گاه و نظر خود، مقيد و مخصوص نگردانيد(1).  
---------------------------------------------------------------------------------------
1) صدرة عبر من الجهاد النبوی فی المدینه، ص 297.در جريان صلح حديبيه آمده است كه عمر بن خطاب و برخي ديگر از صحابه، صلح با قريش و پذيرفتن شرایط غير منصفانه آنها را ناگوار پنداشتند اعتراض نمودند، اما بعد از مدت زمانی اندک از این عمل خود پشيمان و نگران شدند تا در مقابل دستور و تصميم پیامبر اکرم (ص) بر رأي و‌ انديشه خود تكيه نكنند و آن را ارائه ننمايند؛ چنانكه عمر(رض) همواره مي‌گفت: اي مردم! رأي و نظر خود را در مقابل دين، کوچک بشمارید؛ زيرا من در جريان صلح حديبيه و قضيه ابوجندل، تصميم پیامبر اکرم (ص) را با اجتهاد خود، رد ‌نمودم(1) . سهل بن حنيف نيز مي‌گفت: رأي و نظر خود را درمقابل دين، کوچک بدانيد؛ زيرا اگر مي‌توانستم در قضيه ابوجندل، پیامبر اکرم (ص) را از تقسیم او منصرف می‌نمودم(2) . و عمر(رض) تا مدتها پس از اين قضيه، در حالت ترس از عذاب خدا به سر مي‌برد كه مبادا به خاطر مخالفت با تصمیم پیامبر اکرم (ص) مورد مؤاخذه قرار گيرد تا جائي كه مي‌گفت: من پس از آن، هميشه روزه مي‌گرفتم و صدقه مي‌دادم و برده آزاد مي‌كردم تا خدا مرا بيامرزد و به قدري از اين اعمال انجام دادم كه وجدانم راضي شد(3).  
بنابراين، بر تمامی مسلمانان واجب است که در برابر دستورات خدا و پيامبرش مطيع محض باشند؛ گر چه، از نظر ظاهر امر و اجتهاد خود شخص، صلاح كار چنين اقتضا نكند؛ زيرا انسان مكلف، بايد معتقد باشد كه خير در چيزي است كه خدا و رسولش بدان امر كرده‌اند نه آنچه عقل قاصر انسان آن را حكم مي نمايد(4).  
------------------------------------------------------------------------------------------------
1) غزوة الحدیبیه، حکمی، ص 313. 
2) همان، ص 179. 
3) همان، ص 313.
4) حدائق الانوار و مطالع الاسوار، ج 2، ص 622. قبلاً بيان گردید كه پیامبر اکرم (ص) خطاب به يارانش فرمود: هركس از اين گردنه عبور نمايد، گناهانش بخشيده مي‌‌شوند(1).  
از اين حديث، جنبه مهمي از برنامه‌هاي تربيتي پیامبر اکرم (ص) آشكار مي‌گردد كه می‌بایست در آن به تدبر و ‌انديشيدن پرداخت پیامبر (ص) يارانش را به بالا رفتن از گردنه مذكور، تشويق نمود و به آنها مژده داد كه با اين عمل، گناهانشان بخشوده خواهد شد. با دقت و تدبر در این حدیث، مفاد ذیل استنباط می‌گردد(2) : 
1- پیامبر اکرم (ص) در این صدد بود تا هر لحظه، توجه ياران خود را به آخرت معطوف بدارد.
2- آن حضرت(ص)  سعي بر اين داشت تا هر حركت و عمل صحابه با انگيزه توشه‌اندوزي براي آخرت انجام گيرد. حتي در كارهاي عادي و آنچه براي اشباع غريزه انجام مي‌دادند تا جایي كه فرمود: همخوابي با همسرانتان براي شما صدقه محسوب مي‌شود. گفتند: اي پیامبر اکرم! ما به غريزه جنسي خود پاسخ مي‌دهيم، اين صدقه است؟ فرمود: آيا اگر آن را با حرام اشباع مي‌نموديد، گناه‌كار نمي‌شديد؟ همين طور وقتي آن را در حلال مصرف نماييد، مستحق پاداش مي‌شويد(3) . و در جایي مي‌فرمايد: هر آنچه شما انفاق كنيد، صدقه است حتي لقمه‌اي كه در دهان همسر خود مي‌گذاريد(4).  
اين مفاهيم اگر در دل انسان مسلمان جاي گيرد، زندگي‌ او رنگ عبوديت مي‌گيرد و عبادت خدا در همه جوانب حيات او جلوه مي‌كند و اين فراگيري همه جا آشكار مي‌گردد كه مي‌توان مهم‌ترين آثار آن را در اين دو مورد خلاصه كرد: 
الف: اینکه زندگي مسلمان و اعمال روزمره‌اش رنگ خدایي و عبادي بگيرد. و تمامی اعمال خویش را در مقام بنده‌ای عبادتگزار و فروتن انجام دهد. با اين انگيزه، انسان در این دنیا به زندگی مطلوب خواهد رسید و از نعمتهاي آن بهره‌مند شود. و اين چيز در نيكيهاي او مي‌افزايد و او را به خدا نزديك‌تر مي‌گرداند. 
