؛ امتی که در زیر سلطه ی اسلام درآمده، و امتی که هر لحظه و هر روز منتظر تقدیر خداوند است. (رفتن شما برای فتح شهرهایشان) خداوند دلهای آنان را از ترس پر کرده نه جائی دارند که به آن پناهنده شوند و نه مکانی دارند که به سویش فرار کنند. لشکریان خداوند در سرزمین آنها مستقر شده اند و آنها را خورد کرده اند، با اینکه شما از نظر مالی در مضیقه نبوده و همه ثروتمند و تندرست شده اید. روز به روز بر لشکریان اسلام افزوده می گردد و کشورها و قلعه های جدیدی فتح می شود. در عافیتی عمومی که از آغاز اسلام تا امروز چنین شوکت و قدرت به چشم دیده نشده است و با هر کدام از فتوحات بزرگ اسلام، خدا را باید سپاس گفت. ولی هیچگاه سپاس گذاران از عهدة سپاس این همه فتوحات بر نخواهند آمد».
این گفتارها قسمتی از حالات دولت اسلامی در زمان حضرت عمر (رض) را برای ما مشخص می کند و آن برای افرادی که میخواهند حالت آن روز را بدانند مستندترین تصویر و تاریخ است که می توان به آن اعتماد کرد.
(أنتم مستخلفون فی الأرض) «شما وارث و جانشین الله در زمین هستید .»
حضرت عمر اقرار می نماید که امت اسلامی به هدف اصلی خلافت در زمین رسیده است. و خداوند متعال قیادت و رهبری تمام مردم روی زمین را به او داده است .
(قاهرون لأهلها ...) «بر اهل زمین پیروزید ...»
مسلمانان با شجاعت رفتند و مشرق و مغرب زمین را فتح کردند، پس چه پیروزی بر اهل زمین از پیروزی آنان بیشتر و بزرگتر است؟
(قد نصرالله دینکم ...) «خداوند دینتان را پیروزی داد ...» پرچم اسلام به اهتزاز درآمد، و کلمة لااله الاالله بر هر دین و عقیده ای پیروز شد و بالاتر برده شد!!
(فلم تصبح اُمة مخالفة لدینکم إلا أمتان) «غیر از دو ملت هیچکس با دین شما مخالف نیست».
 دنیای کفر همه اش یکی از این دو ملت است.
(أمة مستعبدة للإسلام وأهله ...) «امتی که زیر یوغ اسلام درآمده ...».
کسانی که جلو پیشرفت اسلام را گرفته و با آن جنگیدند، و اسلام آنان را مغلوب و شهرهایشان را فتح نمود .
(واُمة تنتظر وقائع الله وسطواته فی کل یوم ولیلة) «و امتی که هر روز و شب منتظر تقدیر خداوند و قدرت اوست».
و امتی که هر روز و شب منتظر لشکر پیروزمند و دلاور اسلام است که احتمال رسیدن به آنها را دارد. 
(قد ملأ الله قلوبهم رعباً) «خداوند متعال دلهای آنها را پر از ترس کرده است».
کسانی که در آن زمان احتمال هجوم مسلمان ها را به دیار خود می دادند در بدترین شرایط ترس و رعب بسر می بردند.
«نه از ترس اسلحه، بلکه از ترس غلبة عقیده؛ چون فرشته آید دیو بیرون رود و چون آفتاب رسد شب از بین می رود».
(مع رفاغة العیش، واستفاضة المال) «همراه با زندگی مرفه و ثروت کامل».
این همه پیروزی و عزت و قدرت نظامی، همراه با رفاهیت مال مسلمانان و همراه با ثروتمندی آنان ... تا اینکه از طبقات پایین در جامعه مسلمانان چنان ثروتمند و مالک طلا و نقره شدند که نمی دانستند آن را چطور خرج کنند!!
(فی العافیة الجلیلة العامة ...) «در تندرستی کامل فراگیر ...»
تندرستی همگانی به بهترین حال است، ثروتمندی عمومی است ... خیر و خوشی ظاهر و باطن همه را گرفته ... تندرستی بزرگ، فراگیر ... .
حالتی که از آغاز پیدایش اسلام تا آن روز هیچگاه نصیب مسلمانان نشده بود. دولت اسلام، حکومت و ملت از نظر نظامی و اقتصادی و اخلاقی و دینی و بهداشتی و اجتماعی و ورزشی و آموزشی و پرورشی به بالاترین مرحله پیشرفت و تمدن رسیده بود.
