م که به خاطر چه کاری خارج شده است؟ گفت: به خاطر همان چیزی که شما خارج شده‌اید. گفتم: ما به خاطر اسلام و پیروی از محمد بیرون شده‌ایم. گفت: من نیز به خاطر همین امر بیرون شده‌ام. از آنجا همه با هم به سوی مدینه حرکت نمودیم تا اینکه به مدینه رسیدیم و در حره فرود آمدیم. خبر قدوم ما به پیامبر اکرم(ص)  رسید. ایشان خوشحال شده بودند. من لباسهای بهتری را که همراه داشتم، پوشیدم و برای ملاقات با پیامبر اکرم (ص) آماده کردیدم. در این اثنا برادرم را دیدم. او گفت: پیامبر اکرم (ص) از آمدن شما خوشحال شده و منتظر شما است. من نیز شتابان رفتم. ایشان را در حالت تبسم یافتم؛ به ایشان سلام نبوت کردم. با چهره‌ای گشاده جواب سلام مرا داد. شهادت را بر زبان آوردم و مسلمان شدم. پیامبر اکرم (ص) فرمود: سپاس خدایی را که تو را هدایت کرد.
پیامبر اکرم (ص) فرمود: با توجه به عقل و خردی که در تو سراغ داشتم، امیدوار بودم که خداوند تورا به مسیر خیر موفق بگرداند. گفتم: ای رسول خدا! من در معرکه‌های زیادی علیه شما و با حق مبارزه نموده‌ام، از خدا بخواه که مرا بیامرزد. ایشان فرمود: اسلام، تمامی گناهان گذشته را محو و نابود می‌کند. گفتم: باز هم برایم دعای مغفرت بکنید. فرمود: بارالها! خالد را به خاطر تمام کارشنکنی‌هایی که علیه اسلام کرده است، عفو کن و از او بگذر؛ سپس عمرو و عثمان جلو آمدند و با ایشان بیعت کردند و اسلام آوردن ما مصادف با ماه صفر سال هشتم هجری بود و به خدا سوگند از روزی که مسلمان شدم، رسول خدا در مصائب و مشکلاتی که پیش می‌آمد، هیچ کس را بر من ترجیح نمی‌داد(1). 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) البدایة و النهایة، ج 4، ص 239 – 240 – التاریخ الاسلامی، ج 7، ص 95.الف – خشم گرفتن نجاشی در مقابل پیشنهاد عمرو، بیانگر ایمان ومحبت وی با رسول خدا و مؤمنان است واین موضعگیری ایشان تأثیری مهم در اسلام آوردن عمرو داشت و بدین صورت یکی از بزرگان قریش توسط او مسلمان شد و به دلیل این امر، اجر برگی نصیب او خواهد گردید. 
ب – مسلمان شدن عمرو، پیروزی بزرگی برای اسلام و شکستی جبران‌ناپذیر برای کفار بود؛ زیرا او عقل و سیاست و تدبیر خود را در راه پیشرفت دعوت اسلام به کار گرفت و قبل از این کفار از عقل و اندیشة او در کارهای بزرگ و پیچیده استفاده می‌کردند(1). 
ج – خالد بن ولید به خوبی حقانیت اسلام را درک نموده بود؛ چنانکه خود معترف است که بعد از هر موضعگیری علیه اسلام، بر نادرست بودن این عمل خویش و بر این امر که به زودی محمد بر دشمنانش پیروز خواهد شد، آگاه بوده است(2)  و این درس بزرگی برای کسانی است که با اسلام در ستیز و مبارزه هستند(3). 
د – اهمیت دادن به انسانها یکی از راههای مؤثر در نفوذ کردن به درون آنها و تشویق آنان جهت پذیرش اسلام است؛ چنانکه پیامبر اکرم (ص) به برادر خالد فرمود: نباید فردی چون خالد تاکنون از اسلام بیگانه می‌ماند و اگر مسلمان می‌شد برایش بهتر بود و ما او را بر دیگران ترجیح می‌دادیم.
این کلمات پیامبر اکرم (ص) تأثیر بسزایی در وجود خالد گذاشت و قلب او را به سوی اسلام متحول نمود و از آنجا که آن حضرت ویژگیهای ذاتی افراد را مدنظر داشت و استعدادها را به خوبی می‌دانست، با توجه به شایستگیهای عقلی و رزمی‌ای که در خالد سراغ داشت، اظهار نمود که اگر او مسلمانان می‌گردید، ما ازتوانائیهای وی جهت گسترش اسلام استفاده می‌کردیم. خالد که پیش از این به خاطر ماندنش در جهالت و شرک، دچار اضطراب گردیده بود، با خود گفت: اگر مسلمان بشوم نه تنها چیزی از دست نمی‌دهم؛ بلکه در آنجا نیز از استعدادهایم استفاده خواهند کرد. تمامی عوامل ذکر شده موجب گردید که از اضطراب و وسواس نجات یابد و عزمش را برای پذیرفتن اسلام جزم نماید.
