رعب و وحشت ایجاد می‌کرد یا باید فرار می‌کردند و یا تسلیم می‌شدند؛ چراکه راه دیگری بر ایشان باقی نمانده بود(16). 
صدایی که در فضای مکه طنین‌انداز گردیده است، صدای بلال است که چندی قبل در این شهر، زیر تازیانه‌های شکنجه‌گران با صدایی ضعیف «احد، احد» (خدا یکی است) می‌گفت، اما امروز بر سقف کعبه ایستاده است و با صدایی قوی و رسا بانگ «لا اله الا الله، محمد رسول الله» سر می‌دهد و همه ساکت آرام و فروتنانه، به این ندا گوش می‌دهند(17). 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسلم، شماره 1358.
2) البخاری، کتاب المغازی، ج 5، ص 108، شماره 4218.
3) السیرة النبویه، ندوی، ص 337.
4) فقه السیره، غزالی، ص 379 – 380.
5) البخاری، کتاب المغازی، باب این ذکرالنبی(ص) الرایة یوم الفتح؛ ج 5، ص 108، شماره 4280.
6) قیادة الرسول السیاسیه و العسکریه، ص 196.
7) فقه السیره، بوطی، ص 282.
8) السیرة النبویه، ندوی، ص 239.
9) البخاری، کتاب المغازی، ج 5، ص 110، شماره 4288.
10) السیرة النبویه، ابن هشام، ج 4، ص 61 – 62.
11) همان.
12) المغازی، واقدی، ج 2، ص 838.
13) السیرة النبویه، ابن هشام، ج 4، ص 42.
14) المغازی، ج 2، ص 838.
15) صور و عبر من الجهاد النبوی فی المدینه، ص 401.
16) فقه السیره، غزالی، ص 383.
17) فقه السیرة، بوطی، ص 269.1- با آنکه پیامبر اکرم (ص) از طرف اهل مکه مورد اذیت و آزار زیاد قرار گرفته بود و از طرفی با توجه به لشکر عظیمی که همراه داشت، از قدرت انتقام‌گیری بالایی برخوردار بود، اما عفو عمومی اعلام کرد؛ چنانکه تمامی آنها نزد خانة خدا گرد آمده بودند و منتظر دستور پیامبر اکرم (ص) در مورد سرنوشت خود بودند. آن حضرت فرمود: فکر می‌کنید با شما چه کاری خواهم کرد؟ گفتند: برخورد خوبی خواهی نمود؛ چون برادر خوب و فرزند برادر خوب ما هستی. پیامبر اکرم (ص) فرمود: 
«لاتثریب علیکم الیوم یغفر الله لکم» «امروز هیچ مؤاخذه‌ای برای شما نیست و خداوند شما را خواهد آمرزید.»(1) 
این عفو عمومی تمامی زوایای زندگی آنان را از جمله حفاظت جان، مال و زمینهای اهل مکه را شامل گردید و بر آنان جزیه نیز فرض ننمود و با مکه به خاطر قداستش مانند سایر شهرهای فتح شده برخورد ننمود؛ زیرا این شهر، محل عبادت بندگان خدا و محل حرم الهی بود. بنابراین، جمهور ائمه گفته‌اند: فروش و اجازه دادن زمینهای مکه جایز نخواهد بود؛ بله اهل مکه به قدر نیازهایشان از زمینهای آنجا استفاده نمایند و بقیه متعلق به حجاج و زائران می‌باشد، اما گروهی از علما، معتقد به جواز فروش و استیجار زمینهای مکه هستند و دلایل قوی ای نیز در این زمینه ارائه داده‌اند(2). 
-------------------------------------------------------------------------------------
1) المجتمع المدنی، عمری، ص 179.
2) همان، ص 180.محور اصلی تعالیم خانه ارقم قرآن کریم بود. قرآن کریم، تنها برنامه و اندیشه‌ای محوری بود که فرد مسلمان براساس تعالیم آن تربیت و پرورش می‌یافت. جبرئیل آیات قرآنی را بر پیامبر اکرم (ص) نازل می‌کرد و اصحاب آن را از پیامبر اکرم (ص) می‌شنیدند و در رگهایشان مانند خون جریان پیدا می‌کرد و در قلب و روح آنان رسوخ پیدا می‌کرد و از آنجا که تعالیم پروردگار معیار اصلی در زندگی آنان بود، لذا از آن متأثر می‌گشتند. در نتیجه هر یک از آنها به انسانی جدید، با ارزشها، احساسات، اهداف، سلوک و آرمانهای نوینی تبدیل می‌شد. پیامبر اکرم (ص) به شدت می‌کوشید و تلاش می‌نمود تا قرآن کریم تنها محور اصلی تربیتی باشد تا اصحاب براساس تعالیم آن تربیت گردند(1). 
