افران.»
از این آیه، چنین استدلال می‌شود که یعقوب از فرزندانش خواست که درصدد جستجوی یوسف و برادرش برآیند و از این آیه ثابت می‌شود که حداقل یکی از پیامبران خدا، جمع‌آوری اطلاعات از دیگران را درست دانسته است. جمع‌آوری معلومات از عناصر اساسی در دانش اطلاعاتی شمرده می‌شود و یعقوب براصل جمع‌آوری اطلاعات تأکید می‌نماید و می‌گوید: (وَلاَ تَيْأَسُواْ )«ناامید نشوید.» شکی نیست که اصحاب پیامبر اکرم (ص) در جمع‌آوری اطلاعات در مورد کسی که می‌خواستند او را به اسلام دعوت دهند، کوتاهی نمی‌کردند و رهبری این مسائل بر عهدة پیامبر اکرم(ص) بود بنابراین، پیامبر اکرم (ص) دستگاه امنیتی گسترده‌ای ترتیب داد که به ارتباط منظم بین رهبری و نیروها می‌پرداخت تا اصل پنهان کاری را تضمین نماید.
در این مورد در آیه‌های مکی قرآن آمده است:
(وَقَالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ فَبَصُرَتْ بِهِ عَن جُنُبٍ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ(11) وَحَرَّمْنَا عَلَيْهِ الْمَرَاضِعَ مِن قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ يَکْفُلُونَهُ لَکُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ(12)) (قصص، 11-12)
«مادر موسی به خواهر موسی گفت: اورا دنبال کن. او دورا دور، موسی را زیر نظر داشت بدون اینکه آنان بدانند و ما پیش از آن، دایگان را از او بازداشتیم (خواهر و موسی) گفت: آیا شما را به اهل خانه‌ای رهنمود کنم که برایتان او را سرپرستی کنند و خیرخواه و دلسوز او باشند.»
بار بررسی آیه‌های فوق، به نکات ذیل پی خواهیم برد: 
1- مادر موسی برای حفاظت فرزندش از اصل جمع‌آوری اطلاعات استفاده می‌نماید: 
(وَقَالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ ...) (قصص، 11)
«به خواهر موسی گفت: او را دنبال کن.»
تقصی یعنی تعقیب و جمع‌آوری اطلاعات.
2- انتخاب عنصر امانتدار و علاقمند به جمع‌آوری اطلاعات، مورد اعتماد و امانتدار باشند (وَقَالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ ) پس مادر موسی کسی دیگر غیر از خواهر موسی را انتخاب نکرد؛ زیرا خواهر موسی به دلیل اینکه منفعتش ملحوظ بود، هم علاقمند و هم امانتدار بود و از جانش برای جمع‌آوری اطلاعات و به دست آوردن اخبار مایه گذاشت. پس عنصری که در عملیات اطلاعاتی فرستاده می‌شود، باید از جانش مایه بگذارد و به مصلحتی که به سوی آن فرستاده شده است، علاقمند باشد.
3- تعقیب و دنبال کردن بدون اینکه کسی متوجه این عمل گردد؛ زیرا از کلمة «تقصی» هوشیار بودن و عملی که توجه دیگران را برنینگیزد، استنباط می‌گردد. چنانکه او موسی را دید بدون اینکه آنها احساس کرده باشند.
4- دقت نگاه و قوت فراست هنگام جمع‌آوری اطلاعات:
(فَبَصُرَتْ بِهِ عَن جُنُبٍ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ) (قصص، 11)
5- خواهر موسی به نوعی از خبر چینی و جمع‌آوری اطلاعات عصر حاضر پرداخت که عبارت است از تخریب فکری. چنانکه وقتی دید که آنها توانایی شیر دادن را ندارند گفت:
(قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ يَکْفُلُونَهُ لَکُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ) (قصص، 12)
«آیا شما را به اهل خانه‌ای راهنمائی کنم که برایتان او را سرپرستی کنند و خیرخواه و دلسوز او باشند.»
او می‌خواست با این سخن، موسی را از دایه‌ها بگیرد و نزد مادرش برگرداند. بدون اینکه آنها احساس کنند که مادر موسی با وی نسبتی دارد.
6- کوشش برای رسیدن به هدف پس از جمع‌آوری اطلاعات. چنانکه خواهر موسی به این اکتفا نکرد که فقط جای موسی را شناسائی بکند؛ بلکه اخبار را پی‌گیری کرد و محل موسی را شناسائی و تلاش نمود تا او را به مادرش برگرداند و موفق هم شد(1). 
