا، اگر کوه احد سراسر زر ناب گردد، و تو همه آن را در راه خدا انفاق بکني، بر ثواب و پاداش يک بامداد يا شامگاهان اصحاب من دست نخواهي يافت!»
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- صحيح البخاري،  ج 1، ص 450، ج 2، ص 622.
[2]- تفاصيل اين غزوه و فتح مکه از سيرةابن‌هشام (ج 2، ص 389-437) و صحيح بخاري (کتاب فضائل اصحاب النبي، ح 3673) و فتح الباري (ج 8، ص 3-27) وصحيح مسلم (ج 1، ص 437-439، ج 2، ص 102-103، 130) و زاد المعاد، ج 2، ص 160-168 نقل شده است.اين بود غزوهء فتح مکه، آن نبرد سرنوشت‌ساز و تعيين کننده، و آن فتح اعظم که مرگ قطعي و تنيت و بت‌پرستي را رقم زد، و در سراسر جزيره‌العرب، کوچک‌ترين ميدان و مجالي براي آن باقي نگذاشت، و راه هرگونه تبليغ و توجيه را به نفع بتان و آيين بت‌پرستي بست. همة قبايل عرب چشم‌ انتظار بودند که ببينند بالاخره سرانجام کشمکش و نبردي که ميان مسلمانان و بت‌پرستان درگرفته است، چه خواهد بود؟! از سوي ديگر، قبايل عرب نيک مي‌دانستند که بر حرم امن الهي جز آن کسي که برحق باشد؛ تسلط نخواهد يافت! اين اعتقاد قطعي مدتها بود که براي آنان به ثبوت پيوسته بود؛ بيش از نيم قرن پيش اين مطلب برايشان جا افتاده بود، زيرا مردم با چشمان خويش ديده بودند که اصحاب فيل آهنگ اين خانه را کردند، و همه يکجا هلاک شدند، و همانند علف و گياه نيمخوردة ستوران متلاشي گرديدند.

صلح حديبيه مقدمه و زمينه‌اي بود براي فتح بزرگ، مردم از جانب يکديگر ايمني يافتند، و با يکديگر گفتگو آغاز کردند، و به مناظره دربارة اسلام پرداختند. مسلماناني که در مکه متواري بودند، توانستند دينشان را آشکار سازند، و مردم را بسوي آن دعوت کنند، و دربارة عقايدشان مناظره کنند. بر اثر پديد آمدن همين محيط سالم، عدة زيادي اسلام آوردند؛ چنانکه آمار لشکريان اسلام که در جنگ‌هاي پيشين هيچگاه از سه هزار فراتر نرفته بود، ناگهان بر ده هزار بالغ گرديد.

اين نبرد تعيين کننده و سرنوشت‌ساز چشمان مردمان را باز کرد، و آخرين حجاب‌هايي را که ميان ديدگان مردم و اسلام حايل گرديده بودند، کنار زد؛ و با اين فتح بزرگ مسلمانان بر مواضع ديني و سياسي هر دو در سراسر طول و عرض جزيره‌العرب دست يافتند، و رهبري ديني و زمامداري سياسي يکجا به آنان منتقل گرديد.

