ذکور با اسقاط آن از جانب ابن جوزی در (العلل المتناهیه و ذهبی در (المغنی فی الضعفاء) (1/212) حکم گردیده است، و از حدیث ابوسعید خدری دارای شاهدی است ولیکن چندان اهمیت ندارد، چون ابونعیم آنرا از طریق محمد بن عبدالرحمن قشیری از عبدالملک بن ابوسفیان از عطیه از ابوسعید او در (الحلیه) (10-211-212) روایت و تخریج نموده است، و این هم جعل شده است و محمد بن عبدالرحمن قشیری مورد تکذیب قرار گرفته است و ابوحاتم می‌گوید: او متروک الحدیث است و در حدیث دروغ‌پردازی می‌کند و ابوالفتح أزدی می‌گوید: او بسیار دروغگو و متروک الحدیث است و علاوه بر آن دارای علت [اسنادی] دیگری است که عبارت است از تدلیس عطیه – عوفی – زیرا او تدلیس و نیرنگ به کار می‌برد، و از محمد بن سائب کلبی که متهم به دروغ است نقل حدیث می‌نماید و او را با کنیه ابوسعید نام می‌برد و چنین وانمود می‌نمایدکه او خدری صحابی است و با این وجود حدیث مذکور باطل گشته و دروغ او آشکار می‌گردد.
و آخرین روایت [عبدالحسین در باب وصایت] عبارت است از آنچه از ابن سعد (2/219) نقل کرده است که علی هنگامیکه پیامبر از دنیا برفت گفت: کسی بر رسول خدا امام نمی‌گردد در حالیکه او در حال زنده و یا وفات امام و رهبر شماست ... سپس تتمه‌ی آنرا ذکر کرده است که علی دعا می‌نمود و مردم بر دعای او آمین می‌گفتند، که این هم ضعیف است همچنانکه از بررسی اسناد آن معلوم می‌گردد از درجه‌ی اعتبار ساقط می‌گردد، و ابن سعد آنرا از استاد خویش واقدی که شرح حال وی گذشت نقل کرده است و او قابل احتجاج نیست زیرا وی متروک الحدیث است.
علاوه بر اینکه ابن سعد (2/290) آنرا قبلاً از طریق واقدی ذکر کرده است که ابوبکر و عمر در آن قضیه دعا می‌کردند و مردم بر دعایشان آمین می‌گفتند گرچه روایت مذکور ثابت نشده است ولیکن آنچه عبدالحسین به آن احتجاج می‌نماید بهره‌ای از تحقیق علمی ندارد بلکه در پی اثبات آرزوی خویش می‌باشد. 
و غیر از مطالب مذکور تمام آنچه که در حاشیه ذکر گردیده است مورد نقد و بررسی قرار ندادیم زیرا بیش از آنچه ما گفتیم که علی از جمله کسانی است که بدون توصیه در غسل و کفن و دفن پیامبر شرکت داشته بیانگر اثبات چیز دیگری نیست، و هر آنچه در مورد توصیه و تعهد [غسل و تدفین] باشد در رد مراجعات گذشته به بیان ضعف آن پرداخته‌ایم.
و از اینکه [عبدالحسین] می‌گوید: (و [علی] دَین او را ادا و وعده‌ی او را اجرا او ذمه‌ی او را تبرئه می‌نماید] از نظر صاحب خردان ارتباطی با وصایت و سپردن خلافت برای علی ندارد، وگرنه ادای دَین – که مسأله‌ی خاص خویشان و نزدیکان است – چه ارتباط با خلافت و امامت بر عموم مردم دارد؟ و علاوه بر عدم صحت قول او از اینکه علی دین رسول خدا را ادا نماید نیازی نیست [موسوی] بگوید (و وعده او عملی مي سازد و ذمه‌ی او را تبرئه می‌نماید). مگر اینکه هدف وی ذمه‌ی معلوم با قضای دین (قرض) تنها باشد و آن مضمون حدیث جشی بن جناده و انس است که (عبدالحسین) در حاشیه‌ی (1/243) آنرا ذکر نمود و ما هم بر آن سخن گفتیم و یا در همین راستا در (ج 1/499-508) از آن بحث شد، و حدیث ابن عمر نزد طبرانی در (الکبیر) (13549) از طریق محمد بن عثمان بن أبی شیبه از محمد بن زید – ابوهشام دفاعی – از عبدالله بن محمد طهوی از لیث از مجاهد از ابن عمر، از پیامبر(ص) که به علی فرمود: (شما برادر و مشاور من می‌باشید دین مرا ادا و وعده مرا عملی و ذمه‌ام را تبرئه می‌کنید، و این روایت از درجه‌ی اعتبار ساقط است و لیث و راویان پائین‌تر از او محل انتقاد می‌باشند، اما [خود] لیث بسیار [در روایت] اختلاط نموده و حدیث وی تمایز نیافته است لذا متروک گردیده است، و اما طهوی عبدالله بن محمد ناشناخته و غیرمعروف است، و ابوهشام رفاعی که از او روایت می‌نماید [از لحاظ استاد] ضعیف است، و محمد بن عثمان بن ابی شیبه با وسعت حفظ او جای حرف و ایراد است، و این روایت در (ج 1/405-406) ذکر گردید. و حدیث علی(رض) در مسند ابویعلی که پیامبر به علی فرمود: (سوگند به خدا شما را راضی و خشنود خواهم کرد، شما برادرم و پدرم فرزندم [حسن و حسین] می‌باشی، از سنت من دفاع می‌نمائی و ذمه‌ام را تبرئه می‌نمائی] هیثمی در (المجمع) (9/121-122) آنرا ذکر کرده است و گفته است (ابویعلی آنرا روایت نموده است، و در [اسناد] آن زکریّا بن عبدالله بن یزید اصفهانی است و او [از لحاظ سند] ضعیف است، همچنانکه در (المیزان) و (تعجیل المنفعه) ذکر شده است أزدی گفته است [او] منکرالحدیث است.