این آیه‌ها در وجود اصحاب، حس تلاش برای حفظ امنیت و مواظب بودن در مسیر دعوتگری را پرورش داد. سیرة پیامبر اکرم (ص) در تمامی ابعاد و حتی در بعد امنیتی آن از زمان تربیت افراد و بعد از قیام آن برای تمامی مسلمانان الگو است و دولتهای مسلمان نیازمند تأسیس دستگاههای امنیتی پیشرفته (در عصر حاضر) هستند که از اسلام و مسلمانان در برابر دشمنهای یهودی و نصرانی و ملحدان حمایت کند وصف مسلمانان را از اینکه دشمنان در آن وارد شوند و خلل ایجاد کنند حفاظت نماید و مراقب کارها و دسیسه‌های مخالفان اسلام باشد تا رهبر از اطلاعاتی که دستگاههای امنیتی مؤمن به او ارائه می‌دهند، استفاده کند و این دستگاهها باید براساس منبع قرآن کریم و سنت نبوی تأسیس گردد و اخلاق مردان آن نمونه‌ای والا باشد که ویژگیهای مردان امنیتی مسلمانان در آن نماد پیدا کند. 
اهمیت دادن مسلمانان به این امر، آنان را از یورش ناگهانی دشمن مصون می‌دارد؛ «زیرا با شناسایی نقاط قوت و ضعف خود و دشمن و تقویت نقاط مثبت خودت، اگر صد معرکه به راه بیندازند جای ترس وجود ندارد و هرگاه نقاط ضعف و قوت خودت را بشناسی و درصدد شناسایی این نقاط در وجود دشمن برنیایی، در هر معرکه با شکست مواجه خواهی شد.»(2) 
در تاریخ بشر ایجاد دستگاه امنیتی و اطلاعاتی که اوضاع را پیگیری و به اطلاع رهبر برساند، کار جدیدی نیست و همچنین در تاریخ مسلمانان از زمان نبوت و خلافت راشده تا به امروز سابقه و ریشه دارد. از عوامل مهم قدرت این است که به این امر به گونه‌ای شایسته توجه گردد و سطح آن بالا برده شود و تشکیلات آن متناسب با اقتضای زمان پیش برود(3). 
پیامبر اکرم (ص) از تمام جوانب تربیتی اصحابش آگاهی داشت و آنها را به دسته‌های متفاوتی تقسیم نمود: به عنوان مثال فاطمه بنت خطاب و همسرش سعید بن زید که پسر عموی عمر بن خطاب (رض) بود در یک خانواده با نعیم بن عبدالله نحام بن عدی بودند و معلم آنها خباب بن ارت بود. آنها به خواندن قرآن و رعایت تجوید و یاد گرفتن مخارج حروف و زیاد خواندن آن اکتفا نمی‌کردند؛ بلکه هدفشان فهمیدن قرآن و درک امر ونهی آن و عمل نمودن به آن بود(4). 
پیامبر اکرم (ص) به برنامه‌ریزی دقیق و سازمان یافته اهمیت می‌داد و تمامی اقدامات و فعالیتهای خویش را براساس برنامه‌ای منظم و حساب شده انجام می‌داد و کاملاً می‌دانست که به زودی، روزی خواهد آمد که به دعوت آشکار مأموریت داده می‌شود که مرحله‌ای دشوار خواهد بود. بنابراین، برای پرورش چنین گروه مومن و سازمان یافته‌ای نیاز بود که ارتباط پیامبر اکرم(ص)  با آنان ارتباطی گسترده و عمیق باشد و می‌بایست این ارتباطها در مکانی خاص سازماندهی می‌شد و بر این اساس پیامبر اکرم(ص) و یارانش خانه ارقم بن ابی ارقم را انتخاب نمودند؛ زیرا پیامبر می‌دانست که این کار به دقت کامل در سری بودن جریان وتنظیم نیاز دارد و باید رهبر و مربی با پیروانش در مکانی دور از انظار عمومی، دیدار نماید و استمرار دیدارهای مرحله‌ای و منظم رهبر و سربازانش، بهترین وسیله برای تربیت عملی و تربیت تئوریک و ساختن شخصیتهای دعوتگرانه‌ای که در آینده بتوانند رهبری دعوت را به عهده داشته باشند، بود و از جمله عواملی که بر این موضوع دلالت می‌نماید که پیامبر اکرم (ص) یارانش را آماده می‌کرد و سازندة دولت و حاملان دعوت و رهبران ملتها گردند، این ا