آخرالامر اینکه مسلمان خالد و عمرو پیروزی بزرگی برای اسلام و شکستی برای مشرکان به شمار می‌رفت و خداوند به وسیلة آنان صفحات درخشنده‌ای از جهاد و مبارزه در تاریخ اسلام به ثبت رسانید که برای همیشه در یاد و خاطره‌ها خواهد ماند(4). 
---------------------------------------------------------------------------------------------------
1) التاریخ الاسلامی، ج 7، ص 90.
2) صلح الحدیبیه، ابی‌فارس، ص 263.
3) التاریخ الاسلامی، حمیدی، ج 7، ص 95.
4) همان، ص 96.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:665.txt">اسباب و تاریخ وقوع آن</a><a class="text" href="w:text:666.txt">اعزام لشکر اسلام</a><a class="text" href="w:text:667.txt">رسیدن لشکر به منطقة معان و به شهادت رسیدن فرماندهان سه‌گانه</a><a class="text" href="w:text:668.txt">انتخاب خالد بن ولید توسط مسلمانان به سمت فرماندهی جنگ</a><a class="text" href="w:text:669.txt">معجزة پیامبر اکرم (ص) و مطلع شدن اهل مدینه از جریان لشکر</a><a class="text" href="w:text:670.txt">درسها، فواید و عبرتها</a></body></html>عامل اصلی ایجاد درگیری بین مسلمانان و بیزانیسها را عربهای ساکن شام فراهم ساختند؛ چنانکه طایفة کلب که شاخه‌ای از قضاعه و در دومه‌الجندل بود، همواره سعی می‌کرد راه تجاری مسلمانان را به شام مسدود نماید و نوعی تحریم اقتصادی بر آنان تحمیل نماید و برای این منظور، مزاحمتهایی برای کاروانهای مسلمانان ایجاد می‌نمود. بنابراین، پیامبر اکرم (ص) در سال پنجم هجری به قصد تأیب طایفه ی کلب به قصد دومه‌الجندل حرکت کرد، اما آنان قبل از رسیدن ایشان متفرق شده بودند.
همچنین مردانی از طوایف لخم و جذام، راه فرستادة پیامبر اکرم (ص) دحیه بن خلیفة کلبی را در مکانی به نام حسمی بستند و هر آنچه با خود داشت، بردند. آن حضرت در سال ششم هجری زید بن حارثه را با گروهی جهت تأدیب آنها فرستاد. همچنین در همین سال طوایف مذحج و قضاعه برای زید بن حارثه و همراهانش که جهت تبلیغ اسلام به وادی‌القرای می‌رفتند، مزاحمت ایجاد کردند(1). 
بعد از صلح حدیبیه این موضعگیریهای جنگ افروزانه علیه اسلام شدت گرفت؛ چنانکه سفیر پیامبر اکرم (ص)، حارث بن عمیر ازدی، توسط شرحبیل بن عمرو غسانی، حاکم بصری، که تابع حکومت روم بود، کشته شد درحالی که قبل از آن ، کشتن پیک و سفیر مرسوم نبود.
همچنین حاکم دمشق، حارث بن ابی شمرغسانی، با فرستادة پیامبر اکرم (ص) برخورد شایسته‌ای نکرد و با اعلان جنگ علیه مدینه او را تهدید نمود. هنوز مدت زمانی طولانی از این وقایع نگذشته بود که پیامبر اکرم(ص)  گروهی از مبلغان را به سرکردگی عمرو بن کعب غفاری به منطقه‌ای به نام ذات أطلاح جهت تبلیغ اسلام فرستاد، اما آنان نه تنها دعوت مبلغان اسلام را نپذیرفتند؛ بلکه آنان را محاصره نمودند و همه را، به جز امیرشان که مجروح شده بود و خود را به مدینه رسانید و رسول خدا را از ماجرا مطلع ساخت، دیگران را به قتل رسانیدند(2). 
همچنین نصرانیان شام به سرپرستی امپراطور رم به اذیت و آزار کسانی که مسلمان می‌شدند یا به اسلام تمایل نشان می‌دادند، پرداختند؛ چنانکه والی شهر معان را که مسلمان شده بود، کشتند و والی شام نیز عربهایی را که مسلمان شده بودند، به قتل رسانید(3). 
این وقایع دردناک و به ویژه قتل س