<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml"> آيهء تطهير و ارتباط آن با عصمت ائمه</a></body></html>حديث کساء دليلی برای اثبات نظر ما، اهل سنت است و نمی‌تواند دليل اهل تشيع باشد!

علاوه بر آنچه گفته شد باید بگوییم با دقت در این مساله معلوم می ‌شود که حدیث کساء دلیلی برای اثبات نظر ما، اهل سنت است و نمی ‌تواند ادعای اهل تشیع را مبنی بر عصمت ائمه اثبات کند؛ چون این حدیث قرینة واضح و روشنی است بر اینکه منظور از آیه همسران پیامبر هستند. چون اگر آیه در خصوص اصحاب عبا نازل می ‌شد دعای پیامبر –صلى الله عليه وسلم- برای آنها معنی نداشت، و در آن صورت انگیزة آن، چه می‌توانست باشد با اینکه بدون دعای او از همان اساس قطعی و مسلم گردیده است؟! 

پس پیامبر –صلى الله عليه وسلم- در دعای خویش از خداوند می‌خواهد که با لطف و رحمت بیکران خویش کسانی را که پیامبر –صلى الله عليه وسلم- برایشان دعا کرده، مشمول حکم آیه قرار دهد، چون می ‌داند که آیة خطاب به همسران او نازل شده است. و اگر پیامبر –صلى الله عليه وسلم- به طور قطعی می ‌دانست که آل ‌عبا مشمول حکم آیه است، هرگز بر ایشان دعا نمی ‌کرد. آمدن يک کلمه با صيغة عام در حالی که منظور از آن يک چيز خاص است

آمدن یک کلمه با صیغة عام در حالی که منظور از آن یک چیز خاص است، مفهومی است آشنا و معروف در زبان عربی؛ اما به شرطی که قرینه ‌هایی دال بر این باشد که معنی عام در نظر گرفته نشده است. قرینه می ‌تواند حالیه باشد یا لفظی قرینة حالیه مانند اینکه خداوند متعال می ‌فرماید: ﴿إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاَ فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعاً﴾. (القصص: 4).

«فرعون در زمين (مصر) برترى ‏جويى كرد، و اهل آن را به گروه ‏هاى مختلفى تقسيم نمود».

 در این آیه کلمة «ارض» (زمین) و «اهلها» (اهل آن) عام هستند اما منظور از آن سرزمین مصر و اهل مصر می ‌باشد که با وجود عام بودن این کلمات مفهوم و مراد آنها خاص است. و قرینه برای چنین معنای خاصی این است که از نظر تاریخی ما به طور قطع می ‌دانیم که فرعون بر همة زمین در عالم حکومت نکرده است. 

همچنین خداوند متعال دربارة بادى كه برقوم عاد فرستاد می ‌فرمايد: ﴿تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ بِأَمْرِ رَبِّهَا﴾. (الأحقاف: 25). «همه چيز را بفرمان پروردگارش در هم می ‌كوبد و نابود می ‌كند». پس لفظ ﴿كُلَّ شَيْء﴾ عام است ولکن قرینه‌ اى كه بعد از آن آمده دلالت بر خصوص می ‌كند و بعد از آن خداوند می ‌فرمايد: ﴿فَأَصْبَحُوا لاَ يُرَى إِلاَّ مَسَاكِنُهُم﴾. (الأحقاف: 25). «آنها صبح كردند در حالى كه چيزى جز خانه ‏هايشان به چشم نمى‏ خورد». معنى را از عام به خاص تغيير داد زيرا مساكن را در بر نگرفت در حالى كه اول گفته بود همه چیز ﴿كُلَّ شَيْء﴾   .

 کلمة «اهل بیت» که در آیة مذکور (آیه تطهیر) آمده گرچه با صیغة عام آمده اما قرینه ‌هایی وجود دارند که وقتی به گوش شنونده بخورد چنین می ‌رساند که منظور از آن، همسران پیامبر بوده ‌اند این قریـنه ‌ها عبـارتـند از: 1 ـ معنی حقیقی کلمة «اهـل البیت» که معنی حقیقی آن زن و همسر است. 2 ـ سیاق آیـه و سبب نـزول. 3 ـ هیچ قرینه ‌ای وجود نداشت تا پیامبر –صلى الله عليه وسلم- به طور قطعی بداند که منظور و مراد عام است از این ‌رو ایشان –صلى الله عليه وسلم- برای آل ‌عبا دعا کرد. و همچنین دعای پیامبر –صلى الله عليه وسلم- می ‌تواند قرینه و بیانگر دو چیز برای ما باشد: 

نخست، اینکه قبل از همه چیز منظور و مراد آیه زنان پیامبر می ‌باشند. 

