َن قَالُواْ أَبَعَثَ اللّهُ بَشَرًا رَّسُولاً(94) قُل لَّوْ کَانَ فِي الأَرْضِ مَلآئِکَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنَا عَلَيْهِم مِّنَ السَّمَاءِ مَلَکًا رَّسُولاً(95) قُلْ کَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَکُمْ إِنَّهُ کَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا(96)) (اسراء، 90 - 96)
«گفتند ما هرگز به تو ایمان نمی‌آوریم مگر اینکه از زمین چشمه‌ای برای ما بیرون جوشانی یا اینکه باغی از درختان خرما و انگور داشته باشی و رودبارها و جویبارهای فراوان در آن روان گردانی. یا آسمان را قطعه قطعه بر سرما فرود آری، همان گونه که می‌پنداری و یا اینکه خدا و فرشتگان را بیاوری و با ما رویاروی گردانی و یا اینکه سرای بزرگ زرنگاری داشته باشی و یا اینکه به سوی آسمان بالا روی و تنها چیزی که مانع ایمان‌ آوردن مردمان بعد از نزول هدایت برای ایشان شد، این است که می‌گویند: آیا خداوند انسانی را به عنوان پیغمبر فرستاده است؟! بگو اگر در زمین (به جای انسانها) فرشتگانی مستقر و در آن راه می‌رفتند، ما از آسمان فرشته‌ای را به عنوان پیغمبر به سویشان می‌فرستادیم، بگو کافی است که خدا میان من و شما گواه باشد. بی‌گمان او از (حال) بندگانش بسیار آگاه (و نسبت به کارشان) بس بینا است.»
همچنین این فرموده الهی در همین مورد نازل شد:
(وَلَوْ أَنَّ قُرْآنًا سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الأَرْضُ أَوْ کُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى بَل لِّلّهِ الأَمْرُ جَمِيعًا أَفَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُواْ أَن لَّوْ يَشَاءُ اللّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعًا وَلاَ يَزَالُ الَّذِينَ کَفَرُواْ تُصِيبُهُم بِمَا صَنَعُواْ قَارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيبًا مِّن دَارِهِمْ حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لاَ يُخْلِفُ الْمِيعَادَ) (رعد، 31)
«اگر قرآنی باشد که کوهها بدان به حرکت در آید یا زمین به وسیلة آن شکافته شود و یا بدان مردگان به سخن در آورده شوند (باز هم بعضیها به سبب عناد با حق بدان نمی‌گرایند)؛ بلکه همة کارها در دست خداست. آیا مسلمانان مگر نمی‌دانند که اگر خدا می‌خواست همة مردمان را هدایت می‌داد؟ پیوسته کافران به سبب کاری که می‌کنند، دچار بلا و مصیبت کوبنده می‌گردند و یا اینکه بلا و مصیبت کوبنده بر خانة آنان فرود می‌آید تا وعدة خدا فرا رسد. بی‌گمان خداوند خلاف وعده نمی‌کند.»
فلسفه اینکه درخواست مشرکان از جانب پیامبر اکرم (ص) مبنی بر ارائه معجزه پذیرفته نشد، این بود که آنها به قصد راهیابی و حق طلبی، خواهان این معجزات نبودند؛ بلکه از روی لجاجت و تمسخر، خواستار آن گردیدند و خداوند می‌دانست که اگر اینها آنچه را که خواسته‌اند به صورت آشکار ببینند و مشاهده نمایند، باز هم ایمان نخواهند آورد و همچنان سرگشته و سرکش خواهند ماند؛ چنانکه خداوند می‌فرماید:
(وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءتْهُمْ آيَةٌ لَّيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الآيَاتُ عِندَ اللّهِ وَمَا يُشْعِرُکُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءتْ لاَ يُؤْمِنُونَ(109) وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ کَمَا لَمْ يُؤْمِنُواْ بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ(110) وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلآئِکَةَ وَکَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ کُلَّ شَيْءٍ قُبُلاً مَّا کَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ إِلاَّ أَن يَشَاء اللّهُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ(111)) (انعام، 109 - 111)
«مشرکان با همه توان و با تأکید هر چه بیشتر به خدا سوگند می‌خورند که اگر معجزه‌ای برای آنان آورده شود به سبب آن ایمان می‌آورند. بگو معجزات از سوی خدا است و شما چه می‌دانید اگر بدیشان نموده شود، ایمان نمی‌آورند. ما دلها و چشمهای آنان را واژگونه و حیران می‌گردانیم، همان گونه خواهند بود که در آغاز بودند و ایشان را به خود وا می‌گذاریم تا در طغیان و سرکشی خود سرگردان و ویلان شوند. اگر ما فرشتگانی را به پیش ایشان می‌فرستادیم و مردگانی با ایشان سخن می‌گفتند و همه چیز را آشکار در برابر آنان گرد می‌آوریم، آنان ایمان نمی‌آوردند، مگر اینکه خدا می‌خواست ولیکن بیشتر آنان نمی‌دانند.»
