فادة پیامبراکرم (ص) از تاکتیک و روشی خاص، از طرفی دیگر بني لحيان نيز به خاطر خيانتي كه انجام داده بودند، كاملاً مواظب حركات مسلمانان بودند و همه جا، جاسوساني را گمارده بودند تا تحركات لشكر اسلام را كنترل نمايند. بنابراين، خبر قدوم لشكر اسلام به آنها قبل از خود لشكر رسيد، لذا پاي به فرارگذاشتند و به كوه‌هاي اطراف پناه بردند.
پیامبر اکرم (ص) بعد از اينكه به محل سكونت دشمن رسيد، دو روز در آنجا اردو زد و دسته‌هایي را جهت تعقيب فراريان به نواحی مختلف فرستاد، اما اثري از آنها ديده نشد. سپس پیامبر اکرم (ص) در حالي كه در دلهاي دشمنان خود ترس و اضطراب ايجاد نموده بود، به مدينه برگشت(3).  
ج - ايجاد رعب و وحشت براي مشركان مكه 
از آنجا كه اين منطقه در نزديكي مكه واقع شده بود، پیامبر اکرم(ص)  فرصت را غنيمت شمرد و تصميم گرفت با حركتی نمايشي، مشركان مكه را به رعب و وحشت بيندازد. براي اين منظور راه مكه را در پيش گرفت و بعد از اينكه به وادي «عسفان» رسيد، در آنجا اردو زد و ابوبكر صديق(رض) را با ده نفر سوار به اطراف مكه فرستاد. ابوبكر و همراهانش(رض) راه مكه را در پيش گرفتند تا اينكه در نزدیکی مكه به «كراع غميم» رسيدند. قريش از آمدن ابوبكر(رض) مطلع شدند و گمان كردند كه محمد(ص) قصد حمله به آنان را دارد بنابراين، ترس و وحشت شديدي دامنگير آنها شد و پیامبر اکرم(ص) نیز که چنین هدفی را دنبال می‌نمود، و از آنجا به مدينه برگشت(4). 
د - ترحم بر شهدا
با رسیدن لشكر اسلام به وادي «غران» يعني محلي كه تعدادي از صحابه(رض) توسط خائنان به شهادت رسیده بودند، پیامبر اکرم (ص)  در حق آنان دعا و به حال آنان ترحم نمود.
--------------------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النبویه فی ضوء مصادرها الاصلیه، ص 468.
2) صلح الحدیبیه، باشمیل، ص 34-35.
3) همان، ص 36.
4) همان، ص 37.هنوز چند روزي از بازگشت پیامبر اکرم (ص) از غزوة بني لحيان نگذشته بود كه عینیه بن حصن فزاري با گروهي از سواران غطفان به جنگلي در نزديكي‌هاي مدينه حمله كرد و ذر بن ابي ذر را كشت. و همسر او را اسير نمود و حدود بيست شتر را نیز به غارت برد.
پیامبر اکرم (ص)، فوراً با پانصد نفر از يارانش در حالي كه سعد بن عباده (رض) و سيصد نفر از بستگانش را به نگهباني مدينه گمارد، به تعقيب آنان پرداخت(1)  و در دامنة كوهي در نزديكي آب ذي قرد، بر دشمن مسلط گردید و برخي از آنان را كشت و شتران را پس گرفت(2). 
رویداد مهم این غزوه، اثبات قهرماني بي نظير صحابي بزرگوار، سلمه بن اكوع(رض)‌ است كه او نيز در آنجا از شتران بيت المال نگهداري مي‌نمود. سلمه (رض) كه تيراندازي ماهر بود، قبل از رسيدن سواران پیامبر اکرم (ص) دشمن را هدف تيرهاي خود قرار داده و مشغول ساخته بود، به گونه‌اي كه توانسته بود به تنهایي تعدادي از شتران را از آنها پس گيرد(3).  
همسر ابن ابی ذر نیز که به اسارت در آمده بود، توانست سوار بر يكي از شتران پیامبر اکرم(ص) از دست دشمن بگريزد و خود را به مدينه برساند و نذر كرده بود كه اگر سالم به مدينه برسد، شتري را كه بر آن سوار است، قرباني كند. وقتي نذر خود را به پیامبر اکرم(ص) گفت، آن حضرت (ص) لبخندي زد و فرمود: بد پاداشي به آن مي‌دهي. بر آن سوار شده و از دست دشمن نجات يافته‌اي، آيا پاداش آن كشتن است؟ سپس فرمود: وفا به نذر مالي كه از آنِ تو نيست لازم نمي‌باشد(4) . آن گاه پیامبر اکرم (ص) بعد از پنج روز به مدينه برگشت(5).  
