احت مقدس نبوت است؛ چنانكه امام ابن العربي،  به اين نوع روايات جواب داده و گفته است: اينكه مي‌گويند: آن حضرت (ص) با دیدن زينب او را پسنديد ... سخني مردود است؛ زيرا زينب هميشه در كنار پیامبر اکرم (ص) بود و چون فرضية حجاب نازل نشده بود، آن حضرت(ص)  همواره او را مي‌ديد؛ پس چگونه ممكن است زني كه از نزديكان ايشان است و هميشه در كنار هم زندگي مي‌كنند، يكباره و آن هم بعد از ازدواج، قلب پیامبر اکرم (ص) را تسخير نمايد؟ علاوه بر آن قلب پاك آن حضرت از اين گونه آلايشهاي فاسد خيلي بدور بود. بنابراین، امکان چنين امری چگونه ممكن است در حاليكه خداوند به ايشان چنين دستور داده بود: 
(لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْکَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ) (حجر، 88)
«و چشمانت را به آنچه از زینت‌های دنیا به برخی از آنان داده‌ایم، مدوز.» 
زنان، برترين زينت زندگي دنيا هستند كه نبايد چشم به آنها دوخت. بنابراین چنين امری براي پیامبر اکرم (ص) حتي در مورد زنان مطلقه بعيد است؛ پس چگونه ممکن است به زنی که شوهر دارد، با چنین دیدی نگاه کند؟ 
و هدف از (تُخْفِي فِي نَفْسِکَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ) آن طور كه برخي پنداشته‌اند، محبت نسبت به زينب نيست و اگر چنين چيزي مي‌بود، خدا آن را آشكار مي‌كرد؛ بلكه هدف آيه، همان امر ازدواج با زينب است كه پیامبر اکرم (ص) براي از بين بردن رسم پسر خواندگي به این امر اقدام نمود(8). 
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) بخاری کتاب التفسیر باب (ادعوهم لآبائهم) ج 3، ص 276، شماره 4782. 
2) بخاری باب الصلح، ج 2، ص 267 شماره 2699. 
3) قضایا نساء النبی و المومنات، ص 189. 
4) بخاری باب فضائل المدینه، ج 2، ص 411، شماره 3172. 
5) بخاری باب الحدود ج 4، ص 254، شماره 6818. 
6) علاقة الاباء بالابناء فی الشریعة الاسلامیه، معاد الصانع، ص 52-53. 
7) معین السیره، ص 311. 
8) احکام القرآن ابن عربی، ج 3، ص 1531-1532. بعد از اينكه زيد (رض)، زينب را طلاق داد و عده او تمام گرديد، پیامبر اکرم(ص) به زيد(رض) گفت:(رض) نزد زينب برو و از او براي من خواستگاري كن. زيد (رض) مي‌گويد: من نزد زينب رفتم و او را انساني بزرگ پنداشتم و گفتم: مژده‌ات باد،‌ زينب! پیامبر اکرم (ص) از تو خواستگاري نموده است. زينب گفت: من تا از پروردگارم استخاره نكنم، اين كار را نخواهم كرد. پس برخاست و به نماز ايستاد. طولي نكشيد كه آيات قرآن نازل شد و پیامبر اکرم (ص) به ازدواج با زينب مأموريت يافت. آن گاه پیامبر اکرم (ص) به خانة زينب   آمد(1) . و به او چهارصد درهم مهريه داد و با او ازدواج نمود. و اين ازدواج طبق روايات مشهور، در سال پنجم ه‍. اتفاق افتاد، اما بیهقی می‌گوید: این ازدواج بعد از غزوة بنی‌قریظه به وقوع پیوست(2).  
پیامبر اکرم (ص) در وليمة اين ازدواج، گوسفندي ذبح كرد و يارانش را براي صرف غذا دعوت نمود(3).  
بدين صورت پیامبر اکرم (ص) به دستور پروردگارش، با زينب دختر جحش ازدواج نمود. كه اين ازدواج در برگيرندة درسها و فوائد زيادي بود. از جمله اين كه عبارتند از: 
1- كسي كه زينب  براي پیامبر اکرم(ص) خواستگاري نمود، همسر سابقشان، زيد(رض)‌ بود. ابن حجر مي‌گويد: اين شفاف‌ترين نكته‌اي بود كه در اين جريان اتفاق افتاد. زيرا همسر سابقش شخصاً از او براي پیامبر اکرم (ص) خواستگاري نمود. تا كسي گمان نبرد كه وي بدون اينكه راضي باشد، مجبور به طلاق شده است و از طرفي براي پیامبر اکرم(ص) نيز بي رغبتي زيد (رض) نسبت به همسر سابقش بيش از پيش آشكار مي‌گرديد.  
