عد بن معاذ گفت: اي پیامبر اکرم(ص)! قبل از اینکه به اسلام مشرف گردیم، ما نیز مانند اينها، به خدا شرك مي‌ورزيديم و بتها را مي‌پرستيم و خدا را نمي‌شناختيم و او را نمي‌پرستيديم، با این وجود اينها به يك دانه ميوة مدينه چشم نمي‌دوختند؛ مگر اينكه در مهماني نصيبشان مي‌شد يا مي‌خريدند. اكنون كه خدا ما را با اسلام گرامي داشته و با تشريف‌آوري شما به ما قدرت و عزت بخشيده است، چگونه مالهاي خود را به آنها خواهيم داد؟ بنابراین، ما چنين قراردادي را لازم نمي‌دانيم. به خدا سوگند! جز شمشير چيز ديگري به آنها نخواهيم داد تا خدا ميان ما و آنها فيصله نمايد. رسول خدا (ص) فرمود: اين شما و اين هم آنها.
آن گاه معاذ،‌ پيمان‌نامه را پاره نمود و گفت: هر کاری که می‌خواهید، انجام دهید(4). 
نپذیرفتن قرارداد توسط اين دو پيشواي انصار، همان طور كه شرح آن گذشت، كاملاً براساس رعايت حريم خدا و رسول او (ص) انجام گرفت؛ زيرا آنها بعد از اينكه اذعان نمودند كه اين دستور خدا و پيامبرش (ص) نيست؛ بلكه پیامبر اکرم (ص) تنها به خاطر آنها این كار را انجام می‌دهد، آن را لغو نمودند و نپذيرفتند و پیامبر اکرم (ص) نيز با شنيدن سخنان سعد كه از آن بوي ايمان و قدرت ايماني به مشام مي‌رسيد، خوشحال شد و پيمان‌نامه را لغو نمود(5). 
منظور پیامبر اکرم (ص) از اینکه فرمود: «تمامی قبایل عرب عليه شما متحد شده‌اند» از هم‌پاشيدن صف واحد دشمنان بود كه از اين عملكرد، نکات ذیل استنباط می‌گردد:
- مسلمانان بايد تلاش نمایند تا راه نفوذ به داخل صفهاي دشمن را بيابند.
- هدف استراتژي فرمانده نيروهاي اسلامي حتی‌المقدور، منصرف ساختن بخشهایي از نيروي دشمن از جنگ باشد و فرماندهي كل نبايد رايزني، مشورت و مصلحت دور و نزديك را از ياد ببرد(6). 
- مشورت‌گرفتن از صحابه در چنين موقعيت حساسي، بيانگر شيوة فرماندهي آن حضرت (ص) و اهميت مشورت بويژه در امور نظامي است که این امور مربوط به تمامی گروهها است؛ پس این مسئله می‌بایست در شورا مطرح گردد و نبايد فقط يك نفر در آن اظهار نظر نمايد؛ حتي اگر آن يك نفر پیامبر اکرم (ص) باشد؛ مگر اينكه رأي و نظر او برگرفته از وحي و دستور الهي باشد(7). 
- پذيرفتن رأي صحابه در لغو قرارداد صلح با غطفان، بیانگر توانایی و ارادة قوی فرماندة لشکر اسلام است؛ چراکه این فرمانده به افراد تحت نظر خویش اعتماد دارد و به آنها شخصيت مي‌دهد و هر یک از این دو گروه قدرشناس زحمات گروه متقابل هستند. و فرمانده به رأي آنان و آنان به رأي فرمانده احترام قائل هستند، اما صلحي كه پیامبر اکرم (ص) خواست با غطفان امضاء نماید، از سياستی شرعي كه در آن مصلحتها و مفاسد بررسي مي‌شوند و براساس آنها فرمانده كل تصميم مي‌گيرد، سرچشمه مي‌گرفت(8). 
پیامهای موضعگيري صحابه در قبال اين صلح 
الف - تأكيدي است به شجاعت اديبانه‌ای که اصحاب و یاران پیامبر اکرم (ص) هرگاه ایجاب نماید، در مورد مسائل مربوط به جماعت مسلمانان، ابراز می‌دارند.
ب - بيانگر جوهرة مسلمانان و حقيقت ارتباط آنان با خدا، پيامبر اکرم (ص) و اسلام است.
ج - همچنين بيانگر روحية و ايمان قوی مسلمانان است كه آمادگي رويارويي با هر نوع بحران را با صبر و بردباري دارند و دشمن را هرچند كه قوي و تعداد جنگجويانش زياد باشد، ضعيف و كم مي‌پندارند.
