ارم: در صفحات پیشین ما وجوه متعددی را در اثبات بطلان چنین روایاتی ذکر نمودیم، این سخنان هم از جهات زیادی یک دروغ درباره رسول خدا ص است با این تفاوت که در این مورد اضافات زیادی آورده‌اند که در سایر موارد ذکر نشده بود، از جمله این عبارت: «وأشركه في أمري»، در اینجا تصریح کرده‌اند که علی شریک پیامبر ص در کارش بوده است، همچنانکه هارون شریک موسی بود، و این کفری صریح است که قائلان به نبوت علی یعنی غلات شیعه می‌گویند نه رافضیان.
از سویی دیگر شریک و همکار در امر لزوماً جانشین فرد نمی‌شود، اما اینان هم ادعای مشارکت و همکاری او با پیامبر ص در زمان حیاتش را دارند، و هم ادعای امامت او پس از درگذشت آن حضرت ص را.
علاوه بر این، این رافضی کذاب می‌گوید: «و این نصی در باب خود است».
ما هم به او می‌گوئیم: ای نادان! این عبارت نصی است در بیان شراکت علی با پیامبر در امور زمان حیاتشان، همچنانکه هارون شریک موسی بود، آیا حاضر هستی این را بپذیری و از استدلال به اکاذیب دروغگویان و ترهات برادران دغل کارت دست برداری؟ یا همچنان آنرا دلیل بر امامت و خلافت پس از او می‌دانی؟رافضی می‌گوید: «برهان سی و هشتم: «فرموده حق تعالی است: ﴿إِخْوَانًا عَلَى سُرُرٍ مُّتَقَابِلِينَ﴾. (الحجر: 47).
«در حالى كه همه برابرند، و بر تختها روبه‏روى يكديگر قرار دارند».
در مسند احمد به روایت زید بن ابی اوفی آمده است که: بر رسول خدا ص در مسجد آن حضرت داخل شدم، ایشان قصه مؤاخات (برادر خواندگی)‌شان ص را ذکر کردند، و علی گفت: براستی که جانم برآمد و پشتم شکست. وقتی که با یارانت چنین کردی، پس اگر این از مظاهر خشم خداوند بر من است، عاقبت و کرامت از آن توست. و برای تو محفوظ است.
آنگاه رسول خدا ص فرمود: سوگند به کسی که مرا پیامبر بر حق برگزید، تو را جز برای خودم برنگزیدم و تو برای من به منزله هارون برای موسی هستی. با این تفاوت که پس از من پیامبری نخواهد آمد. تو برادر من و وارثم هستی، و در بهشت با من در قصرم خواهی بود، و همراه دخترم فاطمه هستی. آری تو برادر و رفیق من هستی، رسول خدا ص سپس تلاوت فرمودند: ﴿إِخْوَانًا عَلَى سُرُرٍ مُّتَقَابِلِينَ﴾.
که به خاطر خدا به هم محبت می‌ورزند و یکدیگر را نظاره می‌کنند. از آنجا که برادر خواندگی مستلزم مناسبت و همشکل بودن است و تنها علی به برادر خواندگی پیامبر ص اختصاص یافته است پس او امام بر حق است».
پاسخ رافضی بر چند وجه می‌آید: یکی: درستی این روایت باید اثبات شود. حدیث مذکور در مسند احمد نیست و احمد آنرا نه در مسند و نه در کتاب «فضائل»اش هرگز روایت نکرده است. 
پسر او نیز همینطور، بنابراین گفته‌ی این رافضی که: روایت از کتاب احمد است دروغ و افترائی بر مسند است. روایت مذکور یکی دیگر از روایتهای جعلی است که قطیعی بر حاشیه مسند نوشته و علما بر کذب بودن آن اتفاق‌نظر دارند. قطیعی هم آنرا از عبدالله بن محمد بن عبدالعزیز بغوی و او از حسین بن محمد الذارع، و او از عبدالمؤمن بن عباد، از یزید بن معن از عبدالله بن شرحبیل و بالآخره او از زید بن ابی اوفی نقل کرده است.
علاوه بر این، رافضی همان روایت را هم بطور کامل نیاورده است، در اصل روایت بعد از عبارت: «و تو برادر و وارثم هستی» آمده که علی گفت: چه چیزی از تو به ارث می‌برم ای رسول خدا؟ فرمود: همان چیزی را که پیامبران پیش از من به ارث گذاشتند، گفت: آن پیامبران پیش از تو چه ارثی گذاشتند؟ فرمود: کتاب خدا و سنت پیامبرشان را.