همچنين فلسفة ديگر اين قضيه در اين نماد پيدا مي‌كند كه نبايد نفرت و عداوت و طلاق زوجين مانع از خيرخواهي نسبت به يكديگر باشد؛ بلكه بايد اخوت ايماني همچنان حفظ گردد؛ چنانكه زيد (رض) بعد از جدايي و طلاقي كه خود زينب باعث  آن شده بود، نزد او رفت و او را براي پیامبر اکرم(ص) خواستگاري نمود و گفت: زينب ! مژده‌ات باد.
2- آياتي كه در اين مورد نازل گرديد، پیامبر اکرم (ص) را به این دلیل که زيد (رض) را به ادامة زندگي با زينب  توصيه و تأكيد مي‌نمود، سرزنش كرد؛ زيرا ايشان از طریق وحي الهي اطلاع يافته بود كه زيد (رض) زينب را طلاق خواهد داد و ايشان با زينب ازدواج خواهند كرد. اما پیامبر اکرم (ص) از ترس سخن مردم كه خواهند گفت: محمد(ص) با مطلقة پسر خود ازدواج كرده است، از ابراز اين مسئله خودداري نمود و زيد(رض) را به ادامة زندگي و تفاهم با همسرش توصيه مي‌نمود.
انس بن مالك(رض)  و همچنين عایشه (رض) مي‌گويند: اگر پیامبر اکرم (ص) مي‌توانست بخشي از قرآن را كتمان نمايد، اين آيه را كتمان مي‌نمود كه مي‌فرمايد: 
(وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِکْ عَلَيْکَ زَوْجَکَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِکَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ) (احزاب، 37)(4) 
«یادآور شو زمانی را که به کسی که خداوند بدو نعمت داده بود و تو نیز بدو لطف کرده بودی، می‌گفتی: همسرت را نگاهدار و از خدا بترس تو چیزی را در دل پنهان می‌داشتی که خداوند آن را آشکار می‌سازد و از مردم می‌ترسیدی؛ در حالی که خداوند سزاوارتر است که از او بترسی.» 
شيخ عبدالرحمن سعدي در تفسير اين آيه:(وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ) مي‌گوید: يعني كسي كه خدا، نعمت اسلام را به او ارزاني داشته است و تو نيز با آزاد كردن و تعليم و تربيت، بر او انعام كرده‌اي، هنگامي كه نزد تو آمد و در مورد طلاق همسرش با تو مشورت نمود و تو در حالي كه خيرخواه و دلسوز او بودي، با اينكه دوست داشتي با زينب (رض) ازدواج نمایي، اما زيد(رض) را بر خود ترجيح دادی، و به تفاهم و ادامة زندگي و رعايت تقوا در مورد همسرش توصيه نمودي(5). 
سيد قطب مي‌گويد: آنچه پیامبر اکرم (ص) آشكار نكرده بود، در حالي كه مي‌دانست خدا آن را آشكار مي‌كند، آگاهی او به ازدواج با زينب بود. و اين مسئله، امری صريح و تعبدي‌ نبود وگر نه پیامبر اکرم (ص) در بيان آن اندكي درنگ نمي‌نمود. بلكه قضيه‌اي بود كه خداوند از وقوع آن در آيندة نزديك به ايشان خبر داده بود. بنابراين، پیامبر اکرم (ص) لزومي نمي‌ديد كه قبل از فرا رسيدن وقت موعود، مردم را مطلع سازد. تا اينكه خداوند، زمينة آن را با طلاق دادن زيد (رض) فراهم كرد و تا آن لحظه نه او چيزي مي‌دانست و نه زينب كه در آينده چه چيزي اتفاق خواهد افتاد. زيرا عرف حاكم بر جامعه، زينب  را مطلّقة پسر محمد (ص) به شمار مي‌آورد(6). 
3ـ آیة  فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَراً و زوجنالها  اين آيه بيانگر شأن و منزلت والاي زيد (رض) است؛ زيرا او تنها صحابه‌اي مي‌باشد كه نام او در كلام خدا ذکر گردیده است.
سهيل (رض) مي‌گويد: تا قبل از نزول این آیه، زید را زيد بن محمد صدا مي‌كردند، اما بعد از نزول اين آیه: 
(ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ)
«آنها را به نام پدرانشان صدا كنيد.»
زيد (رض) گفت: من زيد بن حارثه هستم و بر خود حرام كرد كه به نام زيد بن محمد ص