دوم، اینکه از دعای پیامبر –صلى الله عليه وسلم- ثابت می‌شود که بقیة اهل بیت هم مشمول حکم آیه هستند، و اگر دعای پیامبر –صلى الله عليه وسلم- نمی بود ما نمی ‌توانستیم به طور قطعی بدانیم که بقیة اهل بیت مشمول حکم آیه هستند.

اما منحصر کردن آیه به آل ‌عبا و خارج ساختن همسران پیامبر –صلى الله عليه وسلم- از آن از چند جهت باطل است!!

1 ـ معنی لغوی اهل بیت، زنان مرد و کسانی که با او در یک خانه زندگی می ‌کنند می ‌باشد. و به هنگام نزول آیه در خانة پیامبر –صلى الله عليه وسلم- جز همسرانش کسی دیگر از اهل بیت نبود. 

2 ـ معنی حقیقی اهل، همسر است. اما اهل قرار دادن خویشاوندان، از روی مجاز است. قبلاً گفتة راغب اصفهانی را بیان کردیم که گفت: اهل مرد در اصل کسانی هستند که با او در یک خانه زندگی می ‌کنند سپس این مفهوم را تعمیم داده‌ و گفته ‌اند: اهل بیت مرد یعنی خویشاوندان او. تنها زمانی می‌ توان یک کلمه را بر معنی مجازی حمل کرد که دو چیز باشد: الف ـ مانع, ب ـ قرینه. 

باید ابتدا مانعی باشد که مانع حمل آن کلمه بر معنی حقیقی باشد و سپس قرینه ‌ای باشد که آن کلمه را به معنی مجازی آن برگرداند. در اینجا اگر آیة مذکور بر معنی حقیقی خود که همسر است حمل شود، هیچ مانعی نیست بلکه به هنگام نزول آیه حتی قرینه ‌ای نیست که عام بودن مفهوم آیه را ترجیح دهد تا چه برسد به اینکه آن را در معنی مجازی منحصر گرداند.

3 ـ سبب نزول: همسران پیامبر –صلى الله عليه وسلم- سبب نازل شدن آیه بودند، و قبل از همه چیز سبب داخل در حکم است؛ از این ‌رو وقتی ام سلمه در مورد اینکه با آل ‌عبا وارد شود گفت: آیا مگر من از اهل بیت تو نیستم؟! پیامبر –صلى الله عليه وسلم- در جوابش فرمود: تو از اهل بیت من هستی و تو بر خیر هستی، یعنی قبلاً چنین خیری شامل حال تو شده است و انگیزه ‌ای برای داخل شدن تو با آنها نیست، چون سبب نزول آیه تو هستی. و همین است مفهوم گفتة پیامبر –صلى الله عليه وسلم- چنان که در روایتی دیگر آمده: تو بر خیر هستی؛ تو از همسران پیامبر می ‌باشی. این بدان معناست که اگر آل ‌عبا از اول مشمول حکم آیه می ‌بودند، پیامبر –صلى الله عليه وسلم- برایشان دعا نمی‌کرد. 

4 ـ سیاق آیات: سیاق از اینکه سخنی بیگانه و دیگری (یعنی در غیر همان موضوع) در میان دو سخن که برای یک هدف و مقصود ارائه شده ‌اند منع می‌کند وگرنه هر گاه در وسط کلام، سخن بی‌ ربطی بیاید سخن بی‌ ارزش و زشت می ‌گردد. باید کلام پروردگار را از آن منزه دانست، پس عصمت افرادی مشخص با اموری که ویژة کسانی دیگر هست چه ربطی دارد که باید در میان مسایل مربوط با آنها بیان شود؟! 

5 ـ منظور آیة خانة پیامبر –صلى الله عليه وسلم- است نه خانة کسی دیگر: به هنگام نزول آیه همسران پیامبر -صلى الله عليه وسلم- در خانة او بودند و خانة پیامبر از خانه علی -رضي الله عنه- جدا بود. و امکان ندارد که به ذهن پیامبر یا کسی دیگر چنین خطور کند که منظور از فرمودة: «اهل البیت» اهل بیت علی هستند، بلکه فقط منظور خانة پیامبر است. و هر کس که معتقد است اهل بیت یعنی فقط آل ‌عبا، از سخن او چنین بر می‌آید که آیه فقط خاص اهل بیت علی است نه اهل بیت پیامبر، و گویا پیامبر در این آیه علی هست و فرقی ندارند؛ چون اگر ما پیامبر را برداریم و به جای او علی را بگذاریم، معنی آیه تغییر نمی‌کند. و همچنین این مفهوم را هم لغو کرده‌ایم که پیامبر خود خانه‌ای مخص