(فما عسی أن یبلغ مع هذا شکر الشاکرین) «هیچگاه با این نعمات کسی از عهده ی سپاس آن برنمی آید».
از دست و زبان چه برآید                                   کز عهده ی شکرش بدر آید
سپاس سپاسگذاران در برابر آن همه نعمتهای بیکران که بر امت اسلام ارزانی داشته چیزی نیست.
مگر چون کاهی در برابر کوهی                                 و قطره ای در برابر دریائی.
به این خاطر است که حضرت عمر (رض) در دنبالة آن سخنرانی مهم می فرماید :
(أذکرکم الله الحائل بینکم وبین قلوبکم، إلا ما عرفتم حق الله فعملتم له وقصرتم أنفسکم علی طاعته، وجمعتم مع السرور بالنعم، خوفا لزوالها ولانتقالها، ووجلا من تحویلها، فإنه لا شیء أسلب للنعمة من کفرانها وإن الشکر أمن للضر، ونماء للنعمة، واستجلاب للزیادة). 
(پس شما را بر حذر می دارم از اینکه ثروت و دارایی در قلبهایتان لانه کرده شما را از خدایتان بیگانه کند، مگر اینکه حق خدای را بجای آورید و خود را در بندگی و بردگی او قرار داده طاعت و عبادتش را به بهترین وجه بجای آرید. و همگام با شادی و خوشحالی از نعمتهایی که به شما ارزانی داشته ترس و هراس داشته باشید از اینکه آن نعمتها از شما گرفته شده، به دیگران داده شوند. چرا که هیچ چیز نعمت را چون ناشکری ضایع نمی‌کند. و شکر گذاری بهترین راه حفاظت از آن است. و  شکر خدا نعمتت افزون کند و کفران آن از کفت بیرون برد).
  شکر بزرگترین وسیله برای زیاد شدن ثروت و در آمد فرد و اجتماع است . حضرت عمر رضی الله عنه همیشه بر همه مادیگران برتری و تفوق دارد و از همه آنان بلند پرواز تر است. و عمل کردن به این ایده بهترین وسیله برای ازدیاد تولیدات کشور و مردم است ولی بیشتر مردم نمی دانند.و قسمتی از سخنرانی او در جابیه:
(إلا وإنی ما وجدت صلاح ما ولّانی الله إلّا بثلاث: أداء الأمانة، والأخذ بالقوة، والحکم بما أنزل الله). 
«من صلاح و خیر ولی الامر شدن بر شمارا جز به سه چیز نیافتم: ادا کردن امانت، باقوت و قاطعیت عمل کردن و حکومت کردن به آنچه که پروردگار فرستاده ...».
ما داریم به حرم مقدس فلسفه و فکر عمر (رض) وارد می شویم ... تا او خلاصه ای از تجربه خود را در زمان زمامداری برای ما بیان دارد ...
و موقعی که او از تجربه خود سخن می گوید، ما را به سخت ترین و خطرناک ترین سخن سیاسی که تا به حال گفته شده راهنمایی می کند. به غیر از سخنان پیامبران کسی سخنش به پایه سخنان او نرسیده، چرا نه؟!! و حال آنکه او بزرگترین و قویترین شخصیت سیاسی دنیا بود. او رئیس پر افتخارترین و قویترین کشور جهانی بود. و در همان حال او افضل ترین مرد در مملکت شمرده می شد.
او در یک آن دارای عظمت انسانی و شکوه سیاسی بود. پس این بزرگ مرد در مورد تجربه خود در حکومت چه فرمود؟ فرمود: (أداء الأمانة): ادای امانت ... اولین پایه از پایه های حکومت، با صلاحیت پرداختن امانت است.
حکومت امانت بزرگی است که واجب است حاکم آن را به صاحبانش بپردازد.
ملت امانت خداوندی است که به عهدة حاکم گذاشته شده، پس واجب است که در پرداختن آن تجاوز نکند. اما پایه دوم از پایه های حکومت عدل اسلامی: با قوت و قاطعیت عمل کردن است. اگر پایه اول اداء امانت و پرداختن حقوق به اهلش باشد، پس نگهداری از حق، نیازمند قدرت است.
باید حاکم جدی باشد و هر گاه ضرورت ایجاد کرد برای گرفتن و نگهداری حق و یا برای راست کردن و سر راه آوردن منحرفین باید قدرت به کار ببرد.
پس پایه سوم از پایه های حکومت صالح چیست؟
(الحکم بما أنزل الله) فیصله کردن به آنچه خداوند فرو فرستاده است.
یعنی سیاست دولت بر پایه دستوراتی باشد که خداوند فرو 