و حدیث سلمان که از پیامبر روایت نموده است که پیامبر فرموده: علی وعده‌ها و دین مرا ادا می‌نماید) که در (الکنز) (32956) ذکر شده است و به دیلمی و ابن مردویه نسبت داده شده است، و سند و حتی سخنی که حجیّت آنرا از بین نبرد در آن یافت نمی‌گردد، و من در مسند (فردوس الأخبار) دیلمی با شماره‌ی (3938) آنرا بدون اسناد یافته‌ام و برای بیان ضعف و ردّ آن کافی است به آنچه ما که در (ج 1/382) از صاحب (الکنز) و اصطلاح او برای ضعف حدیث منسوب به دیلمی و دیگران بیان و نقل کردیم، مراجعه شود، و اما حدیث انس و حبشی در (ج 1/499-508) ذکر گردید [و نیازی به تکرار آن نیست].
و حدیث علی که ابن مردویه نقل می‌نماید که چون آیه‌ی: [وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ] {الشعراء:214}  نازل شد، پیامبر(ص) فرمود: (علی دَین و وعده مرا ادا و عملی می‌سازد) قابل ثبوت نیست زیرا اسناد و تخریج‌کننده آن معلوم نیست، گرچه قسمت اول آن به دلیل آنچه که در (ج1/507) گذشت، صحیح است، ولی هیچ ارتباطی با وصیّت موهوم ندارد، و حدیث سعد در مراجعه (54) بحث آن گذشت به صفحه‌ی (34-35) مراجعه شود.
و آخرین سخن در این باره سخن قتاده – ابن دعامه سدوسی- است، که علی(رض) حدود پانصد هزار درهم دَین پیامبر را ادا کرد و این روایت گرچه مرسل است و قابل اثبات نیست، و مفهومی برتر و بیشتر از اختصاص علی به پرداخت دَین رسول – که ما قبلاً ذکر کردیم – ندارد چون علی نزدیک‌ترین خویشان وی بوده است و هم‌چنین قول عبدالرزاق گرچه حجت شرعیي را ثابت نمی‌کند، بلكه وصیت به قضای دین را هم ثابت نمي كند چه برسد به وصیت مطلق، سپس عبدالحسین می‌گوید: (علی بعد از پیامبراحکام و شرايعی را که مردم در آن دچار اختلاف شده‌ بودند برای آنان تبیین می‌نماید). و در حاشیه به دو حدیث (11 و 12) در مراجعه‌ی (48) حواله و ارجاع داده است، و در (ج 1/496-498) کذب دوحدیث مذکور و بطلان استنتاج عبدالحسین از آنها را بیان کردیم. و در ادامه [عبدالحسین] می‌گوید: (و [پیامبر] به امت عهد بست که علی بعد از او ولی امت است و او برادر و پدر فرزند او می‌باشد) اما [مسأله‌ی] ولایت و نصوص دال بر آن را با واضح‌ترین دلایل و برهان به تفصیل شرح دادیم، [برای آگاهی بیشتر می‌توان] به (ج 1/449-456) و ... مراجعه نمود، و [مسأله‌ی] برادری [و مؤاخات] میان پیامبر و علی را پیشتر در (ج 1/358) و پاسخ بر بطلان آن در ضمن صحبت از مراجعه‌ی (34032) بیان نمودیم و با این وجود میان روایات مذکور و وصیت [مزعوم] ارتباطی وجود ندارد، و اینگونه سخن ک