که داخل در مصداق آیه نیستند برترند، علاوه بر این به معنای صلاحیت داشتن‌شان برای امامت هم نمی‌شود، چه رسد به اینکه اختصاص به آنان داشته باشد.
-----------------------------------------------
1) نگا: بخاری (4/146-147) و چند جای دیگر، و مسلم (1/305-306). 
2) نگا: بخاری (164) و مسلم (1/306). 
3) نگا: بخاری (4/146) و مسلم (1/306). <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:187.txt">فصل (131)  بطلان تفسیر باطنی و ملحدانه رافضی از آیۀ ﴿مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ﴾. در مورد علی (رض) و غیره</a><a class="text" href="w:text:188.txt">فصل (132)  بطلان ادعای رافضی در مورد دلالت آیۀ (وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ﴾. بر امامت علی(رض)</a><a class="text" href="w:text:189.txt">فصل (133)  بطلان ادعای رافضی در مورد دلالت آیۀ ﴿يَوْمَ لَا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ﴾. بر امامت علی (رض)</a><a class="text" href="w:text:190.txt">فصل (134)  بطلان ادعای رافضی در مورد دلالت آیۀ﴿أُوْلَئِکَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ﴾.  بر امامت علي(رض)</a><a class="text" href="w:text:191.txt">فصل (135)  بطلان ادعای رافضی در مورد دلالت آیۀ ﴿وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا﴾. بر امامت علی (رض)</a><a class="text" href="w:text:192.txt">فصل (136)  بطلان ادعای رافضی در مورد دلالت آیۀ ﴿وَکُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ﴾. بر امامت علی (رض)</a><a class="text" href="w:text:193.txt">فصل (137)  بطلان ادعای رافضی در مورد دلالت آیۀ ﴿وَارْکَعُواْ مَعَ الرَّاکِعِينَ﴾  بر امات علی (رض)</a><a class="text" href="w:text:194.txt">فصل (138)  بطلان ادعای رافضی در مورد دلالت آیۀ ﴿وَاجْعَل لِّي وَزِيرًا مِّنْ أَهْلِي﴾. بر امامت علی(رض)</a><a class="text" href="w:text:195.txt">فصل (139)  بطلان ادعای رافضی در مورد دلالت آیۀ (إِخْوَانًا عَلَى سُرُرٍ مُّتَقَابِلِينَ﴾. بر امامت علی(رض)</a><a class="text" href="w:text:196.txt">فصل (140)  بطلان ادعای رافضی در مورد دلالت آیۀ (عهد و پیمان) بر امامت علی (رض)</a></body></html>رافضی می‌گوید: برهان سی‌ام: فرموده حق تعالی است: ﴿مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ(19) بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا يَبْغِيَانِ(20)﴾. (الرحمن: 19-20).
«دو درياى مختلف (شور و شيرين) را در كنار هم قرار داد، در حالى كه با هم تماس دارند. در ميان آن دو برزخى است كه يكى بر ديگرى غلبه نمى‏كند (و به هم نمى‏آميزند)».
در تفسیر ثعلبی ابونعیم از ابن عباس روایت می‌کند که در فرموده: «مرج البحرین یلتقیان» منظور از دو دریا علی و فاطمه است و در «بینهما برزخ لا یبغیان» مراد از برزخ و حد فاصل پیامبر ص می‌باشد. همچنین مروارید و مرجان در آیه بعد: ﴿يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ﴾. (الرحمن: 22).
«از آن دو درياى (شور و شيرين)، لؤلؤ و مرجان خارج مى‏شود».
حسن و حسین هستند، چنین فضیلتی برای هیچ کدام از اصحاب دیگر حاصل نشده و لذا او برای امامت شایسته‌تر و اولی‌تر است. 
پاسخ این است که: چنین خزعبلاتی را فقط فردی بیمار بر زبان می‌آورد چرا که به هذیان گویی بیشتر شبیه است تا به تفسیر قرآن، و چیزی از قبیل تفسیر ملحدان و قرمطیان باطنیه از قرآن است، حتی از تفسیر آنها هم برتر است. اصولاً چنین تفسیرکردنی همچون تفسیر ملحدان و دین ستیزان، بی‌احترامی و اهانت بزرگی به قرآن و معانی والای آن است. 
رافضیان الحادات دیگری هم از همین قبیل دارند مثلاً می‌گویند: ﴿وَکُلَّ شَيْءٍ أحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ﴾. (يس: 12).