اين غزوه از مهم‌ترين غزوه‌هایی به شمار مي‌رود كه پیامبر اکرم (ص) بعد از غزوة احزاب و بنی قريظه و قبل ازغزوه خيبر شخصاً در آن حضور داشت و به تأديب اعراب نجد پرداخت. و پس از اين غزوه نيز حمله‌هاي متعددي براي سركوب ساختن و تأديب مشركان انجام گرفت كه برخي موفقيت‌آميز بودند و عده‌اي هم با شكست مواجه شدند. و مهم‌ترين آنها، دستة نظامي عكاشه بن محصن اسدي (رض) معروف به «سريه غمر»(6)  بود. 
پیامبر اکرم (ص) او را در ربيع الاول سال ششم هجري به سوي بني اسد فرستاد. آنها قبل از رسيدن عكاشه (رض) و همراهانش فرار كرده و به كوه‌هاي اطراف پناه بردند. مسلمانان دويست شتر به غنيمت گرفتند و به مدينه بازگشتند(7). 
يكي ديگر از سريه‌هاي مهمي كه در اين فرصت اتفاق افتاد سرية محمد بن مسلمه انصاري(رض)  به محله‌اي به نام «ذي قصه» بود كه با هدف فراري دادن بني ثعلبه از غارت مواشي اهل مدينه اتفاق افتاد. محمد بن مسلمه (رض) در ربيع الثاني سال ششم هجري با گروه اندكي از مسلمانان بر آنها حمله نمود. تعداد بدويها صد نفر بود. آنان يكديگر را مورد هدف قرار دادند و با یکدیگر به مبارزه پرداختند. سرانجام همراهان محمد بن مسلمه(رض)  به شهادت رسيدند و خودش زخمي شد و نتوانست خود را به مدينه برساند تا اينكه توسط يكي از مسلمانان به مدينه آورده شد(8).  
بعد از سریة محمد بن سلمهة انصاری، پیامبر اکرم (ص) ابوعبيده (رض) را جهت انتقام خون شهدا، با دسته‌اي چهل نفري به منطقة مسكوني بني ثعلبه فرستاد. آنها در آنجا به كسي دسترسي پيدا نكردند، فقط تعدادي از مواشي آنها را به غنيمت گرفتند و به مدينه آوردند(9). 
در جمادي الاول سال ششم، زيد بن حارثه (رض) با صد و هفتاد سوار براي بار دوم به «عيص» جهت تعرض به كاروان قريش كه از شام مي آمد، اعزام گرديد. آنها به این قافله رسیدند و محمولة آن را به غنيمت گرفتند و بعضي از افراد قافله از جمله داماد پیامبر اکرم (ص) يعني ابوالعاص و مادرش را كه خواهر خديجه (رض) بود، اسير نمودند(10). 
همچنين در شعبان همين سال، دسته‌اي متشكل از صد نفر به فرماندهي علي(رض) براي سركوب ساختن بني‌سعد بن بكر كه جهت ياري رساندن به يهوديان خيبر جمع شده بودند، اعزام گرديد؛ چنانكه علي(رض) بر آنان حمله برد و مقداري از حيوانات و مواشي آنان را به غنيمت گرفت و به مدینه بازگشت(11).  
هدف اين سریه، تأدیب تمامی دشمناني بود كه قصد ياري رساندن به يهوديان را داشتند؛ زيرا همه دريافتند كه هرگونه تحرك آنها زير نظر چشمان تيزبين دولت مردان مدينه قرار دارد و آنها همه چيز را كاملاً كنترل مي‌نمايند(12).  
اعزام اين دسته‌ها و متلاشي ساختن گردهم‌آیي دشمنان، علاوه بر اینکه براي مسلمانان در تمامي ادوار درسی بزرگ بوده است؛ بيانگر اهميت كنترل اخبار و وضعيت دشمنان نیز می‌باشد، چنانكه پیامبر اکرم (ص) توسط عناصر مختلف مانند دسته‌هاي اطلاعاتي، مسلماناني كه هنوز قومشان از مسلمان شدن آنها بي‌خبر بودند و كساني كه رابطة حسنه با مسلمانان داشتند، پيشاپيش از تحركات و اوضاع دشمنان خود باخبر مي‌شد. بنابراين، هيچ گاه دشمنان نتوانستند، آن حضرت(ص) را غافلگير سازند؛ پس بايد مسلمانان امروزي نيز با تأسي از پیامبر اکرم (ص) همواره مواظب تحركات و نقشه‌هاي شوم دشمنان خود باشند و بي تفاوت ننشينند(13).  
--------------------------------------------------------------------------------------
1) عیرن الاثر، ابن سید الناس، ج 2، ص 72-73. 
2) التاریخ السياسی العسکری، ص 327. 
3) صلح الحدیبه، ص 43. 
4) همان ص 45.
5) التاریخ السیاسی 