لَئِکَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ(22)) (رعد، 19-22)
«پس آیا کسی که می‌داند که آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده حق است، همانند کسی خواهد بود که نابیناست، تنها خردمندان درک می‌کنند و کسانی که برقرار می‌دارند پیوندهایی را که خدا به حفظ آنها دستور داده است و از پروردگارشان می‌ترسند و از محاسبه بدی (که در قیامت به سبب گناهان داشته باشند) هراسناک می‌باشند و کسانی که به خاطر پروردگارشان شکیبایی می‌ورزند و نماز را چنانکه باید می‌خوانند و از چیزهایی که بدیشان داده‌ایم، به گونة پنهان و آشکار می‌بخشند و خرج می‌کنند و با انجام نیکیها، بدیها را از میان بر می‌دارند. عاقبت نیک (که بهشت است) از آن ایشان است.»
با اینکه بیشتر اوصاف فوق از قبیل : وفاداری، برقراری پیوند خویشاوندی، صبر و انفاق بیانگر جنبة اخلاقی خردمندان است(9) ، اما باید توجه داشت که خصوصیات فوق هم اخلاق مدنی و هم اخلاق ربانی می‌باشند که همزمان معنی عبادت و پرهیزگاری را در بر دارند. پس آنان به پیمان خدا وفا می‌کنند و درصدد انجام اموری بر می‌آیند که خداوند به آنان دستور داده است و انگیزة آنها از انجام این امور، ترس و خشیت خدا است:
(وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الحِسَابِ) (رعد، 21) 
«از پروردگارشان می‌ترسند و از بدی حساب، هراس دارند.»
و رضامندی خدا را در نظر دارند
(وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلاَنِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِکَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ) (رعد، 22)
و در تمام مسائل مربوط به اخلاق و رفتار خود به پاداش الهی چشم امید دارند و از روز قیامت می‌ترسند. آخر الامر اینکه اصحاب و یاران پیامبر اکرم (ص) عبادت را بخشی از اخلاق می‌دانستند؛ چرا که عبادت یعنی نسبت به عهد خدا وفادار بودن و سپاس گفتن در مقابل نعمت و اعتراف به خوبیهایی که خدا داده است و احترام قائل شدن به کسی که شایستة تعظیم و بزرگداشت است. این امور از ارزشهای اخلاقی محسوب می‌گردند(10) . ایمان واقعی اصحاب و یاران پیامبر اکرم (ص) باعث شده بود تا اخلاق آنان ربانی و الهی گردد و امید و آرزو داشتن به قیامت موجب استمرار و استحکام آن گردد و هدف نهایی آنان کسب رضایت و خشنودی و پاداش الهی بود. از این رو آنان برای رسیدن به چنین مقصودی، راستگویی و امانتداری و وفاداری به پیمانهایشان و صبر در برابر مشکلات و لبیک به ندای درماندگان و مهربان با کوچکترها و احترام به بزرگ‌ترها را پیشة خود ساخته بودند و این رفتار نیک را در تمام امور زندگی رعایت می‌نمودند و انگیزه‌ای جز به دست آوردن رضای الله و پاداش نیک، نداشتند. خداوند نیز به آنان پاداش نیک داد؛ چنانکه می‌فرماید:
(فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِکَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا) (انسان، 11)
«به همین خاطر خداوند آنان را از شر و بلای آن روز محفوظ می‌دارد و ایشان را به خرمی و شادمان می‌رساند و در برابر صبری که نموده‌اند، خداوند بهشت و جامه ابریشمین را پاداششان می‌کند.»
اخلاق مؤمن از آنجا که معیار اخلاقش در انتخاب فضایل و ترک رذایل و آنچه درصدد آنجام آن بر می‌آید و یا از آن خودداری می‌نماید، امر و نهی خداوند است و وجدان و عقل عرف به تنهایی نمی‌توانند انسان را به سر منزل مقصود برسانند، عبادت مسحوب می‌گردد؛ چرا که وجدان نمی‌تواند معصوم و به دور از خطا باشد و چه بسا افراد و گروههایی که وجدان آنان به انجام کارهای زشت راضی شده است(11) . عقل نیز به تنهایی کافی نیست؛ زیرا محاسبات عقل تحت تأثیر محیط، ظرفیتها، گرایشها و تمایلات قرار می‌گیرد. عرف نیز چنین حالتی دارد و در هر نسل و هر منطقه، عرف ویژه‌ای حاکم است، از این رو اخلاق انسان مؤمن، باید نشأت گرفته از منبع معصوم و تأثیرناپذیر از هر عاملی باشد.(12) 
اخلاق در تربیت نبوی امری همه جانبه و فراگیر بود که سایر امور مربوط به انسان و احساسات و اندیشه او را در بر می‌گرفت. مثلاً اخلاق نماز، فروتنی و خشوع، اخلاق سخن، پرهیز از یاوه‌گویی و بیهودگی اخلاق امور جنسی پایبندی به حدود و محرمات خدا و اخلاق رفتار با دیگران میانه‌روی و پرهیز از افراط و تفریط است و اخلاق زندگی اجتماعی این است که امور اجتماعی جامعه با رایزنی و مشورت انجام بگیرند. اخلاق خشم نیز عبارت است از گذشت و بزرگواری. اخلاق برخورد با دشمن متجاوز نیز عبارت است از ایستادن در مقابل متجاوز. خلاصه اینکه هیچ امری از زندگی مسلمانان را نمی‌توان بدون فلسفه و اخلاق دانست. مگر اینکه اخلاقی وجود دارد که آن را تنظیم می‌نماید.
مفهوم اخلاق از دیدگاه قرآن این است که رعایت نمودن آن برای کسب رضایت خداوند است نه انسان مثلاً راستگویی، وفاداری، پرهیز از امور حرام در روابط جنسی، گذشت، بخشیدن و انتقام ستمگر، همه عبادتهایی هستند که برای خشنودی خدا و از روی ترس و تقوا انجام می‌گیرند. انجام این امور معامله‌ای نیستند که با بشر برای سود و زیان دنیوی انجام می‌گیرند؛ بلکه معامله‌ایست که برای رضایت خداوند انجام می‌گیرد(13) ؛ چنانکه خداوند می‌فرماید:
(قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَيْکُمْ أَلاَّ تُشْرِکُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَکُم مِّنْ إمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ(151) وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْکَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُکَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ کَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُواْ ذَلِکُمْ وَصَّاکُم بِهِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ(152) وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِکُمْ وَصَّاکُم بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ(153)) (انعام، 151-153)
«بگو بیایید چیزهایی را برایتان بیان کنم که پروردگارتان برای شما حرام نموده است : اینکه هیچ چیزی را شریک خدا نکنید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ترس فقر نکشید. ما شما را و آنها را روزی می‌دهیم و به گناهان کبیره نزدیک نشوید، خواه آشکار باشد و خواه پنهان و کسی را که خداوند (ریختن خونش را) حرام کرده است، نکشید. اینها اموری هستند که خداوند به گونه موکد شما را بدانها توصیه می‌کند تا آنها را بفهمید و خردمندانه عمل کنید و به مال یتیم جز ب