«و همه چيز را در كتاب آشكار كننده‏اى برشمرده‏ايم».
منظور از کارنامه علی است، یا ام الکتاب در: ﴿وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْکِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَکِيمٌ﴾. (الزخرف: 4).
«و آن در «ام‏الكتاب‏» (لوح محفوظ) نزد ما بلندپايه و استوار است».
علی بن ابی طالب است، و منظور از شجره ملعونه در: ﴿وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي القُرْآنِ﴾. (الإسراء: 60).
«همچنين شجره ملعونه (درخت نفرين شده) را كه در قرآن ذكر كرده‏ايم».
بنی امیه است. مانند چنین گفته‌هایی که افراد متقی و خدا ترس و مؤمنان به خدا و کتاب او هرگز آنها را بر زبان خود جاری نمی‌کنند. 
چند چیز دروغ بودن این کلام را روشن می‌کند: یکی اینکه: این آیات در سوره رحمن است که به اجماع مسلمانان سوره‌ای مکی است و حسن و حسن در مدینه متولد شدند. 
دوم: دریا نامیدن علی و فاطمه، و اینکه حسن مروارید باشد و حسین مثلاً مرجان و نکاح‌شان را مرج شمردن امری است که زبان عربی نه در مجاز و نه در حقیقت آن را بر نمی‌تابد، لذا این سخن چنانکه دروغی بر خدا و قرآن است، از لحاظ لغت عرب نیز نادرست است.
سوم: در این چیزی اضافه بر سایر آدمیزاد یافت نمی‌شود. هر کس با زنی ازدواج کند و صاحب دو فرزند شود آن دو از همین نوع هستند. 
چهارم: خداوند در آیه‌ی دیگری در مورد مرج البحرین توضیح بیشتری داده و می‌فرماید: ﴿وَهُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ ﴾. (الفرقان: 53).
«او كسى است كه دو دريا را در كنار هم قرار داد; يكى گوارا و شيرين، و ديگر شور و تلخ».
پس اگر منظور از دو دریا علی و فاطمه بود حتماً ذمی برای یکی از این دو هم می‌شد، و این به اجماع اهل سنت و شیعه بی‌اساس و باطل است. 
پنجم: وی فرمود: «میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نکنند». اگر مراد از آن دو علی و فاطمه باشد، حد فاصل و برزخ میانشان پیامبر ص به زعم آنها خواهد بود. یعنی ایشان مانع تجاوز یکی از آن دو به دیگری می‌شود و این به ذم شبیه‌تر است تا به مدح. 
ششم: ائمه تفسیر بر خلاف چیزی که رافضی گفته اتفاق نظر دارند و کسانی چون طبری و دیگران روایتی بر خلاف این روایت دروغین ذکر کرده‌اند. رافضی می‌گوید: برهان سی و یکم: فرموده حق تعالی است: ﴿وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ﴾. (الرعد: 43).
«و كسى كه علم كتاب (و آگاهى بر قرآن) نزد اوست».
ابو نعیم از ابن حنفیه روایت کرده که گفت: مقصود از او علی بن ابی طالب است. در تفسیر ثعلبی نیز از عبدالله بن سلام روایت شده که گفت: گفتم: این که علم کتاب نزد اوست چه کسی است؟ فرمود: او علی بن ابی طالب است. و این بر افضلیت او دلالت دارد پس او امام بر حق است. 
پاسخ این گفته‌ها بر چند وجه است: یکی: مطالبه صحت و درستی این نقل قول از ابن سلام و ابن حنفیه.
وجه دوم: حتی با فرض ثابت شدن و صحت این روایت، به خاطر مخالفت اکثریت روایات با آن، حجت به شمار نمی‌رود. 
سوم: این روایت به دروغ به ابن سلام و ابن حنفیه نسبت داده شده است. 
چهارم: این ادعا قطعاً باطل است چون خداوند متعال فرمود: ﴿ قُلْ کَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَکُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ﴾. (الرعد: 43).
«آنها كه كافر شدند مى‏گويند: «تو پيامبر نيستى!» بگو: «كافى است كه خداوند، و كسى كه علم كتاب (و آگاهى بر قرآن) نزد اوست، ميان من و شما گواه باشند».
اگر منظور از «کسی که دارای علم کتاب است» علی باشد معنایش آن است که محمد برای اثبات آنچه گفته پسر عمویش علی را شاهد می‌آورد، و معلوم است که شهادت دادن علی 