ار است، به پیغمبر ص گفته می‌شود: (محمّد رسول اللّه) یعنی محمّد فرستاده خدا، بعد از وفات پیغمبر ص هنگامیکه ابوبکر متولی امور گردید مردم گفتند: (خليفة رسول اللّه) یعنی جانشین فرستاده‌ی خدا، خلیفه را به رسول اضافه و رسول را به اللّه اضافه کردند، اضافه شده به آنچه که به اللّه اضافه شده است اضافه شدن به اللّه است در واقع این تحقق قول اللّه تعالی است، آنجا که می‌فرماید: (إن اللّه معنا) یعنی خدا با ماست، چه گمان داری به دو نفری که اللّه سوّم آنهاست، سپس وقتی که عمر متولی امور گردید مردم گفتند: (امیر المؤمنین) ویژگی خاصی که دلیل امتیاز ابوبکر از بقیه‌ی صحابه بود قطع شد. هر کس در این تأمل کند فضایل زیادی که در کتب صحاح برای ابوبکر ذکر شده، پیدا می‌کند، و آن خصوصیاتی است، مانند حدیث: مخاله خلالت به معنی دوستی که حاضر باشد به خاطر دوستش تمام وجود و مصالحش را فدا کند. و حدیث: إنَّ اللّه معنا، حقیقت خدا با ماست، و حدیث: إنه أحب الرجال إلى النبى ص یعنی: او محبوب‌ترین مردان پیش پیغمبر ص است، و حدیث رفتن به سوی او بعد از او، و حدیث: نوشتن پیمان به سوی او بعد از او، و حدیث خاص بودن او در تصدیق پیغمبر ص قبل از هر کس، و واگذاشتن ابوبکر برای او (پیغمبر ص) همان که می‌فرماید: (فهل أنتم تاركو لي صاحبي؟) آیا همراهم (صحابیم) را برایم نمی‌گزارید؟ و حدیث دفاع کردن ابوبکر از پیغمبر ص زمانی که عقبه بن ابی معیط پارچه‌ای را در گردن پیغمبر ص انداخته بود ابوبکر او را نجات داد سپس گفت: آیا مردی را که می‌گوید: پروردگارم اللّه است می‌کشید؟ و حدیث جانشینش در نماز و در حجّ، و صبر و استقامتش بعد از وفات پیغمبر ص و اطاعت امت از او، و حدیث خصالی که در یک روز در او جمع شده بودند، آن حضال در هیچ فردی جمع نمی‌شوند، مگر آنکه بهشت برای او واجب است، و امثال آنها(2) .
هدف در اینجا ویژگی ایشان در همراهی ایمانی است که در این وصف هیچ کس در عالم با او شریک نیست، نه در مقدارش و نه در صفتش و نه در منفعتش، چون اگر مدّت زمانی را که پیغمبر ص در آن با ابوبکر می‌بودند با مدّت زمانی که در آن پیغمبر ص با علی و یا عثمان و یا دیگر اصحاب می‌بود مقایسه کنی می‌بینی مدّت زمانیکه به ابوبکر اختصاص داده بود، نمی‌گویم دو برابر بلکه چندین برابر است. و آن زمانی که در بین مردم با پیغمبر بودند مختص فردی نبوده، امّا کمال شناختش از پیغمبر ص و تصدیقش، و محبتش برای او، آنچنان آشکار و هویدا است که بکلی از دیگر اصحاب بسیار جداگانه است، آنچنانکه بر هر کس که از احوال آن قوم شناختی داشته باشد مخفی نیست، و هر کس از چنین چیزی شناخت نداشته باشد شهادتش مقبول نیست. 