با اين ترتيب، برنامه‌اي که به سود مسلمانان به دنبال صلح حديبيه آغاز شده بود، با اين فتح مبين تماميت يافت و به کمال رسيد، و از آن پس، برنامة ديگري که باز هم به سود مسلمانان بود آغاز گرديد، و مسلمانان به طور کامل زمام همة امور را در دست گرفتند، و براي اقوام عرب راهي جز اين باقي نماند که گروه گروه به ديدار رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- بشتابند، و به اسلام گردن بنهند، و دعوت اسلام را به سراسر جهان برسانند، و براي اين کار، از دو سال پيش آمادگي لازم را پيدا کرده بودند.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:373.txt">سوّمين مرحلة جهاد و دعوت پيامبر</a><a class="text" href="w:text:374.txt">انگيزهء جنگ</a><a class="text" href="w:text:375.txt">دشمنان اسلام در اوطاس</a><a class="text" href="w:text:376.txt">جاسوسان دشمن</a><a class="text" href="w:text:377.txt">نيروهاي اطلاعاتي پيامبر</a><a class="text" href="w:text:378.txt">عزيمت پيامبر از مکّه به حُنين</a><a class="text" href="w:text:379.txt">غافلگير شدن سپاهيان اسلام</a><a class="text" href="w:text:380.txt">فراخوان سپاهيان و گرم شدن تنور جنگ</a><a class="text" href="w:text:381.txt">شکست سراسري سپاه دشمن</a><a class="text" href="w:text:382.txt">عمليات تعقيب و گُريز</a><a class="text" href="w:text:383.txt">ميزان غنايم جنگ حُنين</a><a class="text" href="w:text:384.txt">غزوهء طائف</a><a class="text" href="w:text:385.txt">تقسيم غنائم در جعرانه</a><a class="text" href="w:text:386.txt">خشم گرفتن انصار بر پيامبر</a><a class="text" href="w:text:387.txt">ورود نمايندگان هوازن</a><a class="text" href="w:text:388.txt">اداي عُمره و بازگشت به مدينه</a><a class="text" href="w:text:389.txt">اعزام بعثه ها و سَريه ها</a></body></html>فصل سيزدهم
جنگ حُنَين
سوّمين مرحلة جهاد و دعوت پيامبر
به واپسين مراحل زندگاني پيامبربزرگ اسلام رسيده‌ايم. در اين مرحله بود که نتايج و دستاوردهاي دعوت اسلامي حضرت رسول‌اکرم -صلى الله عليه وسلم- به دنبال مجاهدت‌هاي طولاني و رنج‌ها و دشواري‌هاي بسيار، و آشوب‌ها، و نابساماني‌هاي فراوان، و نبردها و جنگ‌هاي خونين، در طول بيست و اندي سال، مشهود مي‌گرديد.

فتح مکه بزرگترين فتحي بود که طي اين ساليان مسلمانان بر آن دست يافته بودند، و در پرتو اين فتح بزرگ مسير گردش روزگار دگرگون گرديده بود، و محيط و فضاي عربستان متحوّل شده بود؛ چنانکه اين فتح سرفصلي تعيين کننده را ميان دوران پيش از آن و دوران پس از آن تشکيل مي‌داد. زيرا، قريشيان در نگاه عرب‌نژادان حاميان دين و پشتيبانان آيين به شمار مي‌آمدند، و اعراب در اين زمينه تابع آنان بودند. بنابراين، گردن نهادن قريش به دين اسلام، با مرگ قطعي آيين وَثَنيت و رسوم بت‌پرستي در سراسر عربستان مساوي بود.

حوادث و رويدادهاي اين مرحله را مي‌توان در دو لوحة جداگانه ثبت کرد: يکي، لوحة جهاد و قتال و کارزار؛ و ديگري، لوحة پيشدستي ملّتها و قبايل بر يکديگر براي گردن نهادن به آيين اسلام.

اين دو لوحه- در واقع- همه جا به يکديگر چسبيده و پيوسته‌اند، و در سراسر اين مرحله متناوباً رُخ مي‌نمايند، و رويدادهاي مندرج در هر يک از اين دو لوحه در خلال رويدادهاي آن لوحة ديگر اتفاق افتاده‌اند؛ امّا، با وجود اين، در طراحي اين مباحث، ترجيح را بر آن نهاديم که گزارش رويدادهاي مندرج در اين دو لوحه را به صورت متمايز از يکديگر بياوريم، و نيز، نظر به اينکه لوحة جهاد و کارزار با مباحث پيشين چسبندگي بيشتري داشت، و مناسبت آن با فصول گذشته بيشتر بود، در ترتيب فصول و مباحث، اين لوحه را مقدم گردانيديم.
انگيزهء جنگ
فتح مکّه به دنبال يک حملة ضربتي و برق‌آسا از سوي مسلمانان انجام پذيرفت. اين حملة ناگهاني، قبايل مجاور مکّه را 