، ولی اینکه آن امام نیکوکار باشد و یا فاجر، مطیع اوامر خدا باشد و یا نافرمان، این مسأله دیگری است. 
اهل سنت که معتقد به امامت یکی از این افراد مثل یزید، عبدالملک یا منصور و غیره هستند، اعتقادشان به این اعتبار است و هر کس این مسأله را انکار کند انکارش شبیه انکار ولایت ابوبکر، عمر و عثمان و حکومت کسری و قیصر و نجاشی است. 
ولی اینکه یکی از این خلفاء معصوم باشد، این عقیده هیچ یک از علمای مسلمان نیست و نیز اینکه این خلفاء در همه امور عادل باشند و یا در جمیع افعال مطیع فرمان خدا باشند، این عقیده نیز باور هیچ یک از ائمه مسلمان نیست. 
در مورد شهادت حسین نیز باید گفت: شکی نیست که حسین مظلومانه به شهادت رسید، همچنانکه شهدای مظلوم شبیه به او به شهادت رسیده‌اند. و کشتن حسین معصیت خدا و رسول خدا است: کسی که او را کشته، کسی که به قتل او کمک نمود و کسی که به قتل او راضی است، همه مرتکب گناه شده‌اند. و این ماجرا مصیبتی است که بر سر مسلمانان آمد و این شهادت و گواهی بر صدق ایمان حسین و باعث رفع درجه و منزلت ایشان است. حسین و برادرش – حسن – قبلاً به خوشبختی ابدی مژده داده شده بودند، سعادتی که جز با نوعی آزمایش نمی‌توان به آن رسید، در حالی که این دو بزرگوار سوابق درخشانی مانند سایر بزرگان اهل بیت نداشتند، زیرا این دو در دامان اسلام متولد شدند و رشد کردند و در امن و امان و عزت و اقتدار زیستند ولی یکی مسموم گردید و دیگری به شهادت رسید تا به این ترتیب به زندگی خوشبختان و جایگاه شهیدان برسند. 
ولی آنچه در ماجرای قتل حسین روی داد بزرگتر از کشتن انبیاء نبود. خداوند در قرآن خبر داده که بنی اسرائیل پیغمبران را به ناحق می‌کشتند و کشتن پیغمبر بزرگترین گناه و معصیت است، و همچنین کشتن علی و نیز کشتن عثمان بزرگترین گناه و معصیت است. مادام که چنین است، واجب است به هنگام مصیبت‌ها صبر پیشه سازیم، آنگونه که خدا و پیغمبرش دوست دارند. 
شیطان با استفاده از ماجرای کشته شدن حسین دو بدعت را در بین مردم پدید آورد: بدعت اندوه و بدعت نوحه خوانی در روز عاشورا از قبیل سینه‌زنی و داد و فغان و گریه و زاری و تشنگی و مرثیه‌سرایی و کارهایی که نتیجه آن بود، مثل سب و لعن گذشتگان و گناهکار شمردن افراد بی‌گناه، و به گونه‌ای که سب و لعن دامن سابقان نخستین را هم گرفت. اخبار تأسف آوری خوانده می‌شود که بسیاری از آن کذب و دروغ است و هر کس چنین مراسمی را پدید آورده، هدفی جز گشودن باب فتنه و تفرقه بین امت اسلامی را نداشته است. زیرا چنین کارها و مراسمی به اتفاق امت نه واجب است و نه مستحب، بلکه بر پا داشتن مراسم نوحه خوانی و گریه و زاری به خاطر مصیبت‌های قدیمی از بزرگترین کارهای تحریم شده توسط خدا و پیغمبر ص است، همچنانکه بدعت سرور و سرمستی چنین است. 
آنچه مولف درمورد بی حرمتی به زنان و فرزندان حسین و گرداندن آنها در شهر بر روی شتر بدون پالان ذکر کرده، دروغ و باطل است: شکر خدا هرگز هیچ مسلمانی هیچ یک از خاندان بنی هاشم را غصب نکرده است و امت محمد ص هرگز غصب بنی هاشم را مباح و روا نشمرده است، ولی هوی پرستان و نادانان بسیار دروغ می‌گویند. همچنانکه بعضی از همین هوی‌پرستان می‌گویند: حجاج اشراف (یعنی بنی هاشم) را کشت.
و همچنین این مقوله که: هیچ سنگی در دنیا برداشته نشده مگر اینکه زیر آن خون تازه یافته شده, دروغ آشکار است.
