. اما اگر بعضی از کسانی که بدون احتیاط و هیچ گونه بررسی و تحقیق مثل احادیث بسیار دیگری از این نوع، ریز و درشت آن را گردآوری کرده روایت می‌کنند، امثال این احادیث و علم این افراد به اتفاق همه علمای مسلمین قابل استدلال نبوده و لزومی در پیروی از آنها وجود ندارد. حال اینکه خداوند دروغ را بر ما حرام کرده است. جایز نیست که ما سخنی را به خدا ببندیم که از آن بی‌خبر و بی‌آگاهیم. به صورت تواتر و سلسله‌وار از پیامبر ص روایت شده است که فرمود: «من كذب عليّ متعمداً فليتبوأ مقعده من النار(1) ».
«هر کس عمداً بر من دروغی ببندد، برای خودش جایی در جهنم آماده کند».
دوم: این حدیث به اتفاق کسانی که با حدیث آشنایی دارند دروغ و ساختگی است. هرکسی هم که کم‌ترین شناختی از احادیث دارد، می‌داند که این حدیث ساختگی بوده و هیچ یک از ائمه حدیث در کتاب قابل اعتمادی آن را روایت نکرده‌اند. نه در کتابهای حدیثی صحیح، نه در کتابهای سنن، و نه کتابهای مسند قابل قبول، روایت نشده است.
سوم: جایز نیست امثال این سخن را به پیامبر ص نسبت داد. زیرا گوینده آن دروغگو است و پیامبر ص نیز پاک و منزه از دروغ است. دروغ بودن آن به خاطر این است که، سرور مسلمانان، پیشوای متقیان و رهبر کسانیکه در قیامت به خاطر عباداتشان می‌درخشند [الغر المحجلین] به اتفاق همه مسلمانان خود پیامبر ص است.
اگر کسی بگوید: علی(رض) بعد از او سرور آنهاست.
در جواب گفته می‌شود: در متن حدیث دلیلی برای این تأویل وجود ندارد. بلکه منافی آن است. زیرا مسلمانان برتر، متقی و بی‌نظیر در صدر اسلام بوده‌اند و آنها نیز در زمان پیامبر ص سرور، پیشوا و رهبری غیر از ایشان نداشتند. حال چگونه پیامبر از امری که هنوز فرا نرسیده است خبر می‌دهد. اما خبر دیگری را که بیشتر به آن نیاز دارند ترک می‌کند که حکم آنها در حال حاضر است؟ سپس اینکه رهبر روز قیامت خود پیامبر ص می‌باشد، پس علی(رض) رهبر چه کسانی خواهد بود؟
مسأله دیگر اینکه شیعه گمان دارند که اکثر مسلمانان صدر اسلام و غرّ المحجلین کافر یا فاسق شده‌اند. با این حال علی(رض) رهبری چه کسانی را بر عهده خواهد گرفت؟
سپس اینکه سرور و پیشوا و رهبر بودن علی(رض) بعد از پیامبر ص خیلی روشن است که دروغی بیش نیست، و پیامبر ص نیز هیچ وقت چنین حرفی نزده است. بلکه پیامبر ص خیلی ظاهر و آشکارا به صورتی که عام و خاص متوجه می‌شدند ابوبکر و عمر را بر او برتری می‌داد. حتی مشرکین نیز این قضیه را می‌دانستند.
همین طور آنجا که در روایتش می‌گوید: «او دوست هر مؤمنی بعد از من است» بر پیامبر ص دروغ بسته است. بلکه پیامبر ص در زمان حیات و وفات خود دوست هر مؤمنی بوده و هرمؤمنی نیز در زمان مرگ و زندگی دوست ایشان است. آن دوستی که ضد دشمنی است اختصاص به زمان ندارد.
اما جایی که می‌گوید: «تو از منی و من از تو هستم» در غیر این حدیث درست بوده و در جاهای دیگری روایت شده است. پیامبر ص درباره طایفه أشعری فرمود: «آنها از من بوده و من از آنها هستم» همان طور که به علی(رض) فرمود: «تو از من هستی و من نیز از تو هستم» و به جلیبیب نیز فرمود: «این از من بوده و من نیز از او هستم(2) ». پس معلوم می‌شود که این سخن بر امامت دلالت نمی‌کند. همچنین دلالت نمی‌کند بر اینکه هر کس در باره او چنین سخنی گفته شده است برترین اصحاب پیامبر ص است.
-----------------------------------------------------
1) صحیح بخاری،(1/33)، صحیح مسلم، (4/2298-2299).