همچنین اين عمل، او را به نيكو انجام دادن كارهاي دنيوي وادار مي‌سازد؛ چرا كه او این اعمال را با انگيزه خشنود ساختن خدا و دريافت پاداش اخروي انجام مي‌دهد.
ب: اين عمل از انسان شخصيتي مي‌سازد كه فقط يك هدف دارد و تمامی اقدامات او براي تحقق همان هدف‌ وی انجام مي‌گيرد. هدف او كسب رضايت خدا است و براي رسيدن به اين هدف سعي و تلاش می‌نماید تا به تمامی اعمال خویش، رنگ عبادي بدهد. بنابراين، از آنجا که او رضایت الهی را جستجو می‌نماید، در كارها و تصرفات او تضادی وجود ندارد(5).  
اصحاب و یاران پيامبر اکرم (ص) اين گونه زيستند و اين مفاهيم را در زندگي خود به حقایقی تبديل كردند بنابراین، خدا نيز سيرة آنها را براي نسلهاي بعدي الگو و نمونه قرار داد(6).  
-----------------------------------------------------------------------------------------
1) مرویات غزوة الحدیبیه، ص 315. 
2) صحیح مسلم، کتاب الزکاة، ص 53. 
3) مسلم، کتاب الزکاة، ص 53. 
4) البخاری کتاب الوصایا، ص 2742. 
5) العبادة فی الاسلام، قرضاوی، ص 66. 
6) مرویات غزوة الحدیبیه، حکمی، ص 316. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:617.xml">فصل اول: غزوه خیبر</a><a class="folder" href="w:html:631.xml">فصل دوم: دعوت پادشاهان و امرا</a><a class="folder" href="w:html:653.xml">فصل سوم: عمره‌القضاء</a><a class="folder" href="w:html:664.xml">فصل چهارم: جنگ موته (هشتم هجری)</a><a class="folder" href="w:html:671.xml">فصل پنجم: سریة ذات‌السلاسل</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:618.txt">تاریخ و انگیزه آن</a><a class="text" href="w:text:619.txt">رهسپارشدن لشكر اسلامي به سوي خيبر</a><a class="text" href="w:text:620.txt">فتح و سقوط قلعه‌ها</a><a class="folder" href="w:html:621.xml">شهيد باديه نشين، چوپان سياه و قهرمان دوزخي</a><a class="text" href="w:text:625.txt">آمدن جعفر و همراهانش از حبشه</a><a class="text" href="w:text:626.txt">تقسيم غنایم</a><a class="text" href="w:text:627.txt">ازدواج پیامبر اکرم (ص) با صفيه دختر حي بن اخطب</a><a class="text" href="w:text:628.txt">كوشش نافرجام يهود براي مسموم كردن پیامبر اکرم (ص)</a><a class="text" href="w:text:629.txt">حجاج بن علاط سلمي و بازگردانيدن اموال وی از مكه</a><a class="text" href="w:text:630.txt">برخي از احكام فقهی که در اين غزوه نازل گردید</a></body></html>ابن اسحاق مي‌گويد: غزوه خيبر در محرم سال هفتم ه‍ اتفاق افتاد(1)  و واقدي معتقد است كه در ماه صفر و يا ربيع‌الاول سال هفتم و پس از بازگشت از حديبيه بوده است(2) . ابن سعد تاریخ این غزوه را در جمادي الاول سال هفتم(3)  و زهري و مالك تاریخ این غزوه را در محرم سال ششم هجری می‌دانند(4).  
يهوديان خيبر تا قبل از اسکان سران يهود بني نضير، دشمني خود را با اسلام آشكار ننموده بودند. بنی نضير به خاطر اخراج از مدينه، كينة مسلمانان را در دل داشتند. البته اخراج آنان از آنجا براي از هم پاشيدن قدرتشان كافي نبود؛ زيرا آنها در حالي مدينه را ترك نمودند كه زنان، فرزندان و اموال خود را به همراه داشتند و كنيزانشان پشت سر آنها در حركت بودند. دف مي‌زدند و آهنگ موسيقي مي‌نواختند(5).  
از چهره‌هاي سرشناس بنی نضير كه در خيبر ساكن شدند، مي‌توان سلام ابن ابي الحقيق، كنانه بن ابي الحقيق وحي بن اخطب را نام برد(6).  
آنها چنين مي‌پنداشتند كه همكاري يهوديان خيبر با آنان براي مقابله با مسلمانان و گرفتن انتقام از آنان كافي خواهد بود. آ