واما گفته زهری: هیچ یک از قاتلان حسین(رض) باقی نماندند مگر اینکه در همین دنیا به سزای خویش رسیدند.
این سخن امکان دارد که صحیح باشد چرا که سرکشی و بغاوت گناهیست که سرکش را به سرعت به کیفر اعمالش می‌رساند, و بغاوت بر حسین از بزرگترین بغاوتهاست.
واما این فرموده خداوند: ﴿قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى﴾. (الشورى: 23).
استدلال به این آیه اصلا درست نیست, چرا که این آیه مبارکه در سورة شوری می‌باشد و سورة شوری بدون شک مکی بوده و قبل از ازدواج علی و فاطمه یعنی قبل از تولد حسن و حسین نازل شده است، چرا که ازدواج علی با فاطمه در سال دوم هجرت در مدینه صورت گرفت و بعد از اینکه مسلمانان از غزوة بدر که در رمضان سال دوم اتفاق افتاد برگشتند, علی و فاطمه ازدواج نمودند.
و مراد از آیة مبارکه طوری که عبدالله بن عباس بیان نموده اینست که هیچ قبیله‌ای از قریش نبوده مگر اینکه پیامبر با آنها قرابت و خویشاوندی داشت, پس خداوند این آیه را نازل فرمود: ﴿قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى﴾. (الشورى: 23).
و این روایت به اتفاق همه کسانی که با علم حدیث آشنایی دارند دروغ است.
----------------------------------------------
1) منابع این حدیث قبلاً ذکر گردید.ایشان تقی الدین احمد بن عبدالحلیم بن عبدالسلام مشهور به شیخ الاسلام ابن تیمیه الحرانی الدمشقی الحنبلی است.مولف رافضی می‌گوید: «گروهی از کسانی هم که قائل به امامت یزید نیستند در لعنت او قائل به توقف هستند، در حالی که از دیدگاه خودشان هم یزید با قتل حسین و هتک حرمت او، ظلم نمود و خداوند می‌فرماید: ﴿أَلاَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ﴾. (هود: 18). «اى لعنت خدا بر ظالمان باد».
و ابو الفرج ابن جوزی که از شیوخ و بزرگان حنابله است از ابن عباس(رض) نقل می‌کند که گفت: خداوند به محمد ص وحی کرد که: من به خاطر یحیی ‌بن زکریا هفتاد هزار نفر را کشتم و به خاطر پسر دخترت صد و چهل هزار نفر را خواهم کشت. 
سدّی که از بزرگانشان است، نقل می‌کند: در حالی که کالای تجاری داشتم در کربلاء اتراق نمودم، نزد مردی رفتیم و با او شام خوردیم. در مورد کشته شدن حسین صحبت شد و ما گفتیم: هیچ کس در کشته شدن حسین سهیم نبوده، مگر اینکه به قبیح‌ترین شیوه مرده است. مرد گفت: چرا دروغ می‌گویید، من خودم در آن سهیم بودم و از کسانی هستم که او را کشتند و دچار هیچ مصیبتی هم نشده‌ام. سدّی می‌گوید: اواخر شب صدای فریادی شنیدم، پرسیدیم: چه خبر شده؟ گفتند: همان مرد می‌خواست چراغ روشن کند که انگشتش آتش گرفت و آتش سراسر وجودش را در بر گرفت و سوخت. سدّی می‌گوید: به خدا سوگند! او را دیدم که مثل یک تکه زغال سیاه شده بود. 
مهنا بن یحیی از احمد بن حنبل در مورد یزید پرسید، جواب داد: یزید همان کسی است که آن کار را کرد. گفتم: چه کار کرد؟ گفت: مدینه را غارت کرد. روزی فرزند نیکوکارش به او گفت: مردم ما را به پذیرفتن ولایت یزید متهم می‌کنند. گفت: فرزندم! آیا کسی که به خدا و روز رستاخیز ایمان دارد ولایت یزید را می‌پذیرد؟ گفت: پس چرا او را لعنت نمی‌کنی؟ جواب داد: چگونه کسی را لعنت نمی‌کنم که خداوند او را لعنت کرده است؟ گفت: یزید کجا لعنت شده است؟ جواب داد در آیه: ﴿فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِن تَوَلَّيْتُمْ أَن تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَکُمْ(22) أُوْلَئِکَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَى أَبْصَارَهُمْ(23)﴾. (محمد: 22-23).
«اگر (از اين دستورا