2) نگا: صحیح مسلم، (4/1918-1919).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:209.txt">فصل (151)  بطلان ادعای رافضی در مورد دلالت دو حدیث (ثقلین) و (کشتی) بر امامت علی(رض)</a><a class="text" href="w:text:210.txt">فصل (152)  بطلان ادعای رافضی در مورد دلالت احادیث دروغ و جعلی که دلالت بر محبت علی(رض) است آنر دلیل بر امامت وى دانسته است.</a><a class="text" href="w:text:211.txt">فصل (153)  رافضی به احادیثی استناد می‌کند که مخالفین علی را تکفیر می‌نماید و ما به آن پاسخ می‌دهم </a><a class="text" href="w:text:212.txt">فصل (154)  موقف رافضی در مورد اخبار و آثار و بيان بطلان دلالت آن</a><a class="text" href="w:text:213.txt">فصل (155)  بطلان استناد رافضی به زهد علی(رض) مبنی بر امام بودنش</a><a class="text" href="w:text:214.txt">فصل (156)  بطلان ادعای رافضی در مورد اینکه علی دنیا را سه طلاق داده است و برخی از مسائل دیگر</a><a class="text" href="w:text:215.txt">فصل (157)  زاهد بودن دلیل بر سزاوار بودن امامت نیست چنانچه رافضی ادعا دارد</a><a class="text" href="w:text:216.txt">فصل (158)  بطلان ادعای رافضی مبنی بر اینکه عابد بودن علی موجب امامت وی می‌گردد</a><a class="text" href="w:text:217.txt">فصل (159)  پاسخ به ادعای رافضی بر اینکه علی (رض) داناترین مردم بود</a><a class="text" href="w:text:218.txt">فصل (160)  پاسخ به ادعای رافضی بر اینکه میگوید آیۀ ﴿وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ﴾. در مورد علی (رض) نازل شده است</a></body></html>رافضی می‌گوید: دهم: آنچه اهل سنت از سخنان پیامبر خدا ص روایت کرده اند: که همانا من در میان شما چیزی را می‌گذارم اگر به آن تمسک جویید هرگز گمراه نشوید، کتاب خدا و خانواده‌ام (عترتم)، و آن دو هرگز از هم جدا نشوند تا بر لب حوض کوثر به نزد من آیند.
و می‌گوید: خانواده‌ام در میان شما مانند کشتی نوح است! هرکس سوارش شود نجات یابد، و هر کس تخلف کند غرق شود، و این دلالت بر وجوب تمسّک به سخنان اهل بیت است، و علی سیّد اهل بیت است و طاعتش بر همه واجب، پس او امام است».
پاسخ به چند صورت است: اولاً: لفظ حدیث که در صحیح مسلم از زید بن ارقم روایت شده اینگونه است که: «رسول خدا ص در میان ما کنار آبی بین مکه و مدینه که آنرا خمّ می‌نامند، ایستاد» و فرمود: «اما بعد: ای مردم براستی من فقط یک نفرم در میان شما و نزدیک است که پیک پروردگارم بیاید و لبیک گویم، اما دو چیز با ارزش را برای شما می‌گذارم: یکی کتاب خدا، که در آن نور و هدایت است، پس کتاب خدا را بگیرید، و به او تمسّک جوید». سپس در مورد کتاب خدا تشویق و ترغیب بسیار فرموده، پس گفت: «و خانواده‌ام، در مورد آنها خدا را به یاد شما می‌آورم»(1) .
و این گفته دلالت دارد بر اینکه آنچه لازم است ما به آن تمسّک جوییم و متمسّک به آن هرگز گمراه نمی‌شود فقط قرآن است. و به همین صورت در احادیث دیگری هم آمده است، همچنان در صحیح مسلم از جابر در حجه الوداع روز عرفه روایت شده، هنگامیکه رسول خدا ص موعظه فرمود و گفت: «همانا در میان شما چیزی گذاشته‌ام اگر به آن چنگ زنيد هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خدا، و از شما در مورد من سؤال خواهد شد پس چه جواب خواهید داد؟» گفتند: گواهی و شهادت می‌دهیم که براستی تو تبلیغت را کردی و امانتت را ادا نمودی و نصیحتت را فرمودی، پس با انگشت شهادت که آنرا به سوی آسمان بلند می‌کرد و به سوی مردم نشانه می‌رفت فرمود: «خدایا شاهد باش» سه مرتبه آن را تكرار كرد(2) .
و امّا فرموده‌اش: «و عترتی – خانواده‌ام – و آن دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا لب حوض کوثر بر من وارد شوند»(3) .
این حدیث را ترمذی روایت کرده، و وقتی که از امام ابن حنبل در مورد ای