لام، حفره‌هایی کنده بود که پیامبر اکرم(ص) در یکی از آنها افتاد و سرش زخمی شد و دندانهایش شکست.
ابوعامر قبل از شروع جنگ با انصار به گفتگو پرداخت وآنان را به یاری خود فراخواند. آنها به او پاسخ منفی دادند و نفرینش کردند و گفتند: ای دشمن خدا چشمانت خنک مباد. ابوعامر در حالی برگشت که می‌گفت: قوم من بعد از من چقدر بی‌تربیت شده‌اند.
پیامبر اکرم(ص) نیز او را قبل از فرار از مدینه به اسلام دعوت داده و برای او قرآن تلاوت کرده بود، اما او نپذیرفته بود و راه تمرد و سرکشی را در پیش گرفت. پیامبر اکرم(ص) نیز دعا نمود که دور از وطن و تنها بمیرد و سرانجام چنین شد.
پس از اتمام جنگ احد و بعد از اینکه متوجه گسترش اسلام و نفوذ قدرت مسلمانان گردید، به سوی هر قل، بزرگ روم، رفت و از او علیه پیامبر کمک خواست. هر قل نیز به او وعده‌هایی داد که براساس آن ابوعامر به برخی از منافقان طایفة خود در مدینه نامه‌هایی فرستاد که به آنها مژدة لشکری را می‌داد که به زودی مدینه را درخواهد نوردید. در نامه‌هایی که می‌نوشت، به آنان دستور داد تا برای او پایگاهی بسازند که پیک او به طورمستقیم به آنجا برود و پیامهای جدید را از آنجا دریافت نماید و برگردد، تا بعد از اینکه اوبه مدینه می‌آید، فعالیتهایش را در آن پایگاه تمرکز دهد.
بنابراین، منافقان در نزدیکی مسجد قبا، مسجدی ساختند و چند روزی قبل از بیرون شدن پیامبر اکرم(ص) به قصد تبوک، آن را به اتمام رساندند و از پیامبر اکرم(ص) خواستند که مسجد آنها رابا اقامة نماز افتتاح نماید و این طور وانمود کردند که این مسجد را برای افرادی که توانایی رفتن به مسجد قبا را ندارند، ساخته‌اند.
از آنجا که خداوند نمی‌خواست، پیامبرش در این مسجد نماز بخواند، پیامبر اکرم(ص) فرمود: اکنون که من آمادة سفر هستم، بعد از اینکه از سفر برگشتم، آنجا نماز خواهم خواند.
در مسیر بازگشت از تبوک به مدینه و هنگامی که تا مدینه فقط مسافت یک روز یا کمتر باقی مانده بود، جبرئیل نزد پیامبر اکرم(ص) آمد و به ایشان اطلاع داد که این مسجد توسط کافران به خاطر ضرر رسانیدن به اسلام مسلمانان ساخته شده است و نباید در آن نماز بخوانی. آن گاه پیامبر اکرم(ص) افرادی را پیشاپیش فرستاد تا آن مسجد را تخریب نمایند(15). 
خداوند در آیاتی که در این مورد نازل گردانده است، انگیزه‌های بنای مسجد ضرار را این گونه شرح می‌دهد.
1-	ضرر رسانیدن به مسلمانان.
2-	تقویت منافقان و کفار و شکست مسلمانان.
3-	ایجاد تفرقه بین مسلمانان و کاهش تعداد نمازگزاران مسجد قبا.
4-	مرکزی برای جمع نمودن افرادی که نقشة جنگ علیه خدا و پیامبرش را کشیده بودند(16). 
خداوند نیز نقشه منافقان را برملا نمود و پیامبرش را به تخریب آن واداشت و اینکه فرمود : 
(وَلَيَحْلِفَنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ الْحُسْنَى وَاللّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ) منافقان را نکوهش نمود که آنها به دروغ سوگند می‌خورند که ما اراده‌ای جز نیکی نداشته‌ایم؛ چنانکه در دنبالة آیه می‌فرماید:(وَاللّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ) یعنی خداوند گواهی می‌دهد که آنها دروغ می‌گویند و خداوند، پیامبرش و مسلمانان را از خواندن نماز در این مسجد، منع کرد و فرمود: 
(لاَ تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا) هرگز در این مسجد اقامة نماز نکن؛ زیرا نماز خواندن پیامبر در آن، به معنای رسمیت دادن به آن بود و مسلمانان به جای خواندن نماز در مسجد قبا، خواندن نماز در مسجد جدید را ترجیح می‌دادند. 
بنابراین، پیامبر اکرم(ص) براساس دستور خداوند، به عمار ابن یاسر و مالک بن دخشم و عده‌ای دیگر مأموریت داد تا آن مسجد را تخریب نمایند و به آتش بکشند و آنها نیز چنین کردند(17). 
خداوند نیز افزود: 
(لاَ تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ)
«به جای خواندن نماز در مسجد ضرار، در مسجدی نماز بخوان که شایستة نماز خواندن است و از روز نخست براساس تقوا پایه‌گذاری شده است.»
(وَإِن يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللّهُ عَذَابًا أَلِيمًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ فِي الأَرْضِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ)
«اگر از توبه رویگردان شدند و بر نفاق خود اسرار ورزیدند، آن گاه خداوند آنها را در دنیا با ترس و اضطراب و سلب آرامش و در آخرت با عذاب دردناک، عذاب خواهد داد.»(18) 
ابن ماجه در مورد این فرمودة الهی:(فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُواْ ) یعنی در آن مسجدی که براساس تقوا پایه‌گذاری شده است، مردانی هستند که دوست می‌دارند خوب و پاکیزه بشوند، می‌گوید: پیامبر اکرم (ص) خطاب به انصار فرمود: خداوند در این آیه از پاکیزگی شما سخن گفته است، طهارت شما چیست؟ گفتند: ما وضو می‌گیریم و غسل جنابت می‌نماییم و با آب استنجا می‌گیریم. پیامبر اکرم (ص) فرمود: پس به خاطر همین است و افزود که بر اینها مواظبت نمایید(19). 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) زادالمسیر، ج 4، ص 485.
2) تفسیر قرطبی، ج 8، ص 226.
3) تفسیر طبری، ج 10، ص 211.
4) تفسیر قرطبی، ج 8، ص 226.
5) حدیث القرآن الکریم، ج 2، ص 673.
6) تفسیر شوکانی، ج 2، ص 399.
7) تفسیر آلوسی، ج 11، ص 17.
8) حدیث القرآن الکریم، ج 2، ص 677.
9) تفسیر شوکانی، ج 2، ص 391.
10) حدیث القرآن الکریم، ج 2، ص 681.
11) زادالمسیر، ج 3، ص 478.
12) تفسیر ابن کثیر، ج 2، ص 376.
13) تفسیر رازی، ج 15، ص 151.
14) زادالمعاد، ج 3، ص 578.
15) تفسیر ابن کثیر، ج 2، ص 388.
16) تفسیر شوکانی، ج 2، ص 403.
17) السیرة النبویه، ابن هشام، ج 4، ص 184.
18) حدیث القرآن الکریم، ج 2، ص 661.
19) سنن ابن ماجه، کتاب الطهارة، باب الاستنجاء بالماء، ج 1، ص 127.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:769.txt">1- کفر، ملتی واحد است</a><a class="text" href="w:text:770.txt">2- تلاش برای فریباندن مسلمانان</a><a class="text" href="w:text:771.txt">3- حفاظت خداوند از پیامبر اکرم (ص)</a><a class="text" href="w:text:772.txt">4- برخورد قاطعانه پیامبر با جریان مسجد ضرار</a><a class="text" href="w:text:773.txt">5- اموری که احکام آن همانند مسجد ضرار است</a><a class="text" href="w:text:774.txt">7- مساجد ضرار در شهرهای مسلمانان</a></body></html>چنانکه این امر از موضع‌گیری ابوعامر راهب آشکار گردید. او که از شکست مشرکان در بدر، علیه مسلمانان خشمگین شده بود، دشمنی خود را با اسلام و پیامبراکرم(ص) اعلام نمود و مدینه را به قصد پایتخت شرک، مکه، ترک نمود و در آنجا مشرکان را برای جنگ با پیامبر اکرم (ص) تشویق نمود؛ چنانکه خود در جنگ احد علیه مسلمانان شرکت نمود و سعی کرد تا در صفوف لشکر اسلام تفرقه و تزلزل به وجود آورد(1) . خداوند راست گفته است آنجا که می‌فرماید: 
(وَالَّذينَ کَفَرُواْ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ) (انفال، 73)
«بعضی از کافران، دوستان و اولیای بعضی دیگراند.»
-------------------------------------------------------------------------
1) الصراع مع الصلیبیین، ص 179.آیه‌های مکی تا آخرین حد، توجه خود را به روز قیامت متمرکز نمود. کمتر سورة مکی یافت می‌شود که در آن برخی ا