 اکرم (ص) بود. به غار حرا، که کوهی واقع در ناحیه شمال غربی مکه است، می‌رفت و آن جا خلوت می‌گزید و چند شب را در آن جا با عبادت می‌گذراند. گاهی ده شب و گاهی بیشتر تا یک ماه به خلوت گزینی و عبادت در غار حرا مشغول می‌شد و سپس به خانه‌اش باز می‌گشت و دیری نمی‌گذشت که باز توشه‌اش را جمع می‌نمود تا به خلوت گزینی دیگری برود و به غار حرا برمی‌گشت و این چنین کار او ادامه داشت تا وحی بر اونازل گردید.(16) 
--------------------------------------------------------------------------------------
1) دراسة تحلیلیة لشخصیة الرسول محمد، ص 101 - 102.
2) السیرة النبویة الصحیحه، عمری، ج 1، ص 118.
3) الجواب الصحیح، ابن تیمیه، ج 1، ص 340.‌
4) صحیح السیرة النبویه، ابراهیم العلی، ص 31.
5) الجواب الصحیح، ج 1، ص 340.
6) البخاری، کتاب التفسیر، شماره 4838.
7) صحیح السیرة النبویه، ص 30.
8) السیرة النبویه، ابن کثیر، ج 1، ص 300.
9) السیرة النبویه الصحیحه، عمری، ج 1، ص 122.
10) دراسة تحلیلیه، محمد قلعجی، ص 107.
11) ابن هشام با سند حسن، ج 1، ص 231.
12) صحیح السیرة النبویه، ص 146.
13) الاساس فی السنه و فقها السیرة النبویه، سعید حوی، ج 1، ص 180 - 181.
14) مسلم فی الصحیح، کتاب الفضائل، باب فضل نسب النبی و تسلیم الحجر علیه قبل النبوه، شماره 2277.
15) البخاری، کتاب بدء الوحی، شماره 3.
16) فقه السیرة النبویه، بوطی، ص 60.از اين حديث چنين استنباط می‌گردد که اسیر می‌تواند عزیمت و یا رخصت را بپذیرد به این كه اگر اسير بخواهد عزيمت را ترجيح دهد، مي‌تواند از پذيرفتن امان كافر امتناع بورزد، هر چند كه به كشته شد او بینجامد و اگر رخصت را ترجيح داد می‌تواند امان كافر را بپذيرد. 
حسن بصري بر این عقیده است که پذيرفتن امان كافر اشكالي ندارد، ‌اما سفيان ثوري مي‌گويد: من اين را نمي‌پسندم.
رعايت كردن عهد مشركان و اجتناب از كشتن فرزندانشان و دعا جهت هدایت آنان و خواندن نماز قبل از مرگ توسط مشرکان و سرودن اشعار، بيانگر كرامت و قوت ايمان و يقين خبيب مي‌باشند.براساس حوادثی که در رجیع اتفاق افتاد، این موضوع اثبات گردید كه اسير هم مي‌تواند از پذيرفتن امان كافر امتناع ورزد هر چند که این امتناع به کشته شدن او منجر شود. كه كشته شود. مانند عاصم (رض) و نیز می‌تواند به رخصت عمل نمايد و امان را بپذيرد و به این گونه از کشته شدن نجات یابد. خبيب وزيد که به رخصت عمل نمودند، امّا بنابر نظر صحیح، اگر شرایط براي اسير فراهم گردد، می‌بایست از فرصت استفاده نمايد و فرار بكند؛ زيرا اسير در دست كفار مورد ستم و اهانت قرار مي‌گيرد بنابراين، لازم است تا خود را از قيد اسارت و بردگي نجات دهد(1). 
حادثه فوق براي مسلمانان بسیاری از مسائل را درباره پذيرفتن اسارت و يا مبارزه تا آخرين لحظات در مقابل دشمن را بیان نمود(2). 
----------------------------------------------------------------------------------------
1) السیرة، ب.طی، ص 188-189.