این اسناد هم سست و تاريك است! فقط عبدالمؤمن بن عباد آنرا روایت کرده که ابوحاتم روایت او از یزید بن معن را ضعیف می‌داند و خود یزید بن معن را نمی‌شناسد، و شاید او کسی باشد که روایت را از عبدالله بن شرحبیل که خود ناشناس است، و او هم به واسطه یکی از قریشیان از زید بن ابی اوفی نقل کرده است.
وجه دوم: این حدیث به اتفاق افراد و عالمان آگاه جعلی و دروغین است.
سوم: تمام احادیث حاکی از برادر خواندگی مهاجرین با هم و انصار با یکدیگر دروغ است. پیامبر ص با علی برادر نشد و میان ابوبکر و عمر و هیچ مهاجری با مهاجری دیگر پیوند اخوت نبست، بلکه میان مهاجرین و انصار پیوند برادری برقرار کرد، مثلاً بین عبدالرحمن بن عوف و سعد بن الربیع و میان سلمان فارسی و ابودرداء و نیز میان علی و سهل بن حنیف پیمان برادرى ایجاد فرمود(1) .
این مواخاتها هم چنانکه أنس در حدیث صحیح خبر داده در خانه‌های بنی نجار انجام گرفت نه در مسجد النبی، چنانکه این رافضی در حدیث دروغینش ذکر کرده است، آری مؤاخواتها در خانه یکی از افراد قبیله بنی نجار صورت گرفت که در محله آن قبیله بنا شده بود.
چهارم: عبارت: «تو برادر و وارث من هستی، در این حدیث براساس نظر اهل سنت و تشیع باطل است چون اگر مراد از ارث، دارایی است که فاطمه از ایشان ارث می‌برد، از طرفی دیگر چگونه ارثی به پسر عمو می‌رسد در حالی که عمو یعنی عباس حی و حاضر است؟ 
علاوه بر این چرا از میان همه پسر عموهایی که همه در یک ردیف و رتبه‌اند، تنها به علی ارث تعلق بگیرد؟
و اگر بگویند که مراد از میراث علم و ولایت است, استدلالشان طبق فرموده خداوند باطل می‌شود که فرمود: ﴿وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُودَ﴾. (النمل: 16).
«و سليمان وارث داوود شد».
و ﴿فَهَبْ لِي مِن لَّدُنکَ وَلِيًّا(5) يَرِثُنِي(6)﴾. (مريم: 5-6).
«تو از نزد خود جانشينى به من ببخش. كه وارث من باشد».
چرا که لفظ «ارث» اگر بر این معنی حمل شود, بنابراین امکان دارد که این انبیاء میراث برده باشند چنانکه علی (رض) از پیامبر خدا ص میراث برد.
و اما اهل سنت و جماعت می‌دانند میراث علمی که از پیامبر خدا ص باقی ماند, به علی (رض) اختصاص نداشت, بلکه هر یک از صحابه کرام به اندازه نصیب خویش مقداری از آن میراث به دست آوردند, و علم مانند مال و دارایی نیست, بلکه امکان دارد که این شخص چیزی را میراث ببرد که شخص دیگر نتواند آن را به ارث ببرد، و در عین حال این امکان نیز هست که این شخص چیزهایی را فرا بگیرد که شخص دیگر نیز فرا گرفته است, اما در مال این حالت امکان پذیر نیست چرا که مالی را که این شخص تصاحب شد شخص دیگر نمی‌تواند همان مال را بدست آورد.
وجه پنجم: پیامبر ص به برادری با افرادی غیر از علی تصریح فرموده است، چنانکه در صحیحین آمده است که ایشان به زید فرمودند: «تو برادر و یار ما هستی(2) » ابوبکر صدیق نیز هنگام ازدواج حضرت با دخترش عایشه ك به ایشان عرض کرد: آیا برادر من نیستید؟ فرمود: «من برادرت هستم و دخترت برایم حلال است»(3) .
و در حدیث صحیح آمده که ایشان در حق ابوبکر صدیق فرمود: «ولكن أخوة الإسلام». يعني بين من و تو برادرى اسلام است. اين احاديث و امثال آن در كتب صحیح آمده است. پس دانسته می‌شد که مطلق برادری، مشابهت در همة وجود را اقتضا نمی‌کند، و نه کسی هم اینطور می‌فهمد بلکه مشابهت در بعضی وجوه دانسته می‌شود، پس چرا گفته می‌شود که: مؤاخات و پیمان برادری پیامبر خدا با علی اگر درست باشد امامت و افضلیت پس ا