و همچنین است منفعت رساندن و همکاریش با پیغمبر ص بر دین. این اموری که هدف از صحابی بودن و محاسنش، که توسط آن صحابه استحقاق فضیلت بر دیگران را پیدا می‌کند در ابوبکر به حدّی موجود بود همتایی نداشت. همچنانکه در صحیحین از ابوسعید خدری روایت شده که پیغمبر ص بر منبر نشسته سپس فرمود، (إنَّ عبداً خيّره اللّهُ بين أن يؤتيه من زهرة الحياة الدنيا وبين ما عنده، فاختار ما عنده) فبكى أبوبكر، وقال: فديناك بآبائنا وأمهاتنها. قال: فكان رسول اللّهِ ص هو المخّير، وكان أبوبكر أعلمنا به، فقال رسول اللّهِ ص: (إنَّ من أمَنَّ الناسِ عَليّ في صحبته وماله أبوبكر، ولو كنت متخذاً خليلاً لاتخذت أبابكر خليلاً ولكن أخوة الإسلام، لا يبقين في المسجد إلاَّ خوخة أبي بكر، وفي رواية البخاري: لو كنت متخذاً خليلاً غير ربي لاتخذت أبابكر خليلاً، ولكن أخوة الإسلام ومودته)(3) . یعنی: (بدرستیکه خداوند بنده‌ای را در میان زیباییهای دنیا و در بین آنچه در نزد خودش است مخیّر نموده) ابوبکر گریه کرد و گفت: پدران و مادرانمان فدایت شوند. گفت: آنکس که مخیّر شده رسول اللّه ص است. ابوبکر از همة ما بهتر آن را می‌دانست، سپس پیغمبر ص فرمود: حقیقت کسیکه از همه بیشتر بر من منّت دارد، همه از جنبة مصاحبت و از جنبة مالی ابوبکر است، اگر من خلیل (دوستی که حاضر باشد تمامی مصلحتهای خود را فدای دوستش کند) را بر می‌گرفتم حتماً ابوبکر را انتخاب می‌کردم، امّا (چون در بین انسانها خلیل گرفتن جایز نیست برادر دینی هستیم، در مسجد هیچ روزنه‌ای به جز روزنه‌ی ابوبکر باقی نمی‌ماند، در روایت بخاری می‌گوید: اگر به جز پروردگارم کسی را خلیل می‌گرفتم ابوبکر می‌بود امّا برادری و محبّت اسلامی داریم). و همچنین بخاری از حدیث ابن عبّاس روایت می‌کند که گفت: پیغمبر ص در مریضی وفاتش خارج شد در حالیکه پارچه‌ای را دور سرش پیچیده بود، بر منبر نشست، و حمد خدا را گفت و او را ثنا نمود، و گفت (در میان مردم کسی وجود ندارد از ابوبکر بن ابی قحافه بیشتر بر من منّت داشته باشد با جان و مالش. و اگر در میان مردم خلیلی بر می‌گرفتم و در روایتی دیگر : (لو كنت متخذاً من هذه الاُمةِ خليلاً لاتخذته، ولكن أخوة الإسلام أفضلُ. یعنی: اگر در این امّت خلیلی را بر می‌گرفتم ابوبکر را بر می‌گرفتم، امّا أخوت اسلامی بزرگتر است). و در روایتی دیگر: (ولكن أخي وصاحبي، یعنی: امّا برادر و همراه من است.) همه‌ی این نصها بیانگر ویژگی‌های ابوبکر در فضایل و صحابی بودن و مناقبش می‌باشد، آنچنان آنها را رعایت نموده و به پا داشته که همتایی نداشته است، و حتّی موجب آن گردیده که به استثنای تمام مردم اگر خلالت در اسلام ممکن می‌بود خلیل واقع گردد. و این نصوص بیانگر آنست که ابوبکر محبوبترین و با فضیلت‌ترین فرد نزد پیغمبر ص بوده است همچنانکه صراحتاً آنرا بیان فرموده است، در حدیث عمرو بن العاص است که پیغمبر ص او را بر لشکر ذات السلاسل مأمور كرد، گفت: (نزد پیغمبر ص رفتم و گفتم: در میان مردم چه کسی از همه نزد تو محبوب‌ترین است؟ گفت: عایشه. گفتم: در میان مردان؟ گفت: پدرش. گفتم: بعد از او چه کسی؟ گفت عمر و چند نفری را برشمرد)، و در روایت بخاری: (گفت: سکوت کردم از ترس اینکه من را در آخر همة آنها قرار دهد)(4) .
----------------------------------------------------------
1) نگا: البخاری (5/4) و غیر او، و مسلم (4/1854)
2) قبلاً آنها ذکر شده‌اند.
3) قبلاً ذکر شده است.
4) نگا: بخاری- الجمعه- باب بیست و هفتم( من قفی الخطبة أما بعد)، نگا: الفتح (2/404)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:28.txt">فصل (1)  دربارۀ وجوب علم در زمانی که مردم قرون اواخر این امت</a><a class="folder" href="w:html:29.xml">فصل (2)</a><a class="text" href="w:text:33.txt">فصل (3) روافض دروغگوترین مردم بوده و از قدیم همین گونه بوده‌اند و اهل علم نیستند</a><a class="folder" href="w:html:34.xml">فصل (4)</a><a class="text" href="w:text:42.txt">فصل (5)  دربارۀ دعوای رافضی مبنی بر اینکه ائمه به نص تعيين شده‌اند </a><a class="text" href="w:text:43.txt">فصل (6) دربارۀ خلافت ابوبکر صديق كه آيا با نص تعيين گردیده یا اجتهاد؟</a><a class="text" href="w:text:44.txt">فصل (7) دربارۀ ثبوت خلافت خلفای راشدین </a><a class="folder" href="w:html:45.xml">فصل (8) درباره رد بر رافضی که می‌گوید: پیروی از مذهب اماميه واجب است.</a><a class="text" href=