2) الأساس فی السنه، سعید حوی، ج 2، ص 622.با وجود اینکه خبيب(رض)  در اسارت مشركان بسر مي‌برد و هر لحظه احتمال داشت كه كشته شود، بر انجام سنت نظافت موهاي زائد بدن خود اهميت قائل بود و براي اين منظور تيغي به عاريه گرفت. اين عمل خبيب درسي است براي كساني كه مشغول شدن به سنن و حتي واجبات را در شرایط بحراني شايسته و لازم نمي‌دانند؛ در حالي كه بين رعايت این سنتها و انجام ساير شرایع اسلام هيچ منافاتي وجود ندارد.(1)
-------------------------------------------------------------------------------------
1) وقفات تربویه مع السیرة النبویة، احمد فرید، ص 234.خبيب تيغي را از يكي از زنان خانواده حارث جهت نظافت بدن خود گرفت، آن زن مي‌گويد: از فرزند كوچكم غافل شدم تا اينكه او را در بغل خبيب دیدم. از اين جريان، سخت ترسيدم. او متوجه ترس من شد و گفت: مي‌ترسي كه مبادا فرزندت را بكشم؟ هرگز چنین عملی را انجام نخواهم داد.(1) 
بنابراین، اين عمل شگفت‌انگيز خبیب بيانگر روح عالي، صفاي نفس و التزام به منهج اسلامي است؛ چنانكه خداوند مي‌فرمايد:
(وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَا کُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً) (اسراء، 15)
«هيچ كس بار ديگري را به دوش نخواهد گرفت و ما عذاب نمي‌دهيم تا اينكه پيام‌رساني بفرستيم.»
وفاي خبيب با كساني كه به وي خيانت كردند، درسي براي همه مسلمانان است(2). 
اين جمله خبيب كه گفت: «اگر خدا بخواهد، چنين نخواهم كرد.» در زبان عربي داراي مفهوم خاصي است؛ يعني، انجام ندادن چنين عملي (انتقام گرفتن) در اين شرايط خاص و اضطراري كه بزرگ‌ترين آرزوي انسان، نجات دادن نفس او مي‌باشد، ممكن نبود، اما اصلي كه اجتناب از آزار بيگناهان است، مرا باز مي دارد(3). 
براین اساس، عمل خبيب نمونه‌اي از عظمت اصحاب و یاران پیامبر اکرم (ص) كه درصدد اجرای اخلاق اسلامي در وجود خود برآمدند و از آنجا که آگاهی آنان نسبت به مسائل دینی و ایمان آنان، ایمان واقعی بود، حتی در برابر دشمناني كه بر آنها ظلم كردند، و از آنجا که آگاهی آنان نسبت به مسائل دینی و ایمان آنان، ایمان واقعی بود، حتی نيز به اخلاق اسلامي پايبند بودند(4).  
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) صحیح السیرة النبویة، ص 320.
2) معین السیرة النبویه، ص 320.
3) ظهور و عبرمن الجهاد النبوی فی المدینه، ص 153.
4) التاریخ الاسلامی، حمیدی، ج 6، ص 38.ياران پيامبر اکرم (ص) نسبت به ایشان عشق و علاقه خاصی می‌ورزیدند و از آنجا كه محبت نتيجه شناخت است بنابراین آنها نسبت به پیامبر اکرم (ص) از شناخت كاملي برخوردار بودند. بر این اساس، محبت آنان نسبت به پیامبر اکرم (ص) محبتی عمیق و راسخ بود(1). 
در فاجعه رجيع از گفتگوي آرامي كه بين ابوسفيان و زيد بن دثمه انجام گرفت، ميزان اين محبت آشكار می‌شود. آنجا كه ابوسفيان به وي مي‌گويد: آيا دوست داري هم‌اکنون محمد به جاي تو مي‌بود و او به قتل می‌رسید و تو در جمع خانواده‌ات مي‌بودي؟
زيد مي‌گويد: به خدا سوگند! نه تنها دوست ندارم که محمّد کشته شود؛ بلکه دوست ندارم که حتی خاري به پايش فرو رود و من در جمع خانواده‌ام باشم(2). 
اين نوع محبت، اثر ايمان است. پیامبر اکرم (ص)  فرمود: سه خصلت در وجود هركس يافته شوند، آن فرد حلاوت ايمان را احساس مي‌نمايد :1- كسي كه محبت خدا و رسول از سایر افراد در قلبش بيشتر باشد. 2- هر كس را دوست مي‌دارد، صرفاً به خاطر خدا دوست بدارد. 3- از نظر او برگشتن به كفر به اندازه افتادن در آتش، ناپسند باشد(3). 
--------------------------------------------------------------------------------------------
1) حقوق النبی علی امته. د – محمد التمیمی، ج 1، ص 314.
2) صور و عبر من الجهاد النبوی فی المدینه، ص 154.
3) بخاری، کتاب الایمان، ج 1، ص 72، شماره 21.مسلمانان از فاجعه «رجيع» بسیار متأثر گرديدند. حسان(رض)  با سرودن شعر، وضعيت مسلمانان را بيان مي‌نمود و خائنان را نكوهش مي‌كرد. او در نكوهش بني‌لحيان چنين سرود: 
ان سرّک الغدر صرفا لامراج له
		فأت الرجیع فَسَل عن دار لحیان

قوم تواصو باکل الجار بینهم
		فالکلب و القرد و الانسان مثلان

لوینطق التّیس یوماً قام یخطب