یاران پیامبر اکرم (ص)، در خانه ارقم فقط قرآن و رهنمودهای ایشان را بزرگ‌ترین و اساسی‌ترین قانون دعوت و زندگی و تمدن می‌دانستند و قرآن تنها منبعی بود که شاگردان پیامبر اکرم (ص) فرا می‌گرفتند؛ پس قرآن، تنها منبع فراگرفتن و کتاب زنده این امت و پرچم‌دار مهربانی و مدرسه‌ای است که امت اسلام در آن درسهای زندگی را فرا می‌گیرد.
یاران پیامبر اکرم (ص) با جدیت و علاقة شدیدی رهنمودهای قرآن کریم را فرا گرفتند و به شدت کوشیدند تا با دقت کامل به آن عمل نمایند و در تمام امور زندگی فعلی و آینده خود از رهنمودهای آن استفاده می‌کردند. آنها زندگی خود را بر اساس رهنمودهای قرآن کریم، قرار داده بودند بنابراین، تصویری عملی برای این رهنمودهای الهی ارائه دادند. پس قرآن کریم، مدرسه الهی بود که دعوتگران و رهبران ربانی از آن فارغ التحصیل شدند، نسلی که بشر نه در گذشته و نه در آینده نظیر آن را دیده است. خداوند، قران کریم را بر پیامبرش نازل نمود تا به وسیلة آن امتی پدید آورد و به وسیلة آن دولتی تأسیس نماید و جامعه‌ای را سامان دهد و ضمیرها، اخلاقها و عقلها را تربیت نماید و عقیده، ایدئولوژی، اخلاق و احساساتی را اساس نهد و از این مدرسه یاران نخست پیامبر اکرم (ص) که در مقام زمینه‌های عقیدتی، روحی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و نظامی به برتری رسیده بودند، فارغ التحصیل شدند(2). 
-------------------------------------------------------------------------------------
1) دولة الرسول من التکوین الی التمکین، ص 225.
2) همان، ص 235.عده‌ای از افراد شرور که به دشمنی با خدا و پیامبر، شهرت داشتند و احتمال می‌رفت در صورت زنده ماندن، فتنه‌هایی ایجاد نمایند، از این عفو و گذشت عمومی، محروم شدند و پیامبر اکرم (ص) در مورد آنان از خشم و جدیتی که لازمة یک رهبر فرزانه است، استفاده نمود و دستور قتل آنان را صادر کرد و فرمود حتی اگر آنان را چنگ زده به ریسمانهای کعبه یافتید، بکشید(1). 
حافظ ابن حجر می‌گوید: من نامهای این افراد را از میان روایات مختلف جمع‌آوری نموده‌ام که عبارتند از: عبدالعزی بن خطل، عبدالله بن سعد بن أبی سرح، عکرمه بن ابی‌جهل، حویرث بن نقید، مقیس ابن حبابه، هبارابن الأسود، دو کنیز ابن خطل به نامهای: فرتنی و قریبه، ساره، کنیز آزاد شدة بنی‌عبدالمطلب، حارث ابن طلال خزاعی، کعب بن زهیر وحشی بن حرب و هند دختر عتبه(2). 
برخی از این افراد، کشته شدند و عده‌ای هم نزد پیامبر اکرم (ص) آمدند و مسلمان شدند و توبه کردند(3). 
------------------------------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النبویه، ابی شهبه، ج 2، ص 451 – تأملات فی السیرة، ص 262.
2) فتح الباری، ج 7، ص 9.
3) السیرة النبویة، ابی‌شهبه، ج 2، ص 451.در صبح روز بعد، به پیامبر اکرم (ص) خبر رسید که همپیمانانش از خزاعه، مردی مشرک از قبیلة هذیل را در قصاص مردی که آنان در گذشته از قبیلة خزاعه کشته‌ شده بودند، به قتل رسانده‌اند. پیامبر اکرم (ص) خشمگین شد و به ایراد خطبه‌ای با این مضمون پرداخت: 
ای مردم! شهر مکه از روزی که خداوند، آسمانها و زمین را آفریده است، دارای حرمت بوده است و تا قیامت این حرمت محفوظ خواهد بود.
بنابراین، برای کسی که به خدا و روز واپسین ایمان دارد، روا نیست که در آن خونریزی نماید، یا درخت آن را قطع کند. این شهر نه قبل از من برای کسی حلال بوده است و نه بعد از من حلال خواهد بود، فقط به مدت چند لحظه برای من حلال گردید به خاطر اینکه خدا بر اهل آن خشم گرف