2- شايعه پراكني در صفوف دشمن
پیامبر اکرم (ص) براي تضعيف و از هم‌پاشيدن نيروهاي احزاب از سلاح تبليغات رواني و شايعه پراكني استفاده نمود؛ زيرا آن حضرت(ص)  از اختلافاتی كه در ميان صفوف احزاب وجود داشت، آگاهی داشت بنابراين، سعي نمود آنها را شناسایي و ابراز نمايد تا ريشه‌دار و عميق بشوند. 
قبلاً به این موضوع اشاره نمودیم كه با سران غطفان مذاكره نمود و با آزمند ساختن آنان به مال، روحية آنان را تضعيف كرد و در این مرحله نیز خداوند يكي از غطفاني‌ها را كه نعيم بن مسعود غطفاني نام داشت، هدایت نمود و او اسلام را پذیرفت. نعيم گفت: اي پیامبر اکرم (ص)! خويشاوندانم از مسلمان شدن من اطلاعي ندارند بنابراين، شما هر دستوري بدهيد، من آماده‌ام. پیامبر اکرم (ص) فرمود: تو يك نفر از ما هستي، تا مي‌تواني آنها را شكست بده. زيرا جنگ يعني فريبكاري(9). 
نعيم براساس دستور پیامبر اکرم به ايجاد بدگماني و شايعه‌پراكني در ميان صفوف دشمن پرداخت و شیوة او این گونه بود که ازیک طرف يهوديان را تحريك كرد تا از قريش گروگان بخواهند تا به محاصرة مسلمانان پايان ندهند و از طرفي به قريش گفت: يهود بنی‌قريظه از شما گروگان مي‌طلبند تا به محمد بدهند و در مقابل آن، دوباره با او صلح بنمايند(10). 
آخرالامر اینکه تبليغات نعيم بن مسعود موفقيت‌آميز بود؛ چراکه توانست در ميان صفوف احزاب بدگماني ايجاد نماید و اعتماد آنها را نسبت به يكديگر سلب نمايد.
اسباب موفقيت نعيم بن مسعود عبارت بودند از:
الف - اسلام خود را آشكار نساخت و بدين صورت اعتماد آنها را جلب نمود.
ب - سرنوشت يهوديان بنی‌قينقاع و بنی‌نضير را براي يهود بنی‌قريظه يادآور شد و آنها را در صورت استمرار مخالفت با پیامبر اکرم (ص) و مسلمانان به آينده‌اي خطرناك هشدار داد؛‌ چنانكه اين هشدار در دل يهود كارساز واقع شد و باعث دودلي و تغيير افكار آنان گرديد.
ج - او هر يك از دو طرف (قریش و یهود بنی‌قریظه) را به كتمان مذاكرات و روابط خود با آنها متقاعد ساخت؛ زيرا در صورت آشكار شدن روابط او با دو طرف، پرده از چهرة واقعي او برداشته مي‌شد و مأموريتش به اتمام نمی‌رسید.
بدين صورت نعيم بن مسعود،‌ نقشی اساسي در شكست احزاب ايفا نمود(11). 
-------------------------------------------------------------------------------------------------
1) غزوة الاحزاب، محمد احمد باشمیل، ص 201.
2) مغازی، واقدی، ج 2، ص 477.
3) القیادة العسکریة فی عهد الرسول، ص 413.
4) البدایة و النهایة، ج 4، ص 106.
5) تاریخ الاسلامی، حمیدی، ج 6، ص 125.
6) الأساس فی السنة، ج 2، ص 687.
7) العبقریه العسکریه فی غزوات الرسول، ص 414.
8) القیادة العسکریة فی عهد الرسول، ص 414.
9) البدایة و النهایة، ج 4، ص 113.
10) السیرة النبویة الصحیحة، ج 2، ص 430.
11) القیادة العسکریة فی عهد الرسول، ص 477.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:527.txt">متوسل شدن آن حضرت(ص)  به خدا و مدد و نصرت پروردگار</a><a class="text" href="w:text:528.txt">پيگيري اوضاع لشكر احزاب توسط پیامبر اکرم (ص)</a><a class="text" href="w:text:529.txt">غزوة احزاب و نتایج آن در قرآن</a><a class="text" href="w:text:530.txt">شکست بنی‌قریظه</a></body></html>عادت پیامبر اکرم (ص)، این بود که به خدا بسیار متوسل مي‌شد و دعا و زاري مي‌نمود و از او كمك مي‌خواست و در غزوه‌ها این امر بیشتر نمود پیدا می‌کرد.
هنگامي كه مسلمانان در غزوة احزاب سخت تحت فشار قرار گرفتند و تاب و تحمل آنان پایان پذیرفت و وحشت بر آنان مسلط شد، نزد پیامبر اکرم (ص) آمدند و گفتند: اي رسول خدا (ص)! آيا در اين مورد چيزي هست كه ما بگوئيم؟ رسول خدا (ص) فرمود: بلي. بگویيد: «اللهم استر عوراتنا و آمِن روعاتنا»(1)  «بارالها!‌ عورات ما را حف