بنابراین، حکمت الهی و رحمت ربانی چنین اقتضاء نمود که خواسته آنان پذیرفته نشود؛ زیرا سنت الهی چنین حکم می‌کند که هر گاه قومی نشانه‌ها و معجزات بخواهند و خواستة آنان پذیرفته شود، اما باز هم ایمان نیاوردند، آنان را ریشه‌کن خواهد کرد، آن طور که با قوم عاد، ثمود و قوم فرعون کرد.
آنچه بیش از هر چیزی بیانگر تمسخر و لجاجت و سبکسری آنها می‌باشد، این است که قرآن که یکی از معجزات و نشانه‌های بزرگ الهی است، نزد آنان بود بنابراین، وقتی خواستار ارائه نشانه‌هایی شدند، خداوند در پاسخ آنها فرمود:
(وَقَالُوا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَاتٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ(50) أَوَلَمْ يَکْفِهِمْ أَنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْکَ الْکِتَابَ يُتْلَى عَلَيْهِمْ إِنَّ فِي ذَلِکَ لَرَحْمَةً وَذِکْرَى لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ(51) قُلْ کَفَى بِاللَّهِ بَيْنِي وَبَيْنَکُمْ شَهِيدًا يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالَّذِينَ آمَنُوا بِالْبَاطِلِ وَکَفَرُوا بِاللَّهِ أُوْلَئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ(52)) (عنکبوت، 50 - 52)
«و می‌گویند چه می‌شد اگر معجزاتی از سوی پروردگارش بدو عطاء می‌گردید. بگو : معجزات متعلق به خداست و من تنها بیم‌دهنده روشنگری هستم و بس. آیا همین اندازه برای آنان کافی و بسنده نیست که ما این کتاب را بر تو نازل کرده‌ایم و پیوسته بر آنان خوانده می‌شود. مسلماً در این رحمت بزرگی و تذکر سترگی است. بگو همین بس است که خدا میان من و شما گواه است. او می‌داند آنچه در آسمانها و زمین است کسانی که باطل را باور می‌دارند و به خدا اعتقاد ندارند، آنان واقعاً زیان‌کارند.»
عبدالله بن عباس روایتی ذکر نموده است که قریش به پیامبر اکرم (ص) می‌گفتند: از پروردگارت بخواه کوه صفا را برای ما به طلا تبدیل نماید، آن وقت ما ایمان می‌آوریم. پیامبر اکرم (ص) فرمود: ایمان می‌آورید؟ گفتند: بلی. ابن عباس می‌گوید: پیامبر اکرم (ص) دعا کرد. آن گاه جبرئیل آمد و گفت: پروردگارت سلام می‌کند و می‌گوید: اگر تو می‌خواهی کوه صفا راتبدیل به طلا می‌نماییم، اما اگر بعد از آن هم کفر ورزیدند، به آنان چنان عذابی خواهم داد که به هیچ یک از جهانیان آن عذاب را نداده‌ام و اگر می‌خواهی‌ درهای توبه و رحمت را بر روی آنها می‌گشایم. پیامبر اکرم (ص) فرمود: درهای توبه و رحمت را بر روی آنها می‌گشایم. پیامبر اکرم (ص) فرمود: درهای توبه و رحمت را بر آنان بگشا و آن وقت خداوند این آیه را نازل فرمود:
(